25
نقد و بررسی آراء و اندیشه‌های حسین عباس‌منش

عباس‌منش؛ از قم تا آمریکا

  • کد خبر : 7645
  • 02 مهر 1400 - 16:41
عباس‌منش؛ از قم تا آمریکا
از دیدگاه عباس‌منش توحید عملی یعنی «تمام جهان بر اساس قوانین بدون تغییر خداوندی اداره می‌شود که کنترل زندگی‌ات را دست باورهایت قرار داده است. این نیرو را به هر شکلی در ذهنت بسازی، به همان شکل وارد زندگی‌ات می‌شود.»

بهداشت معنوی؛ سیدحسین عباس‌منش در سال 1359 در قم متولد شد و در حدود 20 سالگی با معصومه تیموری ازدواج کرد. او در قم یک کلوپ بازی‌های کامپیوتری راه انداخت و بنا به گفتۀ خودش وضع زندگی خوبی داشت. سپس برای درآمد بیشتر به بندرعباس می‌رود؛ به کارگری در بندر و مسافرکشی مشغول می‌شود و در یک اتاق ده متری زندگی می‌کند. پس از 8 سال کار، با دست‌خالی همراه همسر و دو فرزندش به تهران می‌آید و این بار به آموزش تکنیک‌های موفقیت و ثروتمندشدن می‌پردازد. پنج- شش سال به همراه همسرش دوره‌های مختلف آموزشی برگزار می‌کند. سپس از همسرش جدا شده و در حدود دو سال در کشورهای مختلف به‌طور موقت اقامت می‌کند. در نهایت به آمریکا می‌رود و با همسرش مریم شایسته در آنجا زندگی می‌کند. عباس‌منش مدعی است که میلیاردها دلار ثروت دارد و علت موفقیت‌هایش را تغییر افکار و باورهایش می‌داند.

عباس‌منش در موارد مختلفی علت اصلی موفقیت خود را چنین بیان کرده است: هستۀ اصلی مباحث من این است که تمام اتفاقات زندگی ما توسط فرکانس‌هایی که ما به جهان هستی ارسال می‌کنیم، به وجود می‌آید. فرکانس‌ها با باورها و افکار ایجاد می‌شود. ما دستگاهی هستیم که فرکانس‌ها را تولید می‌کنیم و جهان هستی نتایجی را مطابق با این فرکانس‌ها به ما می‌دهد.

نقش قدرت ذهن و افکار در خلق زندگی، در نظر عباس‌منش رنگ و بوی دینی گرفته است. او می‌کوشد افکارش را به‌عنوان رهنمودهای دینی و برگرفته از قرآن قلمداد نماید؛ ازاین‌رو می‌گوید: «توانستم فکر خداوند را در قرآن بخوانم. قرآن مفهومی جدید و صحیح از سیستمی را در ذهنم ساخت‌، که خدا نامیده‌ایم.» او احساس می‌کند منظور خداوند را از قرآن به‌طوری فهمیده است که کسی تاکنون به این فهم نرسیده است. بر این اساس مفهومی از توحید بیان می‌کند که ابهامات زیادی دارد.

از دیدگاه او توحید عملی یعنی «تمام جهان بر اساس قوانین بدون تغییر خداوندی اداره می‌شود که کنترل زندگی‌ات را دست باورهایت قرار داده است. این نیرو را به هر شکلی در ذهنت بسازی، به همان شکل وارد زندگی‌ات می‌شود.» او به‌صراحت می‌گوید: «خداوند یک انرژی است و به هر شکلی که بتوانی در ذهنت بسازی در زندگی‌ات ظاهر می‌شود.» «در واقع خداوند نیروی خالق و هدایت‌گر جهان است که بر اساس قوانین عمل می‌کند. این نیرو در ذهن ماست.» ازاین‌رو «ما هر کدام‌مان یک خداییم»، پس هر طور که بخواهیم می‌توانیم جهان را بسازیم و هدایت کنیم.

اولین ابهامی که در این سخنان به نظر می‌آید، این است که خداوند، مجموعه‌ای از قوانین، انرژی، یا سیستم است؟ دوم این که بالاخره خداوند یک اراده مستقل است که پیش از انسان بوده و خالق و هدایت‌کننده جهان است؟ یا وابسته به وجود انسان است؟ ابهام سوم اینکه اگر ما هر کدام یک خداییم و توانایی خلق جهان را مطابق با خواسته‌های خود داریم، در این صورت جهان به میدان جنگ خدایان تبدیل نمی‌شود؟

پاسخ عباس‌منش به ابهام سوم را می‌توانیم حدس بزنیم. واقعیت از نظر او با آنچه ما از واقعیت تصور می‌کنیم، متفاوت است. از نظر عباس‌منش جهان واقعی در ذهن ماست. «واقعیت آن چیزی است که تو باور داری. برای همین است که افراد مختلف از جهان یکسان، نتایج مختلف می‌گیرند.» هر کدام از ما واقعیت جهان را برای خود خلق می‌کنیم؛ واقعیتی که در باورها و افکارمان می‌سازیم. جهان واقعی همین جهان ذهنی ماست؛ جهانی که برساختۀ ماست و با جهان دیگران تفاوت دارد، اما تعارض ندارد؛ زیرا هر کدام از این جهان‌ها در افکار و باورهای سازنده‌اش قرار دارد و تعارضی بین‌شان نیست، اما تفاوت هست.

«تفاوت بین واقعیت جهان‌های ما به فرکانس افکار ما مربوط می‌شود. بنابراین، دو انسان در کنار هم در دو جهان متفاوت زندگی می‌کنند؛ در جهان‌هایی که خودشان ساخته‌اند و هر طور بخواهند می‌توانند آن را تغییر دهند. هرگز نگویید که جهان واقعی چه می‌شود؟ واقعیت همین افکار و باورهای شماست. باید تصور خود را از واقعیت تغییر دهید.» این اساس اعتقادات عباس‌منش است: «واقعیت همین باورها و افکاری است که خودمان می‌سازیم.»

بدون تردید هر یک از ما درک متفاوتی از جهان واقعی دارد؛ اما جهان واقعی حذف نمی‌شود. پرده‌ای که ذهن ما بر واقعیت می‌افکند، باعث از بین رفتن و بی‌اثر شدن آن نیست.

ممکن است ذهنیتی که ما از واقعیت جهان داریم نادرست باشد، آنگاه در رابطه با جهان واقعی به تعارض خواهیم رسید. این دقیقاً چیزی است که عباس‌منش انکار می‌کند. «تعارضی در کار نیست. شما هر طور فکر کنی جهان برای تو همان‌طور است. خدا برای تو همان‌طور است. تو با ذهنت همه واقعیت را چه دربارۀ جهان و چه دربارۀ خدا می‌سازی.»

راهکار عباس‌منش برای رسیدن به آرزوها بر اساس تعریفی است که از واقعیت در نظر دارد. او معتقد است «اگر باور کنی پولدار هستی و به آرزوهایت رسیده‌ای، این باورها و افکار به واقعیت زندگی تو تبدیل می‌شود. برای اینکه باور کنی پولدار و خوشبخت هستی، باید مثل پولدارها رفتار کنی؛ با آدم‌های پولدار هم‌نشین و هم‌سخن شوی و هر کاری می‌توانی انجام دهی تا مثل آن‌ها احساس کنی، آنگاه فرکانس افکار به حرکت در می‌آید و پول و ثروت و هرچه آرزو داری به‌سوی تو جذب می‌شود، بلکه بهتر است بگوییم خلق می‌شود.»

حالا یک سؤال بسیار دقیق و مهم پیش می‌آید: آیا عباس‌منش به‌راستی پولدار است یا تلاش می‌کند، مثل پولدارها رفتار کند و احساس رسیدن به آرزوها را برای خودش ایجاد نماید؟ آیا او در اظهارات و فیلم‌هایی که از خودش ارائه می‌دهد، در حال باور سازی است؟ آیا عباس‌منش در حال بازی پولدارانه است تا قانون جذب را به کار گیرد و به آرزوهایش برسد؟ آیا املاک و ماشین‌ها و شرایطی که او برای خود تصور می‌کند و برای ما به نمایش می‌گذارد، حقیقت دارد، یا فقط واقعیتی است که او در افکار و باورهایش برساخته است؟

توجه کنید، کسب و کار در بسیاری از کشورها از جمله آمریکا خیلی دشوار است. در آنجا قوانین سختِ شفافیت مالی حاکم است. قانون از کجا آوردی را به‌دقت اجرا می‌کنند؟ حداقل برای اتباع خارجی به‌خصوص ایرانیان این قوانین به‌طورجدی اجرا می‌شود. حالا سؤال این است که او چه کسب‌وکاری پیدا کرده که توانسته در پنج شش سال این ثروت انبوه را جمع کند؟ با وجود مالیات زیاد در آمریکا که بر اساس دارایی‌ها به‌صورت تصاعدی افزایش پیدا می‌کند، عباس‌منش چقدر درآمد داشته که با پرداخت مالیات بسیار زیاد، طبق قوانین آمریکا، هنوز این‌همه دارایی برای او باقی مانده است؟

شاید کسی هر هفته وسط جنگل‌های گیسوم برود و کلبه‌ای چوبی را اجاره کند و بگوید در اینجا شصت هکتار ملک دارم و ده کیلومتر از عرض ساحل خزر برای من است. البته در ایران شما با یک تحقیق ساده حقیقت ماجرا را متوجه می‌شوید. یا ممکن است کسی برود و کارگر یک ملک بزرگ شود، ماشین‌های صاحب ملک را به کارواش ببرد یا مسئولیت بنزین زدن و سرویس دروه‌ای ماشین‌های صاحب ملک را انجام دهد و یا رانندۀ اتوبوس مسافرتی او باشد و بعد در هر فرصتی که پیدا می‌کند بگوید که من با افکار و باورهایم صاحب این دارایی‌ها شده‌ام؛ با این گمان که برای خودش باورسازی کند و کائنات را برای رسیدن به آرزوهایش تحت تأثیر قرار دهد.

به‌هرحال موفقیت در جهان پیچیده کسب‌وکار، آن هم زمانی که هیچ دانش و هنر و صنعتی نداری، به‌راستی دشوار است. دور زدن قوانین مالیاتی و قوانین مربوط به شفافیت دارایی‌ها در کشوری مثل آمریکا ساده نیست. در پایان این سؤالی است که عباس‌منش باید پاسخ قانع‌کننده‌ای به آن بدهد، آیا او در واقعیت ذهنی خود به آرزوهایش رسیده است یا در حقیقت به آن‌ها دست یافته است؟ آیا هرچه او می‌گوید و نشان می‌دهد، باورها و افکار اوست یا دارایی‌های حقیقی‌اش؟

لینک کوتاه : https://behdashtemanavi.com/?p=7645
  • 1108 بازدید

ثبت دیدگاه

  1. نظر یکی از دوستان :
    سلام به همگی . یه مختصری از خودم میگم اول. خودم به شخصه خیلی دنبال پیشرفت و موفقیتم و تا جایی که وقت بکنم مطالعه میکنم که اطلاعاتم بیشتر باشه در مورد دین. سیایت. مسائل روز . قوانین دنیا و …. . در کنارش همیشه تلاش میکنم برای زندگیم و توکل به خدا دارم. و خداراشکر به نتایج مثبتی هم رسیدم توی زندگیم تا به امروز و باز هم امید دارم به خدا تا سر حد توانم برسم به بهترینها و با زندگی کردن در رفاه هیچ مخالفتی ندارم و اتفاقا یکی از اهداف اصلیم همینه. وسط مطالعاتم با شخصی به نام آقای سید حسین عباسمنش آشنا شدم که حتما میشناسیدش . سخنران انگیزشی و موفقیت معروف ایرانی که الان در آمریکا زندگی می کنه. در زمینه بحثای موفقیت شکی نیست با مطالعه کتابهای بزرگان این عرصه حرفایی میزنه که موثره توی رشد پولی و موفقیت. ولی متاسفانه بحثای عقیده ای و دینی رو چاشنی حرفاش میکنه و در تلاشه که عقاید غرب گرایی و دیکته شده از اونور رو جایگزین عقاید ناب ایرانی اسلامی خودمون بکنه تا در قبالش اقامت امریکا و مزایایی از طرف دولت امریکا دریافت کنه و زندگی با رفاهی داشته باشه که ظاهرا اینارو به دست اورده و بابتش تعهد داده که روی عقاید و خواسته های مردم کار کنه. اینارو مینویسم که بیشتر بشناسیدش و مراقب باشید که اخرت خودتون رو دستی دستی فدا نکنید که همه ما روزی از دنیا میریم و ما و اعمالمون میمونیم و خدا و پشیمونی و چیزی به من نمیرسه از این که شما چجوری باشید تنها و تنها انجام وظیفه در پیشگاه خداونده. لطفا حرفام رو کامل مطالعه کنید و در موردشون فکر و تحقیق کنید و از سر تعصب و بدون فکر اظهار نظر و قضاوت نکنید.

    این آقا ادعا داره که یه چیزایی از سمت خدا بهش الهام میشه و تنها تفسیر کننده قرآن هست که حقیقت رو می گه و بقیه مفسران قرآن دروغ و ساختگی هستن. تعدادی از نظرات و عقایدش که مغایر با قران هست رو براتون میذارم خودتون قضاوت کنید:

    1- عباسمنش اعتقاد داره که ظلم به دیگری در قران نیامده و امکان نداره . در صورتی که ایات قران داریم که ظلم به دیگری چه مجازاتی داره و بارها اسمش در قران اومده.

    2- توی صحبتاش میگه امام حسین خودش خواسته که رفته کربلا اون بلا سرش اومده میتونست نره. در صورتی که امام حسین برای نگه داشتن فرمان خدا قیام کرد و نمیتونست زیر حرف خدا بزنه .. تمام اهداف دین و ائمه و پیامبران رو زیر سوال میبره

    3- میگه تمرکزتون روی زیبایی ها باشه تا جذبشون کنید و اصلا و ابدا به منفی فکر نکنید و این دیدگاه رو ربط میده به مسائل روز که به جای فکر کردن و برنامه ریزی برای توطئه هایی که بر علیه عقاید و فرهنگتون میشه تمرکزتون رو بزارید روی زیبایی ها ینی سرتونو بکنید مثه کبک زیر برف زندگیتونو بکنید کاری نداشته باشید کی چکار میکنه در صورتی که توی قران بارها و بارها به هوشیاری در مقابل توطئه چینی ها و معرفی فتنه گرها تاکید شده و در کنار اهل سعادت و بهشت و توصیف بهشت اهل جهنم و ادمای بد رو هم معرفی می کنه و جهنم رو توصیف میکنه. هیچ وقت نمیگه بیخیال زشتی فقط به خوبی فکر کنید تا سعادتمند بشید

    4- به امر به معروف و نهی از منکر اعتقادی نداره و میگه کاری به کسی نداشته باشید که چی فکر میکنه و چکار میکنه- در صورتی که توی قران ذکر شده اگه در مقابل ظلم و کار زشت دیگری سکوت کنید عذاب خدا شامل حال شما هم خواهد شد و دلیل اینکه این مطلب رو وقت میذارم مینویسم با وجود اینکه خیلی کار دارم استناد به همین ایه قران و ترس از خدا در مقابل سکوته هر کدوم از ما وظیفه داریم سکوت نکنیم وگرنه با امثال اینها یکی حساب میشیم طبق تعریف قران.

    5- ازدواج سفید- میگه توی قران از ازدواج نگفته و من هرگز ازدواج نمیکنم و دختری به نام مریم شایسته رو دوست خودش گرفته و بدون توجه به اینده اون دختر داره از همه نظر ازش کار میکشه و خدمات میگیره ولی به عنوان زن زندگی حسابش نمیکنه و میگه هر موقع خواست می تونه بره و این جز ظلم به زن حساب نمیشه که خدا زن رو عزیر دونسته و برای داشتنش مهریه قرار داده و خیلی حرفای دیگه که جاش نیست.

    6- خود ارضایی- عقیدش اینه که خود ارضایی گناه نیست و ضرری هم نداره. در صورتی که ایه قران نوشته برطرف کردن نیاز بدون همسر و کنیزی که مالکش هستید تجاوز از حدود خداست و خداوند متجاوزان را دوست ندارد و همینطور طبق مطالعاتی که داشتم خودارضایی ضرر روحی و جسمی هم داره که اینجا جای بحثش نیست.

    7- حجاب – در قران به صراحت قید شده در مورد حجاب . ولی نظر ایشان اینه که تاکید نشده و عذابی براش نیست. و توی سواحل آمریکا فیلم زنان برهنه با لباس زیر رو منتشر می کنه و جاهایی دخترانی که رقص عربی داشتن با لباس زیر رو منتشر می کنه. و نظرش اینه زنهایی با بیرون انداختن اندام زیبا دنیا رو قشنگتر می کنند.
    ادامه از بالا

    8- نگاه به نامحرم- توی فیلم هایی که سفر به امریکا میره به دخترای برهنه نگاه می کنه میگه این دخترای خوش اندام اینجا رو زیباتر کردن در صورتی که توی قران به صراحت نگاه نکردن به نامحرم قید شده

    9- به ایات جهاد در راه خدا و سکوت نکردن در مقابل اونهایی که قصد دارند برای دنیا خدایی کنند اصلا و ابدا نه اشاره می کنه نه اعتقاد داره .و مدام امریکا رو پررنگ می کنه و خوب نشون میده در صورتی که اگه مطالعه کرده باشید و اطلاعات داشته باشید امریکا قصد حکومت به کل جهان رو داره و دلیل دشمنیش با ایران هم همینه که ایران حکومت خدا رو بر جهان میخاد طبق ایات صریح قران.

    10- به نظر میرسه دلیل اقامت گرفتنش هم در امریکا همینه که امریکا رو برای ماها زیبا نشون بده و ماها رو ترغیب کنه که حکومت امریکا رو طلب کنیم و از زیر حکومت جمهوری اسلامی بیرون بیاییم کاری که سالهاست توی برنامه غربه برای حکومت به کل دنیا و همیشه درتلاشند که از ادمها گوسفندهای بی غیرتی بسازن که فقط به فکر خوراک و تفریحن و هواسشون به هیچی نیست تا سوارشون بشن و ازشون بردگی بگیرن. اگه تحقیق کنید متوجه برنامه های صهیونیست و امریکا در این زمینه خواهید شد و این حرف حقیقت محضه . فریب تبلیغا و حرفا و زرق و برقای اونورو نخورید.

    11- یکی از ماموریتهای عباسمنش در این راستا اینه که دور امریکا رو بگرده و معرفیش کنه. البته جاهای ناب و خیلی زیبای امریکا رو میگرده و نشون میده که ملت جذب بشن و توقعشون بالا بره وبماند تاثیر مخربی که با این کار میزاره چیه و چیه.

    12- یکی از چیزهایی که خیلی یقینم رو در مورد ادعای حمایت امریکا از حسین عباسمنش بیشتر کرده اینه که وقتی توی شهر به شهر امریکا که سفر می کرد و فیلم میذاشت به قول خودش برای ترویج زیبایی ها. زمانی که به شهر واشنگتن دی سی وارد شد دقیقا کنار کنگره امریکا نزدیک کاخ سفید فیلمبرداری کرد و گفت اینجا سرشار از امنیته مردم دارن این اطراف بازی می کنن و خوش میگذرونن هیچ دوربین و پلیسی نیست و از این حرفای معنی دار. گفت این شهر شلوغیه و ما خیلی دوست نداریم اینجا باشیم منتهی چند روزی کار اداری داریم اینجا. کار اداری توی شهر کنگره امریکا چی میتونه باشه؟؟ به جز شرکت در جلسات حضوری ماموریتی که بهش محول شده؟ وگرنه هر کار اداری توی شهری که هستی قابل انجامه اونم توی امریکا با اون همه امکانات صد در صد نیاز نیست تا یه استان دیگه بری برای کار اداری.

    13- و خیلی بحثای دیگه که فرصت ارائش رو ندارم و این لینکو میذارم جهت تکمیل حرفام اگه اینده تون توی دنیا و اخرت براتون مهمه مطالعات روز و مطالعات دینیتون رو افزایش بدید تا فریب هر کسی رو نخورید که دنیا سرتاسرش فریبه اگه اطلاعات نداشته باشید و به هوش نباشید.

    امیدوارم حرفام موثر باشه . خدانگه دار همه ما باشه و مارو راهنمایی کنه در مسیری که خودش میپسنده.

  2. سلام چرا وقتی یکنفر تو کشورهای دیگر یک کاری انجام میدهد میگویم اون دو اما حالا که یک ایرانی توانسته با کشف قوانین زندگی و متافیزیک به مردم کمک کند که زندگی بهتری برای خود بسازن مخالفت میکنید سئوال من از منتقدین استاد اینست که آیا در تمام دنیا ودر طول تاریخ بشریت کسانی بوده اند که از تمام لحظات زندگی روز مره فیلم بزارند و به مردم جهان نشان دهند همین شمای که استاد را سوئد استفاده گر خطاب میکنی آیا حاضری فقط چند روز از زندگی شخضی خودت را به نمایش بگذاری کاری که استاد هرروز انجام میدهد قطعا خیر عباسمنش صادق ترین مرد دنیای امروز است او پیامبر زمان ماست وقتی به گذشته ام نگاه میکنم حتی عزیزترین کسانی که پدر و مادرم هستن رو میبینم که چقدر باور غلط به خوردم دادند از آنها بیزار میشم چه برسد به معلمانی که باورهای آنها مارا نابود کرد پدرم هنوز هم در سن ۹۰سالگی باورش این است که از راه درست و حلال نمیشه پولدار شد لعنت بر باورهای غلط من از روزی که خداوند هدایتم کرد به سمت استاد احساس کردم تازه متولد شدم و اکنون که ۵۳ سالم شده فقط ۳سال از زندگیم لذت بردم و خدارو هزاران بار شکر میکنم که دور مسیر آگاهی قرارم داد اخه کدام روحانی بزرگ تو جهان میتونه ادعا کنه که به اندازه عباسمنش در قرآن تفحص کرده وریشه کلمات را بیرون کشیده استاد همه ما مسلمانانی که یک جلد قرآن در منزل داریم و سال یکبار فقط بازش میکنیم رو با قرآن اشتی داد که از خواندنش لذت ببریم چرا او توانسته اینقدر تاثیر گذار باشه زیرا او به گفته خود قرآن که می فرماید قرآن کتابی صریح و روشن است اشاره کرد ونیاز به تفسیر ندارد برخلاف علامه ها که تفسیر المیزان نوشتند اما کسی نخواند او این کتاب مقدس را ساده و روشن بیان کرد وهمه رو عاشق خواندن قران کرد خدایا صد هزار مرتبه شکرت که مرا با استاد اشنا کردی تا دریچه ای از نور به سمتم گشوده شود

  3. خیلی گوج تشریف داری دوست عزیز…

  4. آقای محترم فیلم حضرت یوسف رو نگاه کنید در طول زندگی خودت خیلی بهت کمک می‌کنه دقیقا جامعه امروزی این دنیا در همه کشورها در حال اجرا است که در همه کشورها نگهبانان دین مثل کاینات معبد در
    فیلم حضرت یوسف می‌خوردند و میبرند و آنچه را که بر مردم عادی حرام میکنند بر خود حلال میدانند.
    من پنچاه سالمه همه اتفاقاتی که ایشون صحبت می کنه بارها و بارها در زندگی خودم و دوستانش که از نزدیک با آنها در ارتباطم اتفاق افتاد ه به خدا قسم که خودم در این زمینه تحقیق زیادی کردم و میکنم ضربالمثل های زیادی وجود دارد که
    هر چی بخوای همون میشه
    خواستن توانستن است
    از تو حرکت از خدا برکت
    تو رو به خدا سپردم
    از حکیمی پرسیدن تو بگو من کیستم . گفت تو بگو تو با کیانی . تا بگویم تو کیستی
    شکر نعمت نعمتت افزون کند . کفر نعمت از گفت بیرون کند
    پروردگارا خودم رو در همه امور به تو سپردم.
    تجربیات مادر خدا بیامرز من این بود که برای انجام هر کاری یا رفتن به جایی . اگر می‌گفت که دلم راضی نیست . دقیقا درست بود و خودم این تجربه رو دارم به دلم هر کاری خوب بیاد انجام میدم
    خدایا برای همه چیز شکرت

  5. سلام. از نویسنده کمال تشکر رو دارم. هرچند این نقد قدم اول است و البته ایراداتی دارد. اما به هر حال باعث حرکتی در این مسیر می شود… من اولین بار نام این فرد (عباس منش) رو در دوران سربازی از یکی از هم خدمتی ها شنیدم. درباره مباحث دینی صحبت می کردیم. آن دوست سربازم شروع کرد به اینکه: خدا انرژی است! و گفت: در سوره توحید می خوانیم که خدا نه به وجود آمده و نه از بین می رود! و گفت: این انرژی است که نه به وجود می آید و نه از بین می رود! جل الخالق!! بعد از چند دقیقه صحبت کردن متوجه شدم منبع این سخنان حکیمانه فردی است به نام عباس منش. بعد به صفحات او مراجعه کردم. هم سایت و هم اینستاگرام. حق مطلب با این چند کلمه ادا نمی شود اما در قالب نظر چاره ای نیست و شاید بعدا مفصل به آن پرداخته شود: آقای عباس منش از سادگی جوانان استفاده می کند، با شگرد رسانه ای و جادوی کلمات غلط و درست را به خورد آنها می دهد و از شیره تلاش و جان آنها تغذیه می کند. در سایت او بسته هایی وجود دارد که با هزینه گزاف فروخته می شود تا «استاد» عباس منش بتواند در آنسوی مرزها خرج زندگی اش را در بیاورد! در ساده لوحی بعضی از مخاطبین این فرد متعجبم که چطور با مباحثی چون «مثبت اندیشی» و «قانون جاذبه» که البته در دین مبین اسلام نیز به صراحت به آن پرداخته شده و در حقیقت قوانین هستی است، سرکیسه می شوند! البته جا دارد نظرات سایت عباس منش هم بررسی شوند: به نظر من ایده خط دهی به نظرات را می توان از بخش نظرات سایت عباس منش آموخت!! بعضی از ادمین های سایت به زیبایی سمت و سوی نظرات را تغییر می دهند و در حقیقت به مخاطبینی که اکثر جوان و کم سن هستند، و سودای ثروت و لذت در سر دارند، می آموزند که چطور بنویسند و چه بنویسند! سانسور شدید نظرات مخالفین و منتقدین هم اظهر من الشمس است و می توانید امتحان کنید. این حضرات نصف خط انتقاد را هم درج نمی کنند. چراکه بساط کسب و کارشان بهم می ریزد. من مانده ام «وزارت ارشاد» چه می کند و چرا به این سایت ها رسیدگی نمی کند؟ البته سایت عباس منش تنها یک نمونه از صدها سایتی است که به انحا مختلف در حال ترویج مباحث انحرافی و سرکیسه کردم مردم است! مردمی که البته این روزها از بی تدبیری دولت تزویر به تنگ آمده اند و دنبال میانبری می گردند که ره صدساله را یک شبه بروند! و «استاد» خوب توانسته از این میل آنها بهره ببرد. امیدوارم دولت انقلابی و وزیر جدید ارشاد به «داد» مردم برسد! باتشکر

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت، در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.