10
نقد و بررسی آراء و اندیشه‌های حسین عباس‌منش

عباس‌منش؛ از قم تا آمریکا

  • کد خبر : 7645
  • 02 مهر 1400 - 16:41
عباس‌منش؛ از قم تا آمریکا
از دیدگاه عباس‌منش توحید عملی یعنی «تمام جهان بر اساس قوانین بدون تغییر خداوندی اداره می‌شود که کنترل زندگی‌ات را دست باورهایت قرار داده است. این نیرو را به هر شکلی در ذهنت بسازی، به همان شکل وارد زندگی‌ات می‌شود.»

بهداشت معنوی؛ سیدحسین عباس‌منش در سال 1359 در قم متولد شد و در حدود 20 سالگی با معصومه تیموری ازدواج کرد. او در قم یک کلوپ بازی‌های کامپیوتری راه انداخت و بنا به گفتۀ خودش وضع زندگی خوبی داشت. سپس برای درآمد بیشتر به بندرعباس می‌رود؛ به کارگری در بندر و مسافرکشی مشغول می‌شود و در یک اتاق ده متری زندگی می‌کند. پس از 8 سال کار، با دست‌خالی همراه همسر و دو فرزندش به تهران می‌آید و این بار به آموزش تکنیک‌های موفقیت و ثروتمندشدن می‌پردازد. پنج- شش سال به همراه همسرش دوره‌های مختلف آموزشی برگزار می‌کند. سپس از همسرش جدا شده و در حدود دو سال در کشورهای مختلف به‌طور موقت اقامت می‌کند. در نهایت به آمریکا می‌رود و با همسرش مریم شایسته در آنجا زندگی می‌کند. عباس‌منش مدعی است که میلیاردها دلار ثروت دارد و علت موفقیت‌هایش را تغییر افکار و باورهایش می‌داند.

عباس‌منش در موارد مختلفی علت اصلی موفقیت خود را چنین بیان کرده است: هستۀ اصلی مباحث من این است که تمام اتفاقات زندگی ما توسط فرکانس‌هایی که ما به جهان هستی ارسال می‌کنیم، به وجود می‌آید. فرکانس‌ها با باورها و افکار ایجاد می‌شود. ما دستگاهی هستیم که فرکانس‌ها را تولید می‌کنیم و جهان هستی نتایجی را مطابق با این فرکانس‌ها به ما می‌دهد.

نقش قدرت ذهن و افکار در خلق زندگی، در نظر عباس‌منش رنگ و بوی دینی گرفته است. او می‌کوشد افکارش را به‌عنوان رهنمودهای دینی و برگرفته از قرآن قلمداد نماید؛ ازاین‌رو می‌گوید: «توانستم فکر خداوند را در قرآن بخوانم. قرآن مفهومی جدید و صحیح از سیستمی را در ذهنم ساخت‌، که خدا نامیده‌ایم.» او احساس می‌کند منظور خداوند را از قرآن به‌طوری فهمیده است که کسی تاکنون به این فهم نرسیده است. بر این اساس مفهومی از توحید بیان می‌کند که ابهامات زیادی دارد.

از دیدگاه او توحید عملی یعنی «تمام جهان بر اساس قوانین بدون تغییر خداوندی اداره می‌شود که کنترل زندگی‌ات را دست باورهایت قرار داده است. این نیرو را به هر شکلی در ذهنت بسازی، به همان شکل وارد زندگی‌ات می‌شود.» او به‌صراحت می‌گوید: «خداوند یک انرژی است و به هر شکلی که بتوانی در ذهنت بسازی در زندگی‌ات ظاهر می‌شود.» «در واقع خداوند نیروی خالق و هدایت‌گر جهان است که بر اساس قوانین عمل می‌کند. این نیرو در ذهن ماست.» ازاین‌رو «ما هر کدام‌مان یک خداییم»، پس هر طور که بخواهیم می‌توانیم جهان را بسازیم و هدایت کنیم.

اولین ابهامی که در این سخنان به نظر می‌آید، این است که خداوند، مجموعه‌ای از قوانین، انرژی، یا سیستم است؟ دوم این که بالاخره خداوند یک اراده مستقل است که پیش از انسان بوده و خالق و هدایت‌کننده جهان است؟ یا وابسته به وجود انسان است؟ ابهام سوم اینکه اگر ما هر کدام یک خداییم و توانایی خلق جهان را مطابق با خواسته‌های خود داریم، در این صورت جهان به میدان جنگ خدایان تبدیل نمی‌شود؟

پاسخ عباس‌منش به ابهام سوم را می‌توانیم حدس بزنیم. واقعیت از نظر او با آنچه ما از واقعیت تصور می‌کنیم، متفاوت است. از نظر عباس‌منش جهان واقعی در ذهن ماست. «واقعیت آن چیزی است که تو باور داری. برای همین است که افراد مختلف از جهان یکسان، نتایج مختلف می‌گیرند.» هر کدام از ما واقعیت جهان را برای خود خلق می‌کنیم؛ واقعیتی که در باورها و افکارمان می‌سازیم. جهان واقعی همین جهان ذهنی ماست؛ جهانی که برساختۀ ماست و با جهان دیگران تفاوت دارد، اما تعارض ندارد؛ زیرا هر کدام از این جهان‌ها در افکار و باورهای سازنده‌اش قرار دارد و تعارضی بین‌شان نیست، اما تفاوت هست.

«تفاوت بین واقعیت جهان‌های ما به فرکانس افکار ما مربوط می‌شود. بنابراین، دو انسان در کنار هم در دو جهان متفاوت زندگی می‌کنند؛ در جهان‌هایی که خودشان ساخته‌اند و هر طور بخواهند می‌توانند آن را تغییر دهند. هرگز نگویید که جهان واقعی چه می‌شود؟ واقعیت همین افکار و باورهای شماست. باید تصور خود را از واقعیت تغییر دهید.» این اساس اعتقادات عباس‌منش است: «واقعیت همین باورها و افکاری است که خودمان می‌سازیم.»

بدون تردید هر یک از ما درک متفاوتی از جهان واقعی دارد؛ اما جهان واقعی حذف نمی‌شود. پرده‌ای که ذهن ما بر واقعیت می‌افکند، باعث از بین رفتن و بی‌اثر شدن آن نیست.

ممکن است ذهنیتی که ما از واقعیت جهان داریم نادرست باشد، آنگاه در رابطه با جهان واقعی به تعارض خواهیم رسید. این دقیقاً چیزی است که عباس‌منش انکار می‌کند. «تعارضی در کار نیست. شما هر طور فکر کنی جهان برای تو همان‌طور است. خدا برای تو همان‌طور است. تو با ذهنت همه واقعیت را چه دربارۀ جهان و چه دربارۀ خدا می‌سازی.»

راهکار عباس‌منش برای رسیدن به آرزوها بر اساس تعریفی است که از واقعیت در نظر دارد. او معتقد است «اگر باور کنی پولدار هستی و به آرزوهایت رسیده‌ای، این باورها و افکار به واقعیت زندگی تو تبدیل می‌شود. برای اینکه باور کنی پولدار و خوشبخت هستی، باید مثل پولدارها رفتار کنی؛ با آدم‌های پولدار هم‌نشین و هم‌سخن شوی و هر کاری می‌توانی انجام دهی تا مثل آن‌ها احساس کنی، آنگاه فرکانس افکار به حرکت در می‌آید و پول و ثروت و هرچه آرزو داری به‌سوی تو جذب می‌شود، بلکه بهتر است بگوییم خلق می‌شود.»

حالا یک سؤال بسیار دقیق و مهم پیش می‌آید: آیا عباس‌منش به‌راستی پولدار است یا تلاش می‌کند، مثل پولدارها رفتار کند و احساس رسیدن به آرزوها را برای خودش ایجاد نماید؟ آیا او در اظهارات و فیلم‌هایی که از خودش ارائه می‌دهد، در حال باور سازی است؟ آیا عباس‌منش در حال بازی پولدارانه است تا قانون جذب را به کار گیرد و به آرزوهایش برسد؟ آیا املاک و ماشین‌ها و شرایطی که او برای خود تصور می‌کند و برای ما به نمایش می‌گذارد، حقیقت دارد، یا فقط واقعیتی است که او در افکار و باورهایش برساخته است؟

توجه کنید، کسب و کار در بسیاری از کشورها از جمله آمریکا خیلی دشوار است. در آنجا قوانین سختِ شفافیت مالی حاکم است. قانون از کجا آوردی را به‌دقت اجرا می‌کنند؟ حداقل برای اتباع خارجی به‌خصوص ایرانیان این قوانین به‌طورجدی اجرا می‌شود. حالا سؤال این است که او چه کسب‌وکاری پیدا کرده که توانسته در پنج شش سال این ثروت انبوه را جمع کند؟ با وجود مالیات زیاد در آمریکا که بر اساس دارایی‌ها به‌صورت تصاعدی افزایش پیدا می‌کند، عباس‌منش چقدر درآمد داشته که با پرداخت مالیات بسیار زیاد، طبق قوانین آمریکا، هنوز این‌همه دارایی برای او باقی مانده است؟

شاید کسی هر هفته وسط جنگل‌های گیسوم برود و کلبه‌ای چوبی را اجاره کند و بگوید در اینجا شصت هکتار ملک دارم و ده کیلومتر از عرض ساحل خزر برای من است. البته در ایران شما با یک تحقیق ساده حقیقت ماجرا را متوجه می‌شوید. یا ممکن است کسی برود و کارگر یک ملک بزرگ شود، ماشین‌های صاحب ملک را به کارواش ببرد یا مسئولیت بنزین زدن و سرویس دروه‌ای ماشین‌های صاحب ملک را انجام دهد و یا رانندۀ اتوبوس مسافرتی او باشد و بعد در هر فرصتی که پیدا می‌کند بگوید که من با افکار و باورهایم صاحب این دارایی‌ها شده‌ام؛ با این گمان که برای خودش باورسازی کند و کائنات را برای رسیدن به آرزوهایش تحت تأثیر قرار دهد.

به‌هرحال موفقیت در جهان پیچیده کسب‌وکار، آن هم زمانی که هیچ دانش و هنر و صنعتی نداری، به‌راستی دشوار است. دور زدن قوانین مالیاتی و قوانین مربوط به شفافیت دارایی‌ها در کشوری مثل آمریکا ساده نیست. در پایان این سؤالی است که عباس‌منش باید پاسخ قانع‌کننده‌ای به آن بدهد، آیا او در واقعیت ذهنی خود به آرزوهایش رسیده است یا در حقیقت به آن‌ها دست یافته است؟ آیا هرچه او می‌گوید و نشان می‌دهد، باورها و افکار اوست یا دارایی‌های حقیقی‌اش؟

لینک کوتاه : https://behdashtemanavi.com/?p=7645
  • 515 بازدید

ثبت دیدگاه

  1. سلام. از نویسنده کمال تشکر رو دارم. هرچند این نقد قدم اول است و البته ایراداتی دارد. اما به هر حال باعث حرکتی در این مسیر می شود… من اولین بار نام این فرد (عباس منش) رو در دوران سربازی از یکی از هم خدمتی ها شنیدم. درباره مباحث دینی صحبت می کردیم. آن دوست سربازم شروع کرد به اینکه: خدا انرژی است! و گفت: در سوره توحید می خوانیم که خدا نه به وجود آمده و نه از بین می رود! و گفت: این انرژی است که نه به وجود می آید و نه از بین می رود! جل الخالق!! بعد از چند دقیقه صحبت کردن متوجه شدم منبع این سخنان حکیمانه فردی است به نام عباس منش. بعد به صفحات او مراجعه کردم. هم سایت و هم اینستاگرام. حق مطلب با این چند کلمه ادا نمی شود اما در قالب نظر چاره ای نیست و شاید بعدا مفصل به آن پرداخته شود: آقای عباس منش از سادگی جوانان استفاده می کند، با شگرد رسانه ای و جادوی کلمات غلط و درست را به خورد آنها می دهد و از شیره تلاش و جان آنها تغذیه می کند. در سایت او بسته هایی وجود دارد که با هزینه گزاف فروخته می شود تا «استاد» عباس منش بتواند در آنسوی مرزها خرج زندگی اش را در بیاورد! در ساده لوحی بعضی از مخاطبین این فرد متعجبم که چطور با مباحثی چون «مثبت اندیشی» و «قانون جاذبه» که البته در دین مبین اسلام نیز به صراحت به آن پرداخته شده و در حقیقت قوانین هستی است، سرکیسه می شوند! البته جا دارد نظرات سایت عباس منش هم بررسی شوند: به نظر من ایده خط دهی به نظرات را می توان از بخش نظرات سایت عباس منش آموخت!! بعضی از ادمین های سایت به زیبایی سمت و سوی نظرات را تغییر می دهند و در حقیقت به مخاطبینی که اکثر جوان و کم سن هستند، و سودای ثروت و لذت در سر دارند، می آموزند که چطور بنویسند و چه بنویسند! سانسور شدید نظرات مخالفین و منتقدین هم اظهر من الشمس است و می توانید امتحان کنید. این حضرات نصف خط انتقاد را هم درج نمی کنند. چراکه بساط کسب و کارشان بهم می ریزد. من مانده ام «وزارت ارشاد» چه می کند و چرا به این سایت ها رسیدگی نمی کند؟ البته سایت عباس منش تنها یک نمونه از صدها سایتی است که به انحا مختلف در حال ترویج مباحث انحرافی و سرکیسه کردم مردم است! مردمی که البته این روزها از بی تدبیری دولت تزویر به تنگ آمده اند و دنبال میانبری می گردند که ره صدساله را یک شبه بروند! و «استاد» خوب توانسته از این میل آنها بهره ببرد. امیدوارم دولت انقلابی و وزیر جدید ارشاد به «داد» مردم برسد! باتشکر

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت، در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.