1
استفاده از یک مفهوم علمی در چارچوب شبه‌علم

انرژی چیست؟ و چه کارکردی دارد؟

  • کد خبر : 569
  • 06 شهریور 1401 - 11:10
انرژی چیست؟ و چه کارکردی دارد؟
استفاده از عبارات علمی چون فرکانس و انرژی و ترکیب آن با مفهومی کاملاً انتزاعی و نامشخص مثل کائنات در کتاب و فیلم راز، و اختراع قانونی به نام قانون جذب – که البته هیچ‌کدام از معیارهای علمی یک قانون را به همراه ندارد - معجونی از شبه‌علم را به وجود آورده که مخاطب ناآگاه را در یک بن‌بست فکری قرار داده و او را از نظر ذهنی زمین‌گیر می‌کند.

بهداشت معنوی؛ قانون جذب می‌گوید شما با این انرژی می‌توانید خواسته‌ها و آرزوهای خود را به دست آورید و زندگی خود را تغییر دهید. اگر تعدادی از انسان‌ها با هم به موضوعی فکر کنند می‌توانند تغییرات اجتماعی یا جهانی ایجاد کنند و با انتقال این انرژی به جهان فرمان بدهند. این انرژی به صورت نیروی نامحدودی تعریف می‌شود که هر کاری از آن برمی‌آید و بر همه چیز می‌تواند اثر بگذارد. از این رو، آن را خدای درون و قدرت مطلق درونی یا خلاقیت درونی تصور کرده‌اند. این ادعاهای شگفت انگیز و جذاب اگرچه به طور گسترده‌ای در رسانه‌ها تبلیغ می‌شود، ولی هنوز توجیه و تبیین علمی‌پیدا نکرده است و مشخص نیست که آیا چه کسی تا کنون این نیروی نامحدود درونی را تجربه کرده و توانسته با نیروی فکر به همۀ خواسته‌هایش برسد و جهان را مطابق آنچه می‌خواهد، تغییر دهد. در این یادداشت «امین رضایی‌نژاد» کارشناس معنویت‌های نوظهور، به موضوع انرژی در معنویت‌های نوین پرداخته است.

انرژی چیست؟

واژه «انرژی» در زبان انگلیسی از واژه یونانی باستان «انرژیا» (ἐνέργεια) گرفته شده و به معنای  فعالیت و کار است. این واژه در آثار ارسطو فیلسوف مشهور یونانی و در قرن چهارم قبل از میلاد ظاهر شده و احتمالاً این ارسطو بوده است که اولین بار این واژه را به‌کاربرده است. در آن زمان و برخلاف تعریف مدرن، انرژی یک مفهوم فلسفیِ کیفی بوده که به‌اندازه کافی گسترده و شامل ایده‌هایی مانند شادی و لذت نیز می‌شده است.

در اواخر قرن هفدهم، «گاتفرید لایبنیتز» (Gottfried Wilhelm Leibniz) ایده «نیروی حیاتی» (به لاتین: Vis viva)یا نیروی زنده، که به‌عنوان «حاصل‌ضرب جرم یک جسم در مجذور سرعت» (F=m*v2) تعریف می‌شود را مطرح کرد.

در سال 1807، احتمالاً «توماس یانگ» (Thomas Young) اولین کسی بوده که از اصطلاح «انرژی» به‌جای Vis viva به معنای امروزی آن استفاده کرد. «گوستاو کوریولیس» (Gaspard-Gustave de Coriolis) در سال 1829 «انرژی جنبشی» (Kinetic Energy) را به معنای امروزی آن توصیف کرد و در سال 1853، «ویلیام رانکین» (William John Rankine) اصطلاح «انرژی پتانسیل» (Potential Energy) را ابداع نمود.

قانون بقای انرژی که برای هر سیستم بسته اعمال می‌شود نیز برای اولین بار در اوایل قرن 19 مطرح شد. همچنین برای چند سال بحث می‌شد که آیا گرما یک ماده فیزیکی است که کالری نامیده می‌شود یا همانند تکانه صرفاً یک کمیت فیزیکی است. در سال 1845 «جیمز پرسکات ژول» (James Prescott Joule) ارتباط بین کار مکانیکی و تولید گرما را کشف کرد.

این تحولات منجر به تولید «نظریه بقای انرژی» شد که عمدتاً توسط «ویلیام تامسون» (لرد کلوین) (William Thomson, 1st Baron Kelvin) به‌عنوان حوزه ترمودینامیک رسمیت یافت. براساس «قضیه نوتر»، (Noether’s theorem)، بقای انرژی نتیجه‌ این واقعیت است که قوانین فیزیک در طول زمان تغییر نمی‌کنند. بنابراین، از سال 1918، نظریه‌پردازان دریافتند که قانون بقای انرژی نتیجه ریاضی مستقیم تقارن انتقالی کمیت مزدوج با انرژی، یعنی زمان است.

 

در علوم مختلف ازجمله مکانیک نیوتنی و کوانتومی، شیمی، زیست‌شناسی، کیهان‌شناسی و زمین‌شناسی انرژی دارای انواع گوناگونی ازجمله مکانیکی، الکتریکی، مغناطیسی، گرانشی، شیمیایی، یونیزاسیون، هسته‌ای، کرومودینامیک، کشسان، موج مکانیکی، موج صوتی، تابشی، ساکن و حرارتی بوده و در تمامی انواع خود دارای یک صورت‌بندی ریاضی قابل‌اثبات و قابل‌اندازه‌گیری است.

 

به‌طور خلاصه انرژی کمیتی است که قابلیت انجام کار را دارد، قابل انتقال است، روش‌های انتقال آن مشخص است، قابلیت اثبات از طریق ریاضی را دارد و به کمک فرمول‌های ریاضی قابل‌اندازه‌گیری است.

 

انرژی در معنویت‌های نوین

عباراتی همچون «انرژی کیهانی»، «انرژی کائنات»، «تفکر مثبت بدون تلاش»، «انرژی مثبت» و «ندای درون» نسخه‌های غیرعلمی و شاعرانه‌ای است که مبتنی بر دانش (و نه علم) روان‌شناسی و بر پایه تجربه شخصی (و نه اصول علمی) از مفهوم علمی انرژی است که توسط مروجان معنویت‌های نوین تئوریزه و بیان می‌شوند.

«جوزف مورفی» (Joseph Murphy) کشیش و روانشناس آمریکایی از جایگزینی «انرژی» و «قدرت ذهن بشر» به‌جای «خدا» به‌عنوان اقتدار نامحدود و نیروی محرکه عالم وجود سخن گفت؛ مورفی، انرژی را منشأ تحول در زندگی انسان‌ها می‌دانست و معتقد بود که این انرژی است که منجر به تغییرات مثبت یا منفی می‌شود.

کتاب‌های «قدرت فکر» و «قدرت پول» دو کتاب معروف جوزف مورفی است. مورفی در کتاب قدرت فکر، در قالب خاطرات، داستان‌های عامیانه، نصیحت و توصیه‌های روان‌شناسی، اندیشه خود را بیان می‌کند. در بخشی از این کتاب آمده است:

«دعا کردن چیزی جز قبولاندن درخواست خود به ذهن است و همین عامل مثبت، جنبه‌های منفی ضمیر را از بین برده و راه گشایی می‌کند … می‌گویند یک روز که عیسی مسیح [علیه‌السلام] به خانه برمی‌گشت گروهی از افراد نابینا را منتظر خویش یافت. به کنار ایشان رفت و سؤال کرد: شما فکر می‌کنید که من قادرم به شما بینایی ببخشم؟ نابینایان پاسخ مثبت دادند. آنگاه با دست چشمانشان را لمس کرد و گفت: تا چه اندازه ایمان داشته باشید. افراد نابینا همگی شفا یافته و بینایی خویش را به دست آوردند. مسیح [علیه‌السلام] خطاب به ایشان گفت: زنهار! که از این واقعه چیزی به کسی نگویید … اکنون خوانندگان این کتاب می‌دانند که او چگونه توانسته بود با استمداد از نیروی تلقین، ضمیر خفته نابینایان را به تحرک وادار سازد و با همکاری این نیروی باطنی بیماری‌شان را شفا دهد. ایمان بیماران عامل شفادهنده و درونی است که معجزاتی شگرف انجام می‌دهد و دعاها را مستجاب می‌کند و چه‌بسا در طول قرون و اعصار گذشته هزاران هزار بیمار روبه‌مرگ با همین روش درمانی ساده معالجه شده و از کام مرگ رها گشته‌اند.» (کتاب قدرت فکر یا نیروی ذهن نیمه‌هوشیار، ترجمه داوود نعمت‌اللهی، ص 73)

یکی دیگر از مروجان معنویت‌های نوین که توانست به کمک سینما مفهوم انرژی-خدا را در میان عامه رواج دهد، «راندا برن» (Rhonda Byrne) نام دارد. وی نویسنده و تهیه‌کننده تلویزیونی استرالیایی است که به دلیل تولید فیلم و سپس کتاب «راز» (The Secret) به شهرت بین‌المللی رسید. راندا برن در سال 2007 و توسط روزنامه نیویورک‌تایمز در لیست صدنفره افرادی که دنیا را تغییر داده‌اند، قرار گرفت. لازم به ذکر است که فیلم راز به دلیل نداشتن محتوای علمی قابل استناد و تائید شده، توسط منتقدین سینمایی در رده فیلم و نه مستند رده‌بندی‌شده است اما به جهت تأثیرگذاری بیشتر بر روی مخاطب تحت عنوان مستند راز معرفی می‌شود.

ایده مرکزی کتاب و فیلم  راز بر تأثیر «قانون جذب» در برآورده شدن خواسته‌ها و اراده انسان‌ها بناشده است. طبق قانون جذب، کائنات هر آنچه انسان بخواهد را به او می‌دهد و البته، اصولاً کائنات چاره و وظیفه‌ای جز برآورده کردن امیال انسانی ندارد!

در کتاب راز می‌خوانیم:

«افکار تو فرکانس امواجی را که به اطراف می‌فرستی تعیین می‌کنند و احساساتت فوراً به تو می‌گویند روی چه فرکانسی هستی. وقتی احساس بدی داری، روی فرکانسی هستی که چیزهای بد بیشتری را به‌طرف تو جذب می‌کند. وقتی احساس خوبی داری. چیزهای خوب بیشتری را باقدرت به‌طرف خودت جذب می‌کنی.»

 

درباره قانون جذب بیشتر بدانید:

| قانون جذب و تفاوت آن با روشن‌بینی

| قانون جذب از دیدگاه گابریله اوتینگن

| قانون جذب و تکامل «قانون تشابه» در جادوگری

| قانون جذب چه تبعات اجتماعی به دنبال دارد

 

استفاده از عبارات علمی چون فرکانس و انرژی و ترکیب آن با مفهومی کاملاً انتزاعی و نامشخص مثل کائنات در کتاب و فیلم راز، و اختراع قانونی به نام قانون جذب – که البته هیچ‌کدام از معیارهای علمی یک قانون را به همراه ندارد – معجونی از شبه‌علم را به وجود آورده که مخاطب ناآگاه را در یک بن‌بست فکری قرار داده و او را از نظر ذهنی زمین‌گیر می‌کند.

آثار دیگری چون «موفقیت نامحدود در 20 روز» اثر آنتونی رابینز، «قورباغه را قورت بده» از برایان تریسی، «بیندیشید و ثروتمند شوید» از ناپلئون هیل و «حکایت دولت و فرزانگی» اثر «مارک-آندره پویسانت» با نام مستعار «مارک فیشر» قانون جذب را به‌عنوان رهاورد جدید در باب موفقیت و خلاقیت در امر تجارت تبلیغ می‌کنند و ایده مرکزی همه آن‌ها وجود مفهومی به نام انرژی است که شما از طریق فرکانس‌های آن را به کائنات می‌فرستید و درنتیجه آن چیزی را دریافت می‌کنید.

نتیجه‌گیری

ترویج این ایده به آنچه می‌خواهید حتماً می‌رسید فقط کافی است فرکانس «خود» را به‌گونه‌ای تنظیم کنید که انرژی درستی ارسال کرده و پاسخ درستی بگیرید، نتیجه‌ای جز «خود خدا انگاری» ندارد. این ایده همان اومانیسم است که اخلاق لذت‌گرای هدونیستی را برای می‌پسندد و شادی-محوری اپیکوریستی را ترویج می‌دهد.

 

درباره اخلاق لذت‌گرای هدونیستی بیشتر بدانید:

| گونه‌شناسی معنویت در اخلاق «نتیجه‌گرایی هدونیستی»

 

در این منظومه فکری که آغشته به شبه‌علم و خرافات است انسان «باید» به آنچه می‌خواهد برسد. اما آیا اینکه همه باید و می‌توانند به آنچه می‌خواهند برسند از نظر فلسفی نظم عالم را بر هم نمی‌زند؟ خدایی که خود عبد بندگانش است را صورت‌بندی نمی‌کند؟ اراده انسان‌ها تزاحمی در عالم ماده ایجاد نمی‌کند؟ و… سؤالاتی است که مروجان انرژی-خدا و قانون جذب، خود را بی‌نیاز به پاسخ دادن به آن می‌بینند. اجراهای شوونیستی بر روی صحنه، پوشیدن لباس‌های شیک، برگزاری مراسم در یک سالن گران‌قیمت به همراه یک موسیقی انگیزشی و تند تند صحبت کردن، آن‌چنان مخاطب را منفعل می‌کند که اصلاً نمی‌تواند به این شبهات فکر کند و از استاد موفقی که فرکانسش دقیقاً با کائنات یکی است و به هرچه می‌خواهد با ارسال انرژی به کائنات می‌رسد، درباره آن‌ها سؤال کند.

نگارنده: امین رضایی‌نژاد

لینک کوتاه : https://behdashtemanavi.com/?p=569
  • 46 بازدید

ثبت دیدگاه

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت، در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.