55
از خداگرایی تا خودخدا انگاری

ایمان سرورپور؛ خسته از جنگ تحمیلی، ترویج دین آمریکایی

  • کد خبر : 7774
  • 24 مهر 1400 - 9:28
ایمان سرورپور؛ خسته از جنگ تحمیلی، ترویج دین آمریکایی
به گفتۀ ایمان سرورپور، پدرش از فرماندهان جنگ بوده و سختی‌های بسیاری را در خانوادۀ خود تحمل نموده است؛ اما گویا سخنان خود را فراموش می‌کند که همیشه رنج هست، و مهم این است که با صبر و مقاومت می‌توانی برخیزی و به موفقیت و افتخار برسی.

بهداشت معنوی؛ ایمان سرورپور، از فعالان عرصۀ آموزش و مشاورۀ تحصیلی است که فعالیت‌های مختلفی را درزمینۀ مشاورۀ کنکور انجام می‌دهد. او چند سالی است به‌عنوان کارشناس و مشاور در صداوسیما حضور داشته و برنامه‌های مختلفی را در شبکه‌های آموزش و سلامت کارشناسی و اجرا نموده است.

او دوره‌های متعددی با نام‌های «از آگاهی تا آفرینش»، «توسعه فردی»، «برنامه‌ریزی درسی»، «بیزینس کوچینگ» و… برگزار نموده و دو کتاب نیز با نام‌های «تمام جهان در من است» و «سفر کوانتومی وال تنها» به چاپ رسانده است.

با بررسی آثار گفتاری و نوشتاری سرورپور می‌توان دریافت که او زمینۀ مذهبی دارد، اما تا حدودی در فضای مفهومی تفکر نوین قرار گرفته و توصیف او از مفاهیمی چون: حال خوب، صلح با خود، آگاهی، خودشناسی و… با رویکرد مروجان تفکر نوین آمیخته شده است.

تفکر نوین یک دین جدید آمریکایی است که در آن نیروی درونی انسان به‌عنوان خدا معرفی می‌شود. در این دین انسان می‌تواند با نیروی ذهن جهان را تغییر دهد و هرچه می‌خواهد به دست آورد. سرورپور همسو با دین تفکر نوین اظهار می‌کند که اصل بر “من” است و انسان، محور تمام مباحث است؛ درحالی‌که در موارد دیگر بر معنویت و خدامحوری تأکید می‌کند. اصالت من و «خود خدا انگاری» در نگاه او با خداگرایی آمیخته و تعارضی غیرقابل‌انکار پدید آورده است. البته چه‌بسا او تفسیری خداگرایانه از گفته‌های خود در نظر دارد، ولی به‌کارگیری مفاهیم و ادبیات نادرست در شرایطی که حجم زیادی از کاربران مجازی آن مفاهیم را به معنای نادرست به کار می‌برند، موجب حذف تفاسیر ذهنی او شده و مطالب او را با مفاهیم نادرست همسو می‌نماید.

ازجمله اظهارات قابل‌تأمل و نامقبول ایمان سرورپور، مطالبی است که در باب حق و باطل بیان کرده است. در نگاه این مشاور تحصیلی، هر کس می‌تواند در مورد موضوعات مختلف اظهارنظر کند و نباید کسی را به خاطر اختلاف‌نظر قضاوت کنیم؛ چراکه هر کس در دنیای خودش و فضای فکری خودش اظهارنظر می‌کند. وی در ادامه می‌گوید: «اصلاً کلمه حق چیز عجیبی است!! ما نمی‌توانیم بگوییم حق با فرد خاصی است؛ چراکه همه می‌توانند صاحب حق باشند». بر همین اساس ممکن است او این یادداشت انتقادی را کلاً نادیده بگیرد و به شفقت و خیرخواهی که در آن است توجه نکند؛ زیرا خود را به‌حق می‌داند و نیازی به شنیدن نقدها و اندیشه‌ها متفاوت نمی‌بیند، یا اگر هم ببیند، از آن رو می‌گرداند و می‌رود.

 

در بهداشت معنوی بخوانید:

| ایمان سرورپور؛ قهرمان پوشالی موفقیت

 

اما همه‌حق‌پنداری یک ادعای «خودستیز» است که برای ابطال آن نیاز به استدلال نیست؛ چراکه اگر کسی به شخص مدعی بگوید که من حرف و ایدۀ تو را قبول ندارم، پاسخ او به طرف مقابل چه خواهد بود؟! اگر او را حق بداند، که خود را در تقابل با حق نشانده است و اگر خود را حق بداند، طرف مقابل را بر حق ندانسته است. البته راه سومی هم وجود دارد که شخص راه نفهمی یا به قولی لاادری‌گری را در پیش گیرد و هر دو طرف نقیض را حق بشمار آورد.

 از دیگر نکات قابل‌تأمل در سخنان ایمان سرورپور، رویکرد او در قبال تقبیح جنگ و ترویج صلح است. او جنگ را مذموم و صلح را مطلوب معرفی می‌کند، اما نمی‌گوید که دربارۀ جنگ با ستمگر و خصومت با ظالمان چه دیدگاهی دارد. البته روشن است که جنگ موردعلاقه هیچ انسان عاقلی نیست، ولی سؤال آن است که «دفاع» چطور؟ آیا دفاع از خود، یا مظلومانی که حقشان ضایع می‌شود، نادرست است؟ البته با توجه به دیدگاه او دربارۀ حق باید گفت که آنکه ما ظالم می‌پنداریم، هم حق دارد، چون از دیدگاه خودش ظلم نمی‌کند و در حال گرفتن حق خود از دیگران است! در اینجا باید به یک مسئله فکر کرد که آیا با این نگرش می‌توانیم صلح را در جهان برقرار کنیم؟ آیا کسانی که به ابزارهای قدرت دست پیدا می‌کنند، عاشق این نگرش سرورپور نیستند؟ بهتر است که به دنیای واقعی نگاهی بیندازیم؛ دنیایی پر از قدرتمندان ظالم و ظالمان سیری‌ناپذیر.

جریان تفکر نوین تولید کانون‌های قدرت و ثروت در جهان است. این جریان نوعی ایدئولوژی معنوی است که شالوده‌های سلطه‌گری را تحکیم می‌کند. این جریان با حق قلمداد کردن همه و نسبی دانستن حق و باطل، باطل خود را حق قلمداد می‌نماید و سپس با دعوت به صلح می‌کوشد نیروهای مقاومت در برابر خود را به روش‌های نرم سرکوب کند. البته اگر این روش جواب نداد، سراغ روش‌های سخت خواهد رفت و آنگاه می‌گویند شما به مقاومت و ظلم‌ستیزی فکر کردید، درنتیجه با مقاومت قدرتمندان و ظلم و ستیز روبرو شدید و همان را که در ذهن می‌دیدید، در زندگی واقعی به دست آوردید!

وی ریشۀ انزجار خود از جنگ را دوران کودکی و سختی‌های دوران دفاع مقدس می‌داند. به گفتۀ ایمان سرورپور، پدرش از فرماندهان جنگ بوده و سختی‌های بسیاری را در خانوادۀ خود تحمل نموده است؛ اما گویا سخنان خود را فراموش می‌کند که همیشه رنج هست، و مهم این است که با صبر و مقاومت می‌توانی برخیزی و به موفقیت و افتخار برسی. بی‌شک واگذاری خاک و ناموس به تجاوزگران، رنجی بیشتر و پایدارتر از مقاومت و مبارزه به همراه می‌آورد.

شاید ایمان سرورپور مشاور تحصیلی توانمند و موفقی باشد و در این زمینه نظراتش مفید و راهگشا از کار برآید، اما بی‌تردید اظهارنظر درخصوص مسائل معنوی و سیاسی و اجتماعی نیاز به مطالعه و تخصص کافی دارد. واقعاً این‌طور نیست که هر کس حق داشته باشد دربارۀ هر موضوعی از منظر خودش نظر بدهد و به هزاران مخاطب که به او اعتماد دارند، اندیشه‌ای را منتقل کند که خودش آن را حق می‌داند، ولی از زاویۀ کارشناسی و تخصصی به آن نمی‌نگرد. سخن، رسانه و ذهن مردم حریم و حرمت دارد و شایسته نیست که هر مطلبی را در آن بریزیم و بتازیم.

نگارنده: علی عابدی کمالی

لینک‌های مرتبط:

ایمان و اعتقاد به خدایان ثروت و موفقیت

از رویای کارآفرینی تا فروش رویای کارآفرینی

لینک کوتاه : https://behdashtemanavi.com/?p=7774
  • 882 بازدید

ثبت دیدگاه

  1. من داشتم کامنت ها رو میخوندم یک سری از چیزهایی که دیدم و خوندم حقیقت نداره و کذب محضه یا بر اساس تخیلات و زائیده ی ذهنیه و یا نفرت و کینه ی شخصی  یا زیاد زیر ذره بین گذاشتن و کنکاش کردن زندگی مردم
    ای کاش به فکر آخرتمون و پاسخگویی در پیشگاه عدل الهی باشیم توی صحنه ی قیامت قرار نیست برای هم باهویت های ناشناس و جعلی کامنت بذاریم بلکه پرده ها کنار میره و حقایق آشکار میشه و باید با هویت آشکارمون  چشم تو چشم بشیم و اونجا هیچ دردی بالاتر از دیدن عواقب اعمال و رفتارمون نیست  و عذابی که این دنیا به آدما دادیم اون دنیا خودمون رو رنج میده و شرمندگیش واسه خودمونه
    مواظب کلام و گفتارمون باشیم اینجا فضای سایبریه و این حرف ها همیشه ماندگاره و روی اذهان آدم ها تاثیر خواهد گذاشت و چه بسا به زندگیشون آسیب بزنه زندگی آدما رو با دروغ و تهمت و افترا خراب نکنیم
    استغفرالله ربی و اتوب الیه

  2. وای من الان اینجا رو دیدم ! باورم نمیشه این افسانه مولایی همون خانومه باشه که با سروپور بود همش ! زمان کنکور این خانم همیشه تو اینستاگرام به هر دختری که میفهمید عاشق سرورپور شده مسیج میداد باهاش طرح دوستی میریخت ! باهاشون قرار میگذاشت ! رفیق بیچاره من رفته بود باهاش درد دل کرده بود اونم بهش گفته بود میرم با ایمان حرف میزنم ! بعد فهمیدیم به کلی دختر همینو میگفته و خودش هزار داستان داشت باهاش ! دخترا باهاش قرار میگذاشتن گل و کادو بهش میدادند.بیچاره رفیق من کلی از زندگی و کنکورش افتاد! ولی الان دیدم این خانومه همون دوست دختر رستمی ! بهتم زده ! چقدر سر کنکور و همایش اخر سال قربون صدقه اش میرفت ! پس این خانوم کلا اینکاره است ! الان دیدم دیگه اینستاگرامش رو هم فالو نمیکنه سرورپور !!!!!!!!
    چقدر دروغ میگه این ادم ! خدا به دختر های کلاسش رحم کنه ! یعنی یکی نیست پیدا شه این ادم رو ادب کنه ! شما این مطالب رو‌نوشتید کاش پیگیری کنید این داستان هایی که مردم دارم اینجا میگن ! یک درصدشم درست باشه یععععععنی فاااااااجعه !

  3. من بابای ایمان سرورپور و توی استوری های قدیمی آرزو سرورپور دیدم یه کهنه سرباز شریفه که به ادعای خود آقای سرورپور جانباز اعصاب و روان هستن(خدا حفظشون کنه و بهشون سلامتی بده)🤲🏻💖
    ایمان سرورپور از لحاظ ظاهر به هیچ عنوان شبیه باباش نیست و نمیدونم چرا شبیه وزیر دفاع و فرمانده نیروی دریایی🤣🤣🤣
    فک کنم مادرش بخاطر جنگ و جبهه ای بودن پدرش ازش جدا شده یا از هم جدا زندگی میکنن چون پدرش کنار اینا نیست و جداگانه زندگی میکنه
    چون آرزو سرورپور روز پدر پست گذاشته بود بابابزرگم بابای منه که نذاشت بمونیم پیش بابام توی شهرای جنگی و مارو از زیر بمبارون و انفجار کشید بیرون پیش خودش نگهمون داشت
    ایمان سرورپور یبارم تو تلویزیون حرص میخورد و دندوناشو روی هم فشار میداد و میگفت تو وظیفته از شوهر مریضت پرستاری کنی آره وظیفته و خود زنی میکرد و غضب کرده بود و توی نمونه کار دفتربرنامه ریزی نوشته بود باید برم خونه ی بابا و بهش سربزنم
    کلا ایمان سرورپور تو خونشون یا سرکارش به هر مشکلی میخوره میاد توی تلویزیون راجب اون حرف میزنه مثلا یبار اومد تلویزیون گفت اگه آهنگ منفی و غیراخلاقی دوست داری گوش بدی خجالت نکش خودتو قایم نکن خودتو قبول داشته باش یکی دوساعت بعدش اومد آهنگای شایع رو استوری کرد
    حالا بازم جای شکر داره ایمان سرورپور با زن رستم قاسمی فامیل و دوسته نه با زن محمدجواد ظریف😂😂
    ولی با این حال خروجی کارش شبیه محمد جواد ظریفه نه رستم قاسمی 😂
    ولی نمیدونم چرا از وقتی فهمیدم رستم قاسمی به ایمان سرورپور ربط داره دیگه نمیتونم مثل سابق دید خوبی بهش داشته باشم
    در نتیجه در انتخاب زن دوم خود دقت کنیم اگر زنی با چادر ناخن کاشت داشت دال بر مذهبی بودنش نیست و امکان اینکه به جای کربلا هوس مالزی کنه و وسط کوالالامپور هوس کنه روسری رو بکشه پایین و مانتو رو دربیاره و عکس بگیره و بعد لباساشو بکشه تنش و چهارتا جاسوسم اونور عکسای بیحجابشو بگیرن زیاده 🤭
    یا شاید هم پرستو بوده از همون روز اول و رستم قاسمی و صید کرده آخه دیگه از پای همایش های ایمان سرورپور بیشتر از سهره و قرقی و پرستو و مرغابی و لکلک 😉🤰🤱بیرون نمیاد🤣😍
    کلا اعتقادات دور و بریای ایمان سرورپور خیلی جالبه بی حجابن و ناخن میکارن و آرایش غلیظ دارن ولی دم از خدا و پیغمبر و قرآن و پاکی و عفت میزنن 😑 بعد بهشون مودبانه یچیزی میگی درست مثل ایمان سرورپور میگن تو نمیدونی ما میدونیم بهتون اشتباه یاد دادن
    حالا من نمیدونم اینکه ایمان سرورپور مدام میگه لعنت به مسئول زاده ها و لعنت به مسئولین شامل فامیلا و بچه های فامیل خودشم میشه یا نه و واقعا اونا نمیگن چرا به ما فحش میدی البته فک کنم ایمان سرورپور نهج البلاغه خوان و راوی حدیث و مولاناشناس اصلا معنی صله ارحامو نمیدونه چونکه میگفت من عیدا نمیرم خونه فامیل میرم دفترم سرکار😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
    ولی در کل خوش به حال ایمان سرورپور میشینه توی کلبه ی چوبی جنگلی اجاره ای توی شمال توی اوج آرامش و ریلکسینگ و استوری میذاره و درباره ی فتنه ها نظر میده و میگه ببینید ده سال پیرتر شدم و گوشی و میذاره کنار و زل میزنه سقف کلبه به سمت دودکش و بستنیشو لیییییییییس میزنه😂😂😂
    آی شیطون😹👻

  4. اقای ایمان راست میگن این اقای فرهاد!!! چرا فکر میکنید مردم نمیفهمن یادشون نیست !
    شما میشه یک توضیح راجع به ارتباطتون با خانم مولایی که معلوم شد با اون اقای وزیر هم بودند بدید که این همه سال تو همایش ها تا کمر خم میشدید ایشونو فرشته میخوندید و میخواستید همه براش دست بزنن ! یهو چی شد که انفالو کردید ! خانوادتون و خواهر محترمتون مدام قربون صدقه ایشون میرفتند و خاله صداش میکردند . تو اون تایم چقدر دختر کنکوری رفتند سراغ این خانم به واسطه شما ! بعد الان سوت زنان انفالو کردید .
    شما از همه ادمها سو استفاده میکنید بعد نقش مظلوم میگیرید که بهم ظلم شده کودکیم سخت بوده دست زیر چونه شعر میخونید با بغض که دختر های بیچاره بیا باز کلاس های شما .
    حتی از پدرتون که باهاش در ارتباط نیستید کلا و هیچوقت هیچ جا نشونش نمیدید هم سواستفاده میکنید هی میگید بابام فرمانده بوده و نبوده که ترحم بخرید !! بیچاره اون پدر
    راجع به روابطتتون با دخترای بیچاره و حرفهای زشت باهاشون در قالب شوخی هم توضیح بدید
    دین هم فعلا به کارتون میاد حرفی نیست مثل خیلی ها ابزار دستتونه .
    عیب نداره باز شب بیایید مولانا بخونید و تبلیغ کلاس مولانا شناسی کنید که معلوم نیست کی شما شدید معلم ادبیات و استاد معرفت و با چه مدرکی !
    تا کی دوباره صداش در بیاد شما بری دست به دامن یکی بشی که اعتبار بخری

    ادم ترسناکی هستید خدا به همه کسایی که شما رو دنبال میکنند رحم کند

  5. اااااااااای وااااااااااای آقای سرورپور!!!!!!!
    من بسیار متاسفم که بهتون یاد ندادن یا نصفه و نیمه یادتون دادن!
    شاید هم با خواسته ی خودتون دستتون رو گذاشتید رو گوش هاتون تا نشنوید و در جهالت و نادانی خودتون غلطان و خیزان و افتان باشید!
    شما که هیچکدوم از سخنرانی هاتون پایه و مبنای دینی  نداره چطور روتون میشه با وقاحت تمام از خدا و ائمه اطهار و قرآن و نهج البلاغه حرف بزنید و تفاسیر شخصی و دلخواه و معیوب خودتون از دین و مذهب رو ارائه بدید
    مردانه بیایید سینه سپر کنید و بگید من دارم به اسم خدا و پیغمبر تفکرات خداناباورانه و شرک آلود و نفاق انگیز و اسلام آمریکایی رو بهتون القا میکنم دیگه چرا از تفکرات مذهبی و اعتقادی ما سواستفاده میکنید!!!
    شما انقدر کج سواد هستید که حتی ساده ترین آموزه های اسلام رو نمیدونید مثلا اینکه توی اسلام قشر خاکستری هیچ تعریف و مفهمومی نداره و کل جمعیت بشر تقابل خیر و شر هستن و انسان های مومن درجاتی دارن و انسان های کافر درجات خودشون رو و مبنای خیر اونیه که خدا میگه و شر اونیه که خدا قبول نداره و حد وسطی نداریم
    قطعا الان میایید میگید نه چرا باید حرف شما درست باشه بهتون اشتباه یاد دادن بهتون نصفه یاد دادن بهتون نگفتن من تو فلان دوره شرکت کردم من فلان کتاب ها رو خوندم من اینم من اونم من استاد همه چیزدونم
    پس لطف کنید پاشید برید واسه آدمای همون مملکت هم سخنرانی کنید چطور روتون میشه به اسم اینکه پدرم فرمانده ی جنگیه و خودم مذهبیم اذهان جوونای مملکت رو شستشو بدین؟
    من فکر میکنم اون آقایی که همیشه قصش رو تعریف میکنید که توی جوونیتون یقتون رو چسبیده بود و گفته پسر این عقاید باطل چیه که تو  داری باید خودتو درست کنی پدرتون بوده که از اسمش استفاده میکنید و بالا میرید ولی حتی خودشونم اعتقادات غرب زده و لیبرال و اسلام سکولا و آمریکایی شما رو قبول ندارن
    واستون متاسفم
    واسه خودم بیشتر متاسفم که تو شروع جوونیم از سر سادگی و اعتماد نابه جا عمرم رو با حرف های باطل شما هدر کردم
    اوف بر شما

  6. ایشون میاد توی استوری میگه منم با مردمم و زندگی سخته و دلار گرونه و هیچی اسون نیست ، از اون طرف انگار ما یادمون نیست ایشون با همون خانم «فاطمه مولایی » همسر اقای وزیر رستم قاسمی شب و روز با هم بودن ، تمام پست هاشون یک خط در میون تشکر از ایشون بود تو همایش ها این خانم با چادر و ناخنن کاشت مینشست و همین اقای ایمان تا ازش تشکر تو جمع نمیکرد نمیرفت و تو پیج این خانم عکس هاشون با هم و خانواده اش بود بعد یک دفعه همین که خبر این خانم پخش شد ایشون رو انفالو کرد ! یا سر همین مدرک روانشناسی که نداشت و خبرش پخش شد به عنوان مشاور زرد سریع رفت پیش یکی از این فراکسیون های مجلس اقای بیگی و اسمش از لیست در اومد . یا یک دفعه از مشاور کنکور تبدیل شد به اصحاب رسانه ! و چپ و راست برنامه میگذاشت صدا سیما که از درش هم نمیشه راحت رد شد ولی ایشون یکم ته ریش گذاشت فکر کرد مردم میگن مذهبیه ! الانم بغض میکنه و میاد میگه با مردم . اقای سرورپور از باگ های حکومت سو استفاده میکنی پول در میاری دمت گرم اما تکلیفت رو روشن کن . مذهب و اعتقادات مردم دیگه حداقل مسخره بازی دست شما نیست و مردم یکم حافظه دارن بدونن کی بودی و چیکارا کردی .

  7. آخی… ایمان سرورپور عشق اولم بود یا به قول امروزیا کراش نوجوونیام بود 🥲سال ها پیش به مدت چهارسال عاشقش بودم 😪 از این عشقای یکطرفه ی شاگرد و استادی💔 درسته که این مدل عشق و عاشقیا اشتباهه و عاقلانه نیست اما در عوض باعث شد بیشتر درس بخونم و دانشگاه خوب قبول بشم و و تو سن کم کسب و کار خودمو راه بندازم و رو پای خودم وایستم 😎 ولی خب ضربه ی روحی سخت و شدیدی خوردم 🤕😷 من ایمان سرورپور و خوب میشناسم اصلا اینطور آدمی که میگن نیستا حالا دیگه خود دانید

  8. آقا یا خانومه سلام چطوری خوبی؟
    سلام من خوبم تو چطوری؟
    واقعا هدفت چیه پای دخترای مردمو وسط میکشی؟ آدما وقتی کم سن و سالن زیاد اشتباه میکنن دلیل میشه تو بوق و کرنا میکنی؟ چرا آبروی مردمو میبری؟ به خودشون و خداشون ربط داره

  9. ایمان سرورپور اول سیاهنمایی و مظلوم نمایی بوده بعد دست و پا دراورده

  10. آقایان صدا و سیما،آقای جبلی ایمان سرورپور و از تلویزیون بیرون بندازید
    کسی که میره کهف الشهدا واسه دانشجوهای هتاک و وحشی و بی شخصیت شریف که گویا خودش پرورششون داده و سارقین اوین عزاداری میکنه ولی اسم اینهمه جوون پاک و نجیب و انقلابی که ادامه دهنده ی راه شهدای مدفون کهف الشهدا هستن و هر روز مثل دسته گل پر پر میشن رو به زبونشم نمیاره و پیف پیف میکنه جایی تو رسانه ی ملی نداره
    ما نمیخوایم ریخت نحس این سلبریتی های دوزاری رو تلویزیون ببینیم

  11. کی بود اونی که میگفت ایمان سرورپور مثل پیامبراست و خدا از آسمون فرستاده و رسالتش اینه که وزیر آموزش پرورش بشه و جایگاه فعلیش براش کمه
    بیا تحویل بگیر 😋🧃

  12. شما از کجا میدونید ایمان سرورپور ازدواج نکرده و مجرده؟
    علم غیب گویی دارین؟
    مگه هر کی ازدواج میکنه باید با شیپور به همه کس و همه جا اعلام کنه
    مگه میشه آدم این همه سن داشته باشه و قلبش مثل گنجشک جیک جیک کنه و احساساتش به لطافت پشمای ببعی سفید باشه و دورش پر دختر باشه ولی تنها باشه
    گاهی بعضیا ازدواج میکنن ننه باباشونم خبر نداره چه برسه فالوورای اینستاگرامشون

  13. راسپوتین؟! چه اسم ترسناکی :|||
    آره تمام تلاشش رو میکنه با گروه سایبریش اینجارو تار و مار کنه آخه نیست که حق رو میده به اینا و میره و براش اصلا مهم نیست اما بچه ها لینک اینجا رو توی گروه ها بین شاگرداش تا تونستن پخش کردن😂😐

  14. وا؟! چرا به چادر و چادریا توهین میکنید 🤬 این مدل لباس پوشیدن و آرایش کردن بعضیا توی ادارات و آموزشگاه های اروپایی هم قفله🔒 محل کاره جشن عروسی استادجونتون نیست که🐬

  15. پرستش جون اگه مثل مهشید رئیسی و بقیه نیست و روشنفکر و نایسه چرا حاظر نیست با بهداشت معنوی لایو بره؟🤔

  16. آخیییییی🥺❣
    یسنا گوگولی 🤗 جمع کن خودتو بابا🤭 مرد نامحرم با اون ریش و سیبیل و قد و هیکل خیلی بی ادب و گستاخه که همش میخواد دست ما رو بگیره🤫 چپ راست میگه دستتون رو بدید به من 👽 همش تقلید از سخنرانای غربی🤮همش ادعای مسلمونی🤡 مگه سخنرانای دیگه که ده برابر این پامنبری دارن از دهنشون جان و جون و عزیزم و قربونت برم و دستتو بده و این لوس بازیا نمیریزه بیرون نونشون آجر شده🤧 خوبه آدم محرم و نامحرم متوجه بشه🥱

  17. الان قیافه ی ایمان جووون خیلی دیدن داره😍 لابد مثل همیشه داره میگه من وقتمو صرف این حرفا نمیکنم و فقط به پیشرفت و موفقیتم فکر میکنم بذار اونا هرچی میخوان بگن جا برای همه هست و شعارهای همیشگیشو میده ولی از درون داره منفجر میشه و به روی خودش نمیاره ولی مثل همیشه از حالات چهرش و تیکه کلاماش مشخصه اوضاع برزخیه 🤣🤣🤣

  18. یه حرکتی بزنین وبلاگتون دوباره بیاد توی نتایج جستجو نوچه های ایمان سرورپور حذفتون کردن

  19. رفقای جان هرچی ایمان سرورپور بهتون میگه از روی کتابایی که گوشه ی خیابون تحت عنوان روانشناسی زرد میفروشن روخوانی میکنه ، اگه میخواید توی وبیناراش شرکت کنید من بهتون میگم پولتونو بریزید تو آتیش بسوزونید ولی به این ندید به جاش برید تمام فیلماشو از آرشیو صدا و سیما دانلود کنید نگاه کنید چون همه ی حرفایی که توی کلاساش میزنه تکراریه و سال های ساله هیچی بهشون اضافه نشده خودتون مسخره ی این آدم نکنید
    اینا همه شاخ لات مجازین نه معلم و روانشناس و مدیر
    این اگه مدیریت بازرگانی بلد بود الان باید یه شرکت بزرگ داشت یا اینکه برای یه شرکت بزرگ کار میکرد الان هفت هشت ساله میگه من کاراقتصادی میکنم حالا یروزی آمارشو بهتون میدم هنوزم که هنوزه شرکتشو معرفی نمیکنه تو رویاهاش همونجا که بستنی میخوره زل میزنه به سمت چپ گوشه ی سقف اتاق خوابش میره به افسانه ها شرکت زده😂😂😂
    به قول یکی از دانشجوهای پزشکی اسبق دانشکده پورسینا😉 آقا علیرضا 🩺 این میزان انرژی مغزش در حد جلبک دریاییه به مهندسی قد نمیده حالا من میگم چه برسه شرکت زدن

  20. ایمان سرورپور یه مدته یه حرکتایی میزنه وبلاگتون دیگه تو نتایج جستجو با اسمش بالا نمیاد
    همین عکسم گذاشته رو یه وبلاگ دیگه تحت نظارت خودش تا لاپوشونی کنه
    حرف حق مثل ته خیاره نه؟🥒
    اینجا لایی کشیدی اون دنیا جواب خدا رو چی میخوای بدی دروغگوی ریاکار
    روانشناس زرد بازاری

  21. درود بر شرف و انسانیت ایمان سرورپور، تنها معلم واقعی و درجه یک ترین مدرس ایران و جهان
    متاسفم واسه طرز فکر نویسنده، خیلی مزخرف و بچه گانه و چرته.
    متاسفم واسه بیسوادی و کوته نظری و … مردم.

  22. کیمیا خانوم چرا مسئله رو پیچیده میکنی؟
    آقای سرورپور کافیه زنگ بزنه به یه بنده خدایی اونم زنگ بزنه آقای حسن خمینی اونوقت اسمش حذف میشه ☺
    اصلا از کجا معلوم آقای خمینی زنگ بزنن به یه آقای دیگه ای ایشونم زنگ بزنه به آقای مظاهری سیف این بلاگ هم حذف میشه😊
    به همین راحتی🤭

  23. 🍃موضوع اول:
    آقای سرورپور شما غروب میاید تلویزیون نماز خوندن رو تبلیغ میکنید شب میاید اینستاگرام مدیتیشن و یوگا رو تبلیغ میکنید
    به گفته ی خودتون هم مطالعات زیادی دارید حتی مطالعات دینی دارید  و قرآن و نهج البلاغه رو چندبار خوندید و دروس حوزه علمیه رو هم مطالعه کردید و دوستان روحانی هم دارید که باهاشون هم کلام بشید
    خب با این اوصاف من شما رو یک انسان اهل علم در نظر میگیرم
    این انسان اهل علم میدونه که نماز برابر هست پرستش و عبادت خدا و 👈🏻مدیتیشن و یوگا برابر هست با پرستش و عبادت شیطان👉🏻
    اینکه مدام خودتون و تیم کاریتون تشویق با مدیتیشن میکنید چه گزاره ای به ذهن مخاطب میده
    پس از شما یک سوال دارم ما قسم روباهو باور کنیم یا دم خروسو؟
    لطفا بکنید اون نقاب نفاق و یا دروغو از چهرتون
    🍂موضوع دوم:
    اینکه ادعا میکنید به تقریبا تمام کشورهای دنیا سفر کردید و مدارس و سیستم های آموزشی زیادی رو بررسی کردید به ذهن من فقط یک گزاره میاد چطور این سیستم ماسونی به یک مرد مسلمان سادات با خانواده نظامی و اصیل این اجازه رو میده؟
    یا ادعای شما دروغ و باطل هست مثل خیلی از مواقع و یا اینکه پشت پرده ای در کار هست
    🌱موضوع سوم:
    اینکه تو گذشته چه دروغی گفتید و عذرخواهی کردید دیگه مهم نیست لطفا این عادت بدو ترک کنید و مثل نقل و نبات دروغ نگید
    خیلی زشته سنتونم که کم نیست

  24. من پشت کنکوری بودم
    زیاد تلویزیون میدیدم و تحت تاثیر روانشناسی زرد و فریب رسانه ها قرار میگرفتم
    یه گوشی هم داشتم که روش اینستاگرام نصب کردم و فرتی با اولین نگاه عاشق شدم
    میخواستم وقتی بزرگ شدم انقدر درس بخونم پزشکی قبول بشم از شهرستانمون بیام تهران
    یه کتاب شعر عاشقانه چاپ کنم روی جلدش عکس ایمان سرورپور و بزنم
    بعد ببرم دو دستی تقدیم استاد کنم
    بعد برم برای مادر و خواهر استاد پاچه خواری کنم و براشون جینگیلی جات درست کنم هدیه بدم و تگشون کنم
    که بیان اینستاگراممو با زندگی شخصیم بیشتر آشنا بشن

    این داستان ادامه دارد…

    ایمان جون منم به جای تو بودم اعتقادی به رنگ بندی روانشناسی نداشتم
    ولی الان که جای تو نیستم به جای زرد کردن روانشناسی بهش میگم روانشناسی قهوه ای مایل به سیاه

  25. خب الان من گفتم مجرده دقیقا میخوای چه کاری انجام بدی ؟ 🤔😂
    قدیم ندیما استاد ایمان یه آهنگ خونده بود اسمش یادم نیست ولی موضوعش این بود وقتی کنکوری و پشت کنکوری میشی تحت فعل و انفعالات درونی و بیرونی زود عاشق میشی !!!
    این فکرای شومو😈👻☠👺 از سرتون بیرون کنید شما هرکاری که به فکرتون میرسه انجام بدید و هر سناریوی از پیش نوشته شده ای اجرا کنید یکی قبل از شما بهتر از شما انجام داده و استاد ایمان با کمال احترام و خونسردی یه لبخند ملایم میزنه و یه تشکر خشک و خالی میکنه و سرشو میندازه پایین رد میشه میره😅😬
    آخرش خودتون میمونید و غرور لگدمال شدتون و شاید آبروی از دست رفتتون
    خیلی ببخشید ولی احساس کردم ضرورت داره که بعضیا بدونن
    این کارا فقط تو فیلمای خیالی و فانتزی و عاشقانه جواب میده بنده خدای عزیز و بزرگوار اون کتابا رو آتیش نزن بده به من لازم دارم میخوام ببرم بدم به مرکز بازیافت کاغذ 🤤😜

  26. مثلا اومدی جواب بدی دری وری و بی ربط میگی هر آدم عاقلی نوشتت رو قضاوت کنه حرف منو تایید میکنه

  27. اینطوری بخوایم حساب کنیم سر هر اجرای ایمان سرورپور باید یه نفر و بذاریم تا حرفاشو برامون به درستی ترجمه و تفسیر کنه😅…!
    اوندفعه مجری برنامه خانوم دکتر ندا ملکی بود از هرچند تا جمله که ایمان سرورپور میگفت خانوم دکتر به زبون مسلمونای ایرانی ترجمه و تفسیر میکرد🥴…!
    خب پدر من واضح و بی پرده حرفتو بزن ببینیم چی میگی دیگه

  28. میشه بپرسم چرا سازمان نظام روانشناسی اسم ایمان سرورپور و از لیست روانشناسان غیر مجاز حذف کرده؟ از دو حالت خارج نیست یا ایمان سرورپور مدارک و مجوز مربوطه رو داره و یا پشتش خیلی گرمه که با یه تماس اسمش حذف شده.
    حالا شما به ما بگید کسی که مدرک و مجوز داره چرا باید دربارش اینطوری بنویسید و یا اگه نداره تکلیف ما چی میشه؟!
    ایمان سرورپور مدرک مدیریت کسب و کار داره اما سر کلاساش به جای آموزش مدیریت کسب و کار آموزش روانشناسی میده؟
    الان مشکل از منه یا از ایمان سرورپور یا از شما؟ آخرالزمانه دیگه

  29. اونایی نقد دارن ما تعدادمون کمه شما زیاد کی میدونه شاید شما دارید راه درست رو میرید دیگه من نمیخوام حرف های خودم رو اثبات کنم یا بحث کنم برام ارزشی نداره دیگه نمیخوام کلا سرم یه ذره درد کنه
    امیدوارم همه ی ما به آگاهی درست تو زندگی برسیم( منظورم اصن این نبود ک راه من درسته) واقعا امیدوارم این اتفاق بیفته.
    محسن مسعودی پور
    زرد بازار
    و سرچ عبارت ٫٫روانشناسی زرد٫٫ تو همه شبکه های اجتماعی

  30. آخه چرا استاد ایمان ما رو اذیت میکنید؟!🥲 چه باور کنید چه نکنید استاد ایمان با تمام نقص هاش یک انسان فوق العاده ناب و کمیابه 🙂 استاد ایمان حتی به شمایی که پشتش حرف میزنی عشق میورزه و دستاتو میگیره و کمکت میکنه و توی لیست دعاهای آخر شبشی و برات اشک میریزه ❤ عزیزجون استاد ایمان نه دشمنه نه کافر اینطوری حرف نزنید لطفا😔 چون مطمعن باشید فردا روز بیشتر از امروز به خدا نزدیک میشه و شما پشیمون میشید🚫

  31. اولاًندش
    حالا واقعا داداشت کتکت زد؟ 😯 آخه چرا قربونت برم 🤔 دلم سوخت واسش 🥺
    دویماًندش
    جینگ شیانگ چینگ چنو از فلات تبت کیه آیا؟! 🥶🥶🥶
    سویماًدش
    فقط مرحوم مغروق نبود یادگار امام هم بود👳🏻‍♂️✌🏻اصا هم سیاسی و جناحی نیستن فقط هرکسی که به اصلاحات مربوطه اونجا خرده رفت و آمدی داره

  32. با عرض معذرت چون اکثر دیدگاه ها از طرف دخترا بود میگم😁😉 تا بعضی از شما نباشیو که بخاطر خوشگلی و قدبلندی و خوشتیپی و پولدار و مجرد بودن یکی به عنوان استاد انتخابش نکنید 😂✌🏻
    بعضیا به زبون میگید استاد ولی تو دلتون میگید یعنی میشه شاهزاده ی سوار بر اسب رویاهام باشه🐎👑 لطفا این کامنتو پاک نکنید و نمایش بدید چون یه دخترخانومی پرسیده بود مجرده یا متاهل واجب دیدم این حرفارو بزنم 😄

  33. من چند روز پیش در تلویزیون (صدا و سیمای ایران) دیدمش البته فرصت نداشتم ببینم فقط دیدم مهمون برنامه ای بود.

  34. دیدگاه ها بسی عجیب و غریب بود!!!
    فقط میتونم بگم خواهر و برادر عزیزم ایمان سرورپور نه به قدری خوبه که مثل بت بپرستیدش و نه به قدری بده که مثل آدم بدا سنگسارش کنید ایمانم یه آدمه مثل بقیه آدما
    رها کنید خودتونو
    خلاص

  35. ف عزیز چقدر خوب گفتی🙂 همه ی این حرف هایی که زدی نشون دهنده ی قلب پاک و ذهن وسیع خودته🙂 که اینطور از حرف های آقای سرورپور برداشت میکنی🙂حالا اگه کسی مثل شما پیش زمینه درستی نداشت چه برداشتی از صحبت های آقای سرورپور میکنه و در چه راهی استفاده میکنه؟🙃

  36. خانوم یا آقای همون کسی که ۵ سال از عمرشو با این آقا تلف کرد
    ___
    الف )هرکسی بنا به انتخاب خودش از آموزشی که میده پول به دست میاره یکی کمتر یکی بیشتر یکی طبق مصوبه ای که از قبل براش تعیین شده،تا جایی که من اطلاع دارم آقای سرورپور نسبت به اساتید دیگه پول کمتری میگیرن و وقت و انرژی بیشتری میذارن و این انرژی بیشتر گذاشتن آثارش توی چهرشون هویدا میشه، بارها پیش اومده کتاب ها و دفاتر برنامه ریزی رو رایگان ارسال کنن و و هزینه پستی رو خودشون برعهده بگیرن.تا حالا چند نفر از اساتید و نویسنده ها براتون ازین تره ها خورد کردن؟
    ب)یعنی انتظار داری بشینی زل بزنی به در و دیوار خونه تا سلامتی و پول و موفقیت ها و آرزوهایی که درونته از منافذ پوستیت بزنه بیرون؟ یه یاعلی بگو پاشو حرکت کن تلاش کن ده برابر ایمان سرورپور به دست بیار ۱. استاد همیشه میگن پول هدف نیست پول پاداشی هست که خداوند بابت تلاش هات برای رسیدن به موفقیت میده. ۲.استاد بارها گفتن خوندن و شنیدن این مطالب هیچ کمکی بهتون نمیکنه تا زمانیکه دل به کار بدید وسط تلاش هاتون به کار ببندید میبینید چقدر مفید و کارآمد هست
    ___
    حق رو ول کنی مسیرش رو میره
    الف)یعنی انقدر بخاطر حقو حقوقت مثل گرگ دندون نندازی گردن آدم بدا رو بدری چون تو هم مثل اون میشی آدم بده تا جایی که درست بود و توانایی داشتی پیگیر حقت باش ولی غیر این بدون قاضی خداست این دنیا یا اون دنیا حقتو میگیره بهت میده،خدا به وقتش به داد دل مظلوم میرسه.
    ب)قرار نیست همیشه حق با تو باشه اصلا کی میگه تو درست میگی حق اونیه که خدا میگه حالا آدمای مختلف در قالب فرامین الهی برای خودشون انواع سبک زندگی تعریف میکنن هرکی به اندازه ی فهم و شعور خودش قرار نیست چون تو سبک زندگی کسی رو نمیپسندی و سلیقت نیست راه اون اشتباه باشه. اصلا کی از درون آدما خبر داره؟ شاید اونی که فکر میکنی حق باهاش نیست پیش خدا عزیزتره
    ___
    الف )اینکه همه چی توی ذهنمونه یک واقعیته وگرنه جسمی که از خاکه به تنهایی چه توانایی خاصی داره؟ اگه جسم بدون روح باشه بدون نیروی تفکر و تعقل باشه میشه همون فردی که روی سنگ یخ سردخونه درازکش افتاده . همه چیز از ذهنت شروع میشه بخاطر همینه که اگه تو ذهنت مرتکب گناه بشی خدا برات یه مجازات در نظر میگیره وقتی که با جسمت گناه کنی دوتا مجازات در نظر میگیره چون ذهنته که کل وجودت رو فرمانروایی میکنه بخاطر همینه که میگن حتی با ذهنتون هم مرتکب گناه نشید چون زمینه ی گناه های بیشتری رو فراهم میکنه خب این و برعکس کن کسی که توی ذهنش مدام به خوبی ها فکر میکنه و نیت خیر داره خدا براش ثواب انجام کار رو مینویسه وقتی که انجام بده ده برابر پاداش میده
    ب)آدما عیارشون توی سختی ها سنجیده میشه!!! ۱۲۴۰۰۰ تا پیامبر داشتیم ۱۴ تا معصوم آیا هیچکدومشون مریض نمیشدن؟ اختلافات خانوادگی نداشتن؟ فقر،جنگ،قحطی،اذیت،آزار و هرچیزی که منو شما لحظه ای تحمل کوچکترین هاشو نداریم،لطفا نگو اونا پیامبر بودن معصوم بودن چون همونا رو خدا فرستاده که الگوی ما باشن که به پیروی از همونا خیلیا که مثل ما مردم عادی بودن به بالاترین درجات دنیوی و اخروی رسیدن، اگه الان به ما آنفولانزای دستکاری شده رو به اسم کرونا تحویا دادن اونزمونا کرونای واقعی بوده و جون آدما رو به سخت ترین شکل ممکن میگرفته یعنی بخاطر کرونا پاشیم با زبونمون چاقو بزنیم به قلب آدما؟!
    ___
    به عنوان کسی که عاشق ریاضیاته میگم
    ریاضی علمیه که با اعداد سر و کار داره و از یه جایی به بعد لازم نیست همه ی آدمای دنیا با هر تیپ شخصیتی و جایگاهی یادش بگیرن. همه به حساب کتاب روزانه نیاز دارن ولی آیا همه به حد و پیوستگی و انتگرال و مشتق نیاز پیدا میکنن؟
    انشا علمیه که با کلمات سر و کار داره یجورایی شخصیت آدما رو پرورش میده و برای ادامه زندگی همه لازمه با عرض معذرت ولی خود شما در انشا و املا مشکل داری و نوشته هات نشون میده ولی اگه ریاضیاتت عالی هم باشه میبینی اینجا برات کاربردی نداره ولی نوشتن و صحبت کردن تا آخر عمر نیازته
    درسته که ریاضیات فیزیک ذهن رو تقویت میکنن و آدمایی که فیزیک و ریاضیات  رو در حدعالی خوندن از قدرت ذهنی خاصی برخوردارن ولی اینو بدون همه آدما قرار نیست استاد همه چی دون بشن و خارج از توانشون علم کسب کنن
    ___
    آیا واقعا اسامی کسانی که به رضایت خودشون منتشر میکنن رو ندیدی؟یه سر به شبکه های اجتماعی وابسته به استاد بزن
    در مفتضحانه ترین حالت ممکن هم که تصور کنیم استاد حدودا بیست سال تدریس میکنن مگه ممکنه توی این بیست سال فقط بیست نفر انسان موفق تربیت نکرده باشه؟ منصف باش
    اگه ۵ سال همراه استاد بوده باشی قصه ی خانوم دکتری که از یک روستای دورافتاده فقط با صحبت های استاد در شبکه آموزش به این جایگاه رسیده رو حتما شنیدی
    ___
    خودت که جواب خودت رو دادی قطعا منظور استاد قضاوت منفی هست نه قضاوت مثبت
    یادمه استاد میگفت بعضی وقتا من میگم شجاع و جسور باشید بعضیا تصورشون اینه و به منم میگن پس بلند بشیم خودمون رو بندازیم توی دهن شیر یا از نرده های قطار آویزون بشیم درحالیکه من موقع حرف زدن بنا رو براین میذارم که مخاطبینم عاقل و فهمیده هستن و درست و غلط رو بهتر از من میدونن
    ___
    الف)دوست عزیز دعا کردن با اینکه همه چیز درون ماست هیچ تداخلی نداره چون وقتی بنده چیزی به دلش میافته و دعا میکنه دعا تا عرش الهی بالامیره میرسه به روز ازل و تقدیرات و آینده ما رو تغییر میده!!! خدا به بندش اینچنین قدرتی داده اما این رو هم به خاطر بسپار که تا خدا نخواد برگی خشکیده ای از درخت جدا نمیشه
    ب)وقتی خدا مردمک چشم انسان رو شبیه امواج طوفانی دریا و اجرام فضایی به زیبایی آراسته و تزئین کرده این معنی رو میده ما اشرف همه ی مخلوقات هستیم و همه چی از ما شروع میشه
    خدا از نور خودش به حضرت فاطمه زهرا(س) بخشید و از نور بانو آسمان و زمین روشن شد
    کی واقعا میدونه و چه زمانی قرار آشکار بشه؟ شاید درون هر کدوم از ما یه کهکشانه!!! مگه علم فقط پزشکیه؟ کافیه پزشکی رو به کامپیوتر و فیزیک وصل کنی دنیای متفاوتی که تا حالا هیچی ازش نشنیدی و ندیدی دربرابرت ظاهر میشه 😊

  37. پس چرا من با نگاه کردن به چهره ی آقای سرورپور هم پر از آرامش و احساسات زلال و روشن میشم چه برسه موقعی که لب باز میکنن و حرف میزنن!!!
    آقای سرورپور منو به خدا و معنویات نزدیک میکنه. جزو معدود اساتیدی بوده که میشد راحت سر کلاسش نشست و خیالت راحت باشه که از خودمونه و نمیشینه سرکلاس با مسائل علمی دین و زیرسوال ببره و باعث آزار و اذیت بشه بلکه باعث جذب و گرایش بیشتر به سمت دین هم میشد.
    من میخوام دوباره کنکور کارشناسی بدم ولی متوجه شدم با مشاوره کنکور خداحافظی کردن و دیگه تدریس ندارن و خیلی ناراحت شدم
    کمی منصف و عادل باشید

  38. گلی جون مجرد یا متاهل بودنش چه دردی ازت دوا میکنه عزیزم؟!
    در هرصورت برو ته صف خیلیا قبلت تو نوبتن
    منتها بگیر نیست و گردن گیرش ضعیفه

  39. بهترین تعبیری که از ایمان سرورپور دیدم
    (که او زمینۀ مذهبی دارد، اما تا حدودی در فضای مفهومی تفکر نوین قرار گرفته و توصیف او از مفاهیمی چون: حال خوب، صلح با خود، آگاهی، خودشناسی و… با رویکرد مروجان تفکر نوین آمیخته شده است)
    اینا حرفای دل منم هست
    ایمان سرورپور پسر مذهبی که غرب زده شده
    به خاطر مذهبی بودنش جذبش میشی صراط مستقیمی میری بعد ایمان میندازه تو دست انداز تو هم کنارش پرت میشی پایین
    من که با مذهبی و غیر مذهبی سر و کار داشتم وقتی میبینم ایمان سرورپور مذهبی کارای غیرمذهبی انجام میده احساس میکنم از شعورم سواستفاده میشه و دوست دارم سرش جیغ بزنم
    خب من باید بدونم تکلیفم چیه و با چطور آدمی سر و کار دارم
    یه نمونش ایمان به عنوان پسر مذهبی با بچه هاش جمع میشن دورهم صبحانه و عصرانه دختر و پسر جلوی ایمان مذهبی زل میزنن به هم قاه قاه میگن و میخندن و ناز و غمزه میان و روسری هم از سرشون لیز میخوره (عه وا خواهر )و میزنن و میخونن و با افتخار پیجشونم استوری میذارن
    خب من اگه میخواستم وارد یه جمع غیرمذهبی بشم زیاد بودن تو رو میخواستم چیکار
    حرف به حرف میرسه من خاکستریم نه سیاهم نه سفید
    تو معلم زندگی و روح آدمایی باید سفیدِ سفید باشی خاکستری زیاده
    واقعی باش

  40. انتظار که نداری دخترای تیمو چادر سیاه سرشون کنه؟
    تاجایی که من دیدم اعضای تیم مهندس چه باحجاباشون چه کم حجاباشون باشخصیت و خانوم و فوق العاده هستن. حسودی نکنیم و گناه دیگرانو به پای سید ایمان ننویسیم

  41. مگه طلبه بودن یا نبودن مهمه دخترجون؟ مهم اینه از علمی که به دست اوردی به درستی در راه خدمت به خلق خدا استفاده کنی.عالم بی عمل نباشی. استاد طلبه باشه یا نباشه قطعا مطالعات اسلامی داشته که حرفاش کشش و جاذبه داره و افرادیو با خدا آشتی میده و به کمالات انسانی نزدیک میکنه.اگه طلبه بود و الان عمامه سرش داشت و میرفت بالای منبر طیف خاکستری جذبش میشدن؟ تو رو خدا به هم رحم کنیم و عین گرگ درنده خرخره همو نجویم.

  42. فقط چن تا سوال دارم از خود این آقا و طرفداراش
    1)۷۰۰ کیلومتر میکوبی میای سمینار آقا میگه همه چیز در درون ماست عشق موفقیت پول آرامش آگاهی(نگاهم سطحی نیست) اگه همه چی درونمون هس اون ۷۰۰ هزار پول رو از ما نمیگرفتی دیگه میگفتی پول بلیت این تماشاگرا درون خودمه پس همه رایگان بیاین
    ۲)حق رو باید ول کنی مسیرشو طی کنه_ آقای سرورپور ته این حرف یعنی چی آخه نه واقعا چه غلطی الان من باید بکنم چجوری باید حق رو رها کنم مسیرشو طی کنه
    ۳) آیا همه حرف های جناب مولانا درسته؟؟؟ ما ها مولانا رو نقد نمیکنیم چون تو مدرسه هزار بار معلما زدن تو سرمون که فلانه و بهمانه من میگم این آدم که خودشو میچسبون به مولانا و شعراش ما تاحالا نقد یه نفر رو دیدیم در مورد مولانا و حرفاش مثلا من یکی رو میدونم (ای برادر تو همه اندیشه ای ما بقی خود استخوان و ریشه ای) اینجا میگه آدم ها کلا فکرشون مهمه یا حالا ذهن یا هرچی شما آدمای آگاه بگین
    ببخشید تا حالا نشده سرما بخورین و حال و حوصلتون بد باشه و عصبی بشین سر عزیزاتون یعنی جسم هم رو فکر و رفتار تاثیر گذاره این رو آدمایی بهتر از همه میفهمن که کرونا گرفتن که اخلاق آدم رو واقعا بد میکنه
    ۴) این آدم میگه خلاقیت از بین رفت چون نمیذارن تو مدرسه بچه هامون انشا بنویسن به زور به ما گفتن هی ریاضی (تو به برنامه تلویزیونی گفته)
    من سواله اینه مگه همه مباحیه ریاضی به خصوص معادله ها نیاز به تفکر برای راه حل نداره خب باعث متفکر شدن میشه دیگه اصلا دلیل به وجود اومدن معادله همینه یعنی شما فکر کنی اینو حل کنی با تفکر حل مسله زیاد بشه وگرنه تو زندگی به دردی نمیخوره این مبحث . این آقا تو هیچ زمینه ای تخصص نداره فقط همه جوره نظر میده همه جوره
    ۵)آیا این فرد تونسته یه نفر رو واقعا موفق کنه پس اسمشو بگه آبروش که نمیره هان؟؟؟ نمیتونه یعنی دو نفرو با پول بخر اینم نمیتونه
    ۶)(میگه هیچ کس رو قضاوت نکن) برین یه پسر یه دختری رو بیارین که میخواد با کسی که ازدواج کنه رو قضاوت نمیکنه غیر ممنکه نه چون راه رو اشتباه میریم
    این فقط یه مثال کوچولو بود از اول تاریخ تا الان انسان ها با قضاوت کردن پیشرفت کردند (قضاوت مساوی حرف زشت تحقیر اذیت کردن آدما نیست هممون میدونیم لطفا خودمون رو گول نزنیم اینها باعث نمیشن انسان راه درست رو از غلط تشخیص بدن و پیشرفت کنه ولی قضاوت چرا)
    ۷) هی میگه به درگاه خداوند دعا میکنه بعد میگه رفیق همه چی تو دست توعه اختیار همه چیز تو دست توعه واینکه 🤣 جهان در درون توست (خاک تو سر من میگه آدما قدرتمندن چون مردمک چشمشون شبیه اجسام فضایی یعنی این شد دلیل آغای گالیله ببخشید سرورپور)
    واقعا میگم فعلا فعلا همین اگه جوابی دارین بگین با هم بحث کنیم

  43. با سلام
    با تمام احترامی که برای موسسه بهداشت معنوی قائلم و فعالیت هایشان را بسیار ارزشمند میدانم اما به صراحت میگویم درباره ی آقای سرورپور کم لطفی صورت گرفته است در حالیکه افراد با خطاهای پررنگ و فراگیر تعداد بیشتری دارند.
    با شیطنت ها و بازیگوشی های بعضی از دختر بچه ها که آشنایی دارید.

  44. پناه ببریم به خدا از شر شیطان رانده شده

  45. استاد سید ایمان سرورپور بارها در تلویزیون گفتند که منظورشون اون چیزی که شما میگید نیست و گفتن من هی نگم دیگه خودتون آگاهید و بهتر از همه میدونید مثلا وقتی میگن صلح خوبه منظورشون این نیست که اگه بهتون حمله شد دفاع نکنید و جابزنید منظورشون اینه که به جای جنگ اسباب صلح رو فراهم کنید و پدر خودشون از دلاور مردهای جنگی هستن و داییشون از فرماندهان و اساتید نیروی دریایی هستن و … کمی حرفاتون خنده دار نیست دوستان؟! در ضمن منظورشون از حق این نیست که اگه یکی اومد فحشت داد یا زد زیرگوشت یا هر عقیده باطل و کثیفی داشت یعنی حق با اونه بلکه منظورشون اینه به عقاید هم احترام بذاریم چون آدما طبق دونسته هاشون رفتار میکنن و اشتباهاتشون از سر ندونستن هست اگه به کسی چیزی گفتی و نپذیرفت مسواکتو به زور نکن تو حلقش نکن و دعوا راه ننداز بلکه مثل انسان های بافرهنگ و متمدن کنار هم زندگی کنیم و بیخودی همو اذیت نکنیم کی از زندگی شخصی آدما خبر داره و میدونه چی تو دل آدما و زندگیشون میگذره. خدا هم در قرآن به پیامبرش میگه تو مسئولی کافران را به راه راست هدایت کنی اگر نپذیرفتند و راه اشتباه را ادامه دادند تو مسئولیتی دربرابرشون نداری، درضمن دخترا و پسرا چرا وقتی مطمعن نیستید اعتقادات استاد چی هست به خودتون اجازه میدید بهش برچسب بی دینی و… بچسبونید؟ ما آدما مامور به ظاهر افرادیم اگه گفتارشون رو قبول نکردیم رد هم نمیکنیم در آیه ی ۹۴ سوره نساء اومده که حق زدن برچسب بی دینی و کفر به آدمی که از اعتقاداتش مطمعن نیستیم نداریم.در ضمن آرامش درونی استاد رو جز به دلیل رابطه ی خوبش با خدا نمیدونم من مطمعنم نویسنده ی این خبر استاد رو به خوبی نمیشناسه و حتی پست ها و اجراهاش رو کامل بررسی نکرده چون شما میگین خودخدا انگاری درحالیکه استاد بارها حرف های مخالف حرف های شما زده نیروی ذهن چیه آخه برادر؟ استاد همیشه میگه ذهن و فکر درست در کنار تلاش و کوشش و توکل به خدا اگه به چیزی نرسیدین قطعا خدا چیزهای بهتری سر راهتون قرار میده یا بعدا بهتون همونو میده. گلی خانوم ای کاش زهد و نیکوکاری استاد رو هم میدیدی بعد اینجا پولکی و نقل و نبات میپاشیدی یا آقا سعید ببخشید که جایی که استاد دبیرش هستن علنا اعلام کردن و تیتر زدن که ما سیاسی نیستیم یعنی هرکس بخاطر کمک به رشد و پیشرفت کشور و مردمانش دبیر مجموعه ای شد یعنی متعلق به اون جناح سیاسیه؟! شما تو خونتون محل کارتون همه اعضا یک اعتقاد و باور سیاسی دارید؟! و اما استاد حرف خیلی خوبی میزنن و میگن همینکه موضوعاتو بررسی و تحلیل میکنید و از اتفاقات مهم خبر دارید کافیه و شورشو درنیارید و غرق اخبار و سیاست نشید و باهم نجنگید که چی همش خبرای تکراری و این اخبار و اون اخبار تکراری و مدام راجبش حرف زدن…

  46. کسی که ۵ سال با ایمان سرور گذروند پس چرا این سال ها وقتتو به بطالت گذروندی و از علم و داناییش استفاده کردی و آموزه هاشو به کار بستی اما نمک خوردی بعد زدی نمکدون شکستی!🧂🪨
    کسی که مسافرت های خارجی زیاد میره یعنی اینکه همیشه توانایی خریدن هر آنچه که دلش میخواد داره؟! اگه به حرفای جهانگردها گوش کنید خیلیاشون کمتر خرید میکنن که بتونن بیشتر سفر کنن چه برسه استاد ایمان که داراست اما برای کارهای مهمتر  و انسان دوستانه خرج میکنه🤑🌏
    خود استاد ایمان که همیشه میگه صدام درب و داغونه و مواظبت نکردم چون سر سمینار ها و کلاس ها بخاطر اینکه از جونش مایه میذاره به تارهای صوتیش آسیب رسیده تو چرا اذیت میشی گلم؟!ده ها بار گفت چون آرزوی بچگیم بود دوست داشتم با همین صدا فضای موسیقیو تجربه کنم حالا یکسری از دوستان هم خوششون اومد لطف داشتن کنسرت اومدن از پولش برای خیریه استفاده کردیم و اینطوری قلبم آروم شد 😍🎸
    ای بابا اینکه درست نیست!😡
    استاد ایمان هم انسانه کامل که نیست اشتباهاتش مثل همه ی ما زیاد خودش هم میگه یجاهایی زیاد اشتباه میکنم ولی برمیگردم تصحیح میکنم ولی چرا ازش غول بی شاخ و دم ساختین؟هوووم؟👹👿
    یا از آموزشش کناره گیری کنید و یا فقط نکات خوبشو گلچین کنید و ناپسندهاشو دور بریزید عزیزای دلم💋👻
    برای من شاگردی استاد عزیزم یعنی همنشینی با یه مرد پاک و نجیب و و اهل علم و کوشش که کنارش شوق زندگی و علم آموزی و کار و تلاش در وجودم غلیان میکنه👌🏻❤
    چون من میتونم قسم بخورم استاد ایمان با تمام کاستی هاش یکی از شریف ترین و محترم ترین آدمای روزگاره👏🏻🌿
    من هم به عنوان کسی که شش یا هفت ساله استاد ایمان و میشناسم بهتون میگم شما خیلی از خوبی های این مرد رو نمیدونید که بی رحمانه قضاوتش میکنید، براتون آرزوی آرامش میکنم🙏🏻😊
    و برای نویسنده ی این وبلاگ هم توصیه ای دارم اگر شما با خود استاد درباره ی این موضوعات حرف میزدید استاد به تک تک حرفاتون گوش میکرد و پذیرای نکاتتون بود و باهم به نتیجه ای میرسیدید چون استاد ایمان مثل سردسته ی عرفان حلقه و یا افرادی مثل مهشید رئیسی نیست که اینطوری غافلگیرش میکنید در هرصورت براتون آرزوی سلامتی میکنم 🤗🌸

  47. اینا رو ولش یکی بگه مجرده یا متاهل ؟ :)))))

  48. آره شما گفتید ایمان هم گفت چَشم رو چِشم قبول میکنم 👀

  49. آقای سرورپور عزیز و گرامی بهتون پیشنهاد میکنم سبد مطالعاتی پربار و غنی و ارزشمندتری برای مطالعه انتخاب کنید

  50. کسانی که پشت سر استاد و معلمتون آقای ایمان سرورپور حرف میزنید و پیش دیگران تخریب و بدنامش میکنید واقعا به حرفاتون ایمان دارید و از ته دل و با تفکر و قوه ی عقلتون حرف میزنید؟ اتفاقا شما خودتون بهتر از همه میدونید استاد چطور آدمیه و نیازی به اثبات نیست چون مدت زمان زیادی رو در کلاس هاش گذروندید و چشم تو چشمش بودید و حرف هاش تو گوشتون مونده که حتی لحن حرف زدناتون هم شبیه استاد شده و تیکه کلام هاشو از برید
    شما حتی فرق انتقاد سازنده و غیبت و تخریب رو نمیدونید
    واسه بعضیاتون متاسفم و آرزوی آرامش و خردورزی میکنم و برای استاد سرورپور بزرگوار و گرامی آرزوی بهترین ها روی زمین و بهشت جاویدان دارم

  51. آره جون تو😔شما که راست میگین😞پس چرا سازمان نظام روانشناسی اسم همه حتی دکتر اناری و آزمندیان و هلاکویی و فرهنگ و انوشه و… رو اعلام کرد ولی اثری از اسم استاد سرورپور نبود؟! 😉دیوار حاشا بلنده نه؟🤭

  52. ***بینید دوستان هرکسی که این پیام منو میخونه با خودش فکر کنه چه آدم های دروغ گویی تا حالا اطرافتون بود که بعد ها فهمیدین گول خوردین که فکر میکردین اونا انسان های خوبین ولی انسان های بازیگر، دو رو ، و پستی از آب در اومدند سید ایمان سرورپور هم یکی از اوناست من یکی از طرفدارای قدیمیشم تو این چن سال باور های این آدم در مورد موفقیت هی تغییر میکنه اگه سمینارهاش برید حرف های علمی کلی که درست هم هستند میزنن ولی وقتی از خودت میپرسی خب اینا به چه دردی تو زندگیمون میخورن واقعا هیچی، سرورپور فقط یه شومن و بازیگر حرفه ای هست که سیمارهاش تو برج میلاد تو بهترین حالت پنج قرون هم نمی ارزه اگه میخواین امتحان کنین فیلماش هس تو یوتیوب حتی فیلم متاورسش هم هست این آدم و دوست شیاد دیگش شهاب اناری حتی یه زمانی خواننده هم شدن و چهار یا پنج تا ترک بیرون دادن که چون صداشون دستکاری دستگاه بود کارشون نگرفت ایشون حتی یه زمانی پر بود از ادعایی رفتن به آمریکا( اوهایو) برای فوق لیسانس mba که کلا دروغه چون این موجود خودش چن بار گفته من حتی پنج شش سال قبل رفته بودم دبی حتی پول نداشتم کفش بخرم و از این حرف های ضد و نقیض و چرندیات خلاصه که بگم این آدم هیچ وقت هیچ چیزی رو به زندگیتون نمیاره و امکان نداره باهاش موفق بشین ببخشید ولی بعد سال ها فقط برای زندگیه از دست رفتتون میتونید یه لیوان آب سرد بخورید و تمام.

  53. از شما و روشنگری هایتان بسیار سپاسگذارم.
    من از کودکی بارها جذب فرق و ادیان نوظهور مختلفی شده بودم ولیکن چون با صدای قلبم هماهنگی نداشت دوری کرده بودم اما حالا تصمیم گرفتم کتب مربوطه را تهیه و مطالعه کنم تا پایان عمر با قدرت عقل و استدلال فریب دجال را نخورم

  54. دکتر سرورپور خود خدا انگاری نوعی شرک هست یعنی شما خودت رو شریک خدا قرار میدی و حرفای شما مصداق شرک در ربوبیت خدا هست 🤷🏻‍♀️
    ●●●●●●●●●●
    شرک عملى. آنچه آمرزیده نمى شود، شرک اعتقادى به معنى شریک قرار دادن براى خداوند در نظام هستى است که از آن به شرک «جلى و آشکار» تعبیر مى شود و گروه مشرکان را نیز شامل مى شود. اما آنچه برخى مسلمانان و خداپرستان گاهى به آن دچار مى شوند «شرک عملى» به معناى عدم اخلاص در نیت و رفتار و تکیه بر غیرخدا در امور زندگى است که از آن به «شرک خفى و پنهان» نیز تعبیر مى شود. این نوع شرک قابل آمرزش است و به هر مقدار آدمى با توبه و انابه و توکل به خدا در مسیر اخلاص گام بردارد. رهایى او از این نوع شرک موجب کسب «درجات بهشت» مى شود و از «درکات جهنم» نجات مى یابد.
    البته باید دانست که شرک تشکیکی بوده و دارای مراتب است به این معنی که شدید و ضعیف دارد . بالاترین مرتبه آن ، اعتقاد به خدایی غیر از اله العالمین است . که بت پرستی یکی از مصادیق آن می باشد و مراتب پایین آن ریا و سمعه است ، تا جایی که از در یک روایت آمده است : شرک از رد پای مورچه روی سنگ سیاه در دل شب مخفی تر است . (نقطه هاى آغازص417)
    برای توضیح بهتر است مراتب توحید را ذکر کنیم( اگر کسی در یکی از مراتب برای خداوند شریک قرار دهد دچار شرک شده است)
    توحید یعنی یگانه شمردن خدا به عنوان یک اصل اسلامی. یگانه شمردن در امور وشئون زیادی می تواند باشد: 1- در وجوب وجود یعنی این که واجب الوجود منحصر به الله است.2- در خالقیت.( خالق جهان فقط خداست و شریکی ندارد) 3- در ربوبیت تکوینی یعنی کارگردانی جهان فقط در دست خداست.4-در ربوبیت تشریعی، به معنی قانونگذاری، امر و نهی، واجب‌الاطاعه بودن بی‌چون چرا منحصر به خدا (و افراد ماذون او) است. 5- توحید در عبودیت و الوهیتٰ یعنی کسی جز الله شایسته پرستش نیست به اینجا که رسید مصداق « لااله الّا الله» خواهد شد که اولین مرتبه اسلام و حد نصاب توحید است. اگر کسی در یکی از این 5 مرتبه برای خداوند شریکی قائل شودٰ دچار شرک جلی شده و از دین خارج است. بعد از این مراتبی از توحید است که انسان باسیر تکاملی خود درعلم و عمل به انها نائل می‌شود.اگر در این مراتب بعدی برای خداوند شریکی قرار دهد دچار شرک خفی شده است. اما چنین شخصی از دین خارج نمی‌شود و عنوان مسلمان بر او صدق می‌کند. این مراتب عبارتند از : توحید در استعانت، توکل- توحید در خوف و رجاء- تو حید در محبت تا برسد به آن توحیدی که عالیترین مراتب تو حید شمرده می شود، یعنی «توحید در وجود استقلالی»، هستی مستقل، مخصوص اوست، همه هستی از اوست و این معنا مورد شهود واقع می شود، نه اینکه تنها یک مفهوم ذهنی و حاصل برهان عقلی و فلسفی است. کسی که به این مرحله برسد موّحد کامل خواهد بود. چنین کسی علاقه استقلالی به غیر خدا ندارد.( ر.ک: آیت الله مصباح یزدی، معارف قرآن(خداشناسی)، ج1، ص54- 60)
    خلاصه
    پس اگر می خواهید بدانید که دچار شرک جلی شده‌اید، به عقاید و اعتقادات قلبی خود بنگرید. این‌که آیا در آن 5 مرتبه اول( یعنی توجید در وجوب وجود، خالقیت، ربوبیت تکوینی و تشریعی، الوهیت) برای خداوند شریکی قائل هستید یا نه؟ اگر در قلب و اعتقاد خود، شریکی برای خدا قائل نیستید معلوم می‌شود که مشرک نیستید. اما اگر می‌خواهید بدانید دچار شرک خفی هستید یا نه؛ به عمل خود بنگید اینکه آیا مراتب بعدی توحید (از قبیل توحید در محبت، خوف، رجا و…) و غیره را دارا هستید یانه؟ اگر در عمل برای خداوند شریک قائل می‌شوید بدانید که دچار شرک خفی شده‌اید. البته این نوع شرک باعث خروج از دین نمی شود بلکه می‌تواند باعث تضعیف دینداری شود.

    توضیح پاسخ به بیانی دیگر

    پاسخ فوق را با بیانی دیگر این‌گونه می توان توضیح داد که
    اگر فردی در کنار خدا، شریکانى براى او قرار دهد، او را مشرک مى نامیم. البته برخى از مراتب شرک با ایمان قابل جمع نیست از قبیل شرک در ذات است که آن را شرک جلىّ مى نامیم و برخى از مراتب شرک همچون ریا، شرک خفى است که با ایمان ظاهرى سازگار بوده و شخص را از جرگه مؤمنان خارج نمى کند. براى توضیح بیشتر این مطلب، به شرح اقسام و مراتب شرک مى پردازیم:
    1- شرک ذاتى
    اعتقاد به موجودات قدیم دیگرى که در عرض وجود خداى متعال بوده و استقلال در ذات داشته باشند شرک ذاتى است. کسانى که به تثلیث یا ثنویت رو آورده اند توجه نکرده اند که حق تعالى حقیقت محض و بى نهایتى است که جایى براى وجود شریک باقى نمى گذارد در حالى که اعتقاد به شرک ذاتى سبب محدودیت ذات حق مى شود.
    خداوند متعال در مورد کسانى که قائل به تثلیث شدند فرموده است:«َقَدْ کَفَرَ الَّذینَ قالُوا انَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةِ وَ ما مِنْ الهٍ الَّا الهٌ واحِدٌ == آنها که گفتند: «خداوند، یکى از سه خداست» به یقین کافر شدند؛ معبودى جز معبود یگانه نیست»(مائده، آیة73)
    هرگز اعتقاد به توحید و مبدأ بودن خداوند براى جهان با اعتقاد به موجودات دیگر در کنار خدا سازگار نیست و چنین اعتقادى که شرک جلى است سبب خروج شخص از حوزه اسلام مى گردد.
    2- شرک صفاتى
    منظور از شرک صفاتى آن است که کسى صفات خداوند را زاید به ذات او دانسته و یا به تعدد صفات جداى از یکدیگر قائل شود. شهید مطهرى (ره) در مورد این قسم از شرک مى نویسد:
    شرک در صفات، به علت دقیق بودن مسأله، در میان عامه مردم هرگز مطرح نمى شود، شرک در صفات، مخصوص برخى اندیشمندان است که در اینگونه مسائل مى اندیشند امّا صلاحیت و تعمق کافى ندارند. اشاعره از متکلّمین اسلامى دچار این نوع شرک شده اند … (مقدمه اى بر جهان بینى اسلامى، ص 109)
    3- شرک افعالى
    شریک کردن غیر خدا را در افعال خدا، شرک افعالى گویند و مى توان آن را به اقسام مختلف تقسیم کرد از جمله:
    الف- شرک در خالقیّت
    کسانى که با وجود اعتراف به خداوند یکتا در جهان هستى، خلقت برخى از مخلوقات را به غیر خدا نسبت دهند دچار شرک در خالقیت شده اند، مانند کسانى که شرور را آفریده برخى از مخلوقات مى دانند.
    خداوند براى خلقت موجودات نه از کسى کمک گرفته و نه هیچ موجودى توان و قدرت بر چنین کارى را داراست؛ زیرا موجودات هرآنچه داشته باشند خود مخلوق خدایند و هرگز توان قدرت نمایى در برابر ذات الهى را ندارند، خداوند متعال در توبیخ مشرکان مى فرماید:
    « هذا خَلْقُ اللَّهِ فَارُونى ماذا خَلَقَ الَّذینَ مِنْ دُونِه بَلِ الظَّالِمُونَ فى ضَلالٍ مُبینٍ == این آفرینش خداست، امّا به من نشان دهید معبودان دیگر چه چیزى را آفریده اند؟! ولى ظالمان در گمراهى آشکارند.» (لقمان، آیة 11)
    تنها یک نوع از نسبت دادن خلقت به غیر خدا با توحید سازگار است و آن هم زمانى است که خلقت موجودى با اذن الهى به دست موجودى دیگر انجام شود.
    قرآن مجید در مورد عمل حضرت عیسى (ع) مى فرماید:
    « وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَةِ الطَّیْرِ بِإِذْنِى فَتَنفُخُ فِیهَا فَتَکُونَ طَیْراً بِإِذْنِی ==و هنگامى که به فرمان من، از گِل چیزى به صورت پرنده مى ساختى، و در آن مى دمیدى، و به فرمان من، پرنده اى مى شد.» (مائده، آیة 110)
    اینگونه اعتقاد به صدور موجودى از موجود دیگر عین توحید است.
    ب- شرک در ربوبیت
    ممکن است کسى خالقیت را منحصر به خداوند بداند، امّا معتقد باشد که اداره جهان بعد از آفرینش توسط موجودات دیگرى به طور مستقل انجام مى گیرد و خداوند دخالتى در تدبیر آفریده ها ندارد، و یا قائل باشد که خداوند شریکانى در تدبیر آفریده ها دارد، چنین شرکى که شرک در ربوبیت است باطل است؛ زیرا مخلوقات نه تنها در اصل وجود و پیدایش، بلکه در همه شوؤن وجودى خویش وابسته به خدایند و وابستگى هایى که به یکدیگر دارند، در نهایت به وابستگى به خدا ختم مى شود و اوست که بعضى از آفریدگان را به وسیله بعضى دیگر اداره مى کند و روزى خواران را به وسیله روزى هایى که مى آفریند، روزى مى دهد و در یک سخن، اسباب و علل نه تنها در اصل هستى بلکه هرگونه تأثیرى که دارند همه از خداوند است و کارگردانى جهان مختص به ذات مقدس خداوند است.
    با دقت در مفهوم خالقیت و ربوبیت نیز روشن مى شود که این دو با هم تلازم دارند و محال
    است که رب و مدبّر جهان غیر از خالق آن باشد؛ زیرا خلق کردن موجوداتى با ویژگیهاى خاص و وابستگى به یکدیگر، عین تدبیر امور آنان است. به طور مثال، وقتى خداوند حیوانى را به گونه اى مى آفریند که براى ادامه حیات، نیاز به علوفه دارد و از سوى دیگر در جهان خارج علوفه را نیز خلق مى کند، خلقت این دو موجود با این وابستگى یکى به دیگرى عین تدبیر است. به عبارت دیگر مفهوم تدبیر از کیفیت آفرینش و وابستگى یکى از این دو مخلوق به دیگرى انتزاع مى شود، علاوه آنکه لازمه تدبیر صحیح و کامل، علم به ویژگیها، نیازها و استعدادهاى مخلوقات است و شناخت این امور جز از خالق آنها که مى داند آنها را به چه تجهیزاتى مجهز کرده و چه قوا و استعدادهایى در وجود آنان قرار داده است، برنمى آید؛ پس جز خالق آنها، کسى توان تدبیر کامل و جامع براى آنها را ندارد. «1»
    نکته حائز اهمیت در اینجا این است که هر چند اعتقاد به نقش موجودات در تدبیر جهان چه بطور استقلالى و چه به نحو شراکت با حضرت حق، سبب ورود به جرگه شرک جلى مى گردد. (همانگونه که بیشتر مشرکان معاصر پیامبر اسلام (ص) در سرزمین عربستان از این گروه بودند) امّا بى توجهى به مفهوم دقیق توحید ربوبى در بسیارى از موارد انسان را به حوزه شرک خفى مى کشاند؛ زیرا انسان ممکن است در مرحله بینش و اعتقاد به توحید ربوبى معتقد باشد امّا در عمل، تأثیر را بطور استقلالى از موجودات طلب نماید.

    (نکته
    علاوه بر توحید در ربوبیت تکوینی فرد باید در ربوبیت تشریعی نیز حق قانون گذاری و اطاعت بی چون و چرا را برای خدا بداند. بر اساس ربوبیت تشریعی حق قانونگذاری و اطاعت بی چون و چرا را منحصر به خداوند و کسانی که او اذن داده است، باید دانست.)
    4- شرک عبادى
    همانگونه که مى دانیم توحید عبادى یا توحید عملى یعنى تنها خدا را مطاع و قبله روح و جهت حرکت و ایده آل قرار دادن و طرد هر مطاع و جهت و قبله و ایده آل دیگر، به تعبیر دیگر براى خدا عبادت کردن، براى خدا قیام کردن، براى خدا خدمت کردن، براى خدا زیستن و براى خدا مردن. (اقتباس از: مقدمه اى بر جهان بینى اسلامى، ص 92) در برابر این قسم از توحید، شرک عبادى قرار دارد که مراتب گوناگونى را شامل مى شود. مرتبه اى از آن که همان شرک جلى و سبب خروج از اسلام است، عبادت در پیشگاه بتها و معبودان، ساختگى است. نمونه هایى از این نوع، در جهان گذشته و زمان کنونى وجود داشته و دارد.
    امّا نمونه هایى از این قسم از شرک نیز وجود دارد که مربوط به حوزه «شرک خفى» است و در آیات و روایات اسلامى ما به آنها اشاره شده است. (ر.ک: جعفر کریمی، مبدا شناسى، ص،49- 53)

    چند نکته پایانی
    برای روشن شدن جواب چند نکته دیگر را متذکر می شویم:
    الف) بین مفهوم شرک و توحید تقابل وجود دارد، یعنی اگر مثلا توحید در ربوبیت، معنایش این است که کل عالم هستی تدبیرش به امر خداوند است.
    شرک در ربوبیت در مقابل آن است و معنایش این است که بعضی قسمت های عالم را موجود دیگری تدبیر می کند.
    ب) از نکته اول این نتیجه را می گیریم که اگر توحید دارای اقسامی است در مقابلش شرک همان اقسام را دارد، چنانچه ما توحید ذاتی، صفاتی، افعالی، عبادی و… داریم شرک هم همین اقسام را دارد و چنانچه توحید گاه در حوزه اعتقاد است و گاه در حوزه عمل، همچنین شرک گاه در حوزه اعتقاد است گاه در حوزه عملی، یعنی ممکن است شخصی معتقد به وجود چند خدا باشد که می شود مشرک در اعتقاد ممکن است خداوند را واحد بداند لکن در حوزه عمل غیر خدا را هم مدنظر گیرد گرفته و توجه خاص کند که می شود شرک در عمل و عبادت.
    ج) چنانچه توحید در هر یک از اقسام بالا دارای درجات و مراتب است از ضعیف ترین مرتبه که فقط از نظر عددی خدا را یکی می داند لکن صفات او را مانند سایر موجودات زائد بر ذات به جسمانیت و… معتقد است و به وحدت حقیقی و عینیت صفات با ذات و بساطت خداوند و توحید احدی نرسیده تا بالاترین مرتبه توحید که انبیاء و اولیاء الهی قائلند که «لیس فی الدار غیره دیار؛ در حریم ما به غیر دوست نیست کس» همچنین شرک دارای مراتب است که هر مقدار از اعلاء درجه توحید تنزل کنیم به همان میزان دچار شرک شده ایم.
    د) ذکر نکته «ج» این سؤال ممکن است مطرح شود که پس غیر از اولیاء و انبیاء که در حد اعلی توحید هستند بقیه مشرک و از قلمرو و حوزه موحدان خارج هستند. در جواب این سؤال می گویم که علماء تصریح کرده اند که برای صدق عنوان موحد بر شخص لازم نیست به آن حد اعلی توحید برسد و در بیان حد نصاب توحید می گویند که توحید ذاتی و توحید در خالقیت و ربوبیت و الوهیت و تشریع کافی است [گرچه رسیدن به سطح بالای توحید بالاترین کمال است] و اگر کسی این مراحل پنجگانه توحیدی را دارا بود موحد محسوب می شود.
    ه) گرچه به نسبت به مراحل بالاتر توحید که به آنها واصل نشده مشرک است که این همان شرک خفی است که منافات با این که شخص در جرگه موحدان و مسلمانان محسوب شود ندارد و شرک خفی گرچه هم در حوزه اعتقاد راه دارد و هم در حوزه عمل [در حوزه اعتقاد مثل کسانی از مسلمانان که قائل به جسمانیت خداوند هستند و به لوازم این اعتقادشان آگاه نیستند] لکن بروز بیشتر آن در حوزه عمل است، لذا در بینش اسلامی هرگونه دنیاپرستی، جاه پرستی، هوا پرستی و ریا نوعی شرک و پرستش غیر خدا به شمار می آید قرآن این حقیقت را به گونه ای زیبا بیان فرمود، می فرماید: «ارأیت من اتخذ الهه هوا؛ آیا دیدی آن کس را که هوای نفس خود را معبود خویش گرفته است» (فرقان، آیه 43 – جاثیه، آیه 23).
    بسیاری از مواقع انسان اقسام شرک خفی را تشخیص نداده و متوجه نیست که گرفتار چنین شرکی است، لذا در حدیثی پیامبر اکرم(ص) تصریح می فرمایند: شرک پنهان تر است از صدای پای مورچگان کوچک بر روی سنگ صاف در شب ظلمانی و کمترین درجه شرک این است که ظلم (ظالمی) را دوست و عدل (عادلی) را دشمن بدارد . (المیزان، ج 3، ذیل آیه 31 سوره آل عمران – نقل از الدر المنثور، ج 2، ص 17). از بیان بالا معلوم شد که شرک خفی هم موارد زیادی دارد و هم تشخیصش بسیار مشکل خصوصا در جهت عملی و عبادی و از اینجا شاید یکی از حکمت‌های این که شبانه روز حداقل ده بار در نمازهای پنجگانه به خود تلقین می کنیم که «ایاک نعبد و ایاک نستعین» روشن می شود.
    و) برای اینکه مفهوم کافر و مشرک خلط نشود معنای کافر را هم ذکر می‌کنیم(هر چند در موراد بسیار مصداق هر دو یکی است)
    کافر کسى است که متدین بدینى غیراسلام باشد و یا اگر اسلام اختیار کرده و منتسب به آن شده یکى از ضروریات اسلام را با اینکه مى داند از ضروریات است منکر باشد بطوریکه برگشت انکارش نسبت به آن ضرورى به انکار رسالت و یا تکذیب رسول خدا صلى الله علیه وآله و یا تنقیص شریعت مطهره آنجناب باشد و یا از او گفتار و کردارى سر بزند که اقتضاى کفر او را داشته باشد.(تحریرالوسیله، کتاب طهارت، فصل نجاسات)
    و نکته آخر
    گاهی اوقات فرد در مورد بحث شرک و توحید، دچار وسواسی می‌شود و مکررا با خود می‌گوید آیا مشرک شده ام یا نه؟ در این موارد بهتر است خویش را مشرک نداند. همین که از وجود این افکار ناراحت می شود این نشان از ایمان او است.
    در روایتی آمده است که على بن مهزیار می‌گوید: مردى بحضرت جواد علیه السّلام نوشت و از وسوسه هائى که بخاطرش آید شکایت کرد، حضرت در ضمن پاسخ نامه اش باو چنین نوشت: … و مردمى هم به پیغمبر (ص) شکایت بردند از خاطره هائى که در دل آنها افتد که اگر باد آنها را بجاى دورى اندازد و یا قطعه قطعه شوند بیشتر دوست دارند از اینکه آن خاطره ها را بزبان آرند؟ پس رسول خدا (ص) فرمود: این را دریافتید؟ (که این خاطره ها بر شما بسیار گران است؟) عرض کردند: آرى، فرمود: سوگند بآن که جانم بدست اوست این صریح ایمانست، پس هر گاه آن را یافتید (و احساس کردید که این خاطره ها بسراغتان آمده) بگوئید: «آمنا باللَّه و رسوله و لا حول و لا قوة الا باللَّه»( ر.ک: اصول کافى-ترجمه مصطفوى، ج 4، ص 156)
    ●●●●●●●●●●
    خدا همه رو به راه راست هدایت کنه🙏🏻

  55. آقای سرورپور چون خودتون سید هستید خواستم درباره ی جنگ و صلح از سیره ی پدربزرگتون آقا رسول الله بهره ببرید نه از حیله های دشمناننتون که خون اجداد معصوم (ع) خودتون رو ریختن و پدربزرگوار خودتون رو مجروح جنگی کردن و کودکی خودتون رو تلخ کردن
    🌍🏔🌞🪐🌠🌌🌨☔☃️
    آیا اسلام دین صلح است؟

    در این رابطه توجه به چند نکته ضرورى است:

    یک. اسلام و مبانى صلح بشرى

    صلح در اسلام مسأله اى اصیل و ریشه دار است و پیوندى ناگسستنى با طبیعت اسلام و نظریه عمومى و کلى آن درباره جهان و زندگى انسان دارد. اسلام دین همبستگى و وحدت و یگانگى بزرگ در سراسر جهان عظیم و پهناور است. آموزه توحید، قرار داشتن همه هستى در تحت تدبیر واحد و حکیمانه الهى، پیوند نسلى همه آدمیان به یک پدر و مادر و اشتراک خانوادگى همه انسان ها، حرکت جهان و انسان به سوى غایت واحد الهى، وجود فطرت یگانه خداجو و کمال خواه در همه انسان ها، استوارترین بنیادهاى نظرى صلح و همبستگى جهانى است.

    دو. قرآن، منشور صلح جهانى

    چشم انداز کلى و راهبرد اساسى قرآن درباره صلح و هم زیستى را مى توان در آیات زیر جستجو نمود:
    (1) قرآن مجید به صراحت جنگ افروزى را مذمت و منشأ آن را فساد و تباهى مى داند: «و چون حاکمیت یابد (با جنگ و خونریزى)در راه فساد در زمین مى کوشد و زراعت ها و چهارپایان را نابود مى سازد».«وَ اِذَا تَوَلَّى سَعَى فِى الاَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیهَا وَ یُهْلِکُ الْحَرْثَ وَ الْنَّسْلَ وَ اللَّهُ لَایُحِبُّ الْفَسَادَ»، (بقره(2)، آیه 205).
    (2) قرآن بر آن است که خداوند فرونشاننده آتش جنگ است: «هرگاه آتش جنگ برافروزند، خداوند آن را فرومى نشاند. آنان در زمین فساد مى گسترند، اما خدا فسادگران را دوست نمى دارد».«کُلَّمَا اَوْقَدُواْ نَاراً لِّلْحَرْبِ اَطْفَأهَا اللهُ وَ یَسْعَوْنَ فِى الْاَرْضِ فَسَاداً وَ اللهُ لَایُحِبُّ الْمُفْسِدِینْ»، (مائده(5) آیه 64).
    (3) قرآن به صلح و زندگى مسالمت آمیز دعوت مى کند: «اى مؤمنان! همگى از در صلح و آشتى درآیید؛ و از«یَا اَیُّهَا الَّذِینَ اَمَنوُاْ ادْخُلُواْ فِى الْسِّلْمِ کَافَّةً وَلَا تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الْشَّیْطَانِ اِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینْ»، (بقره (2)، آیه 208). گام هاى شیطانى پیروى نکنید؛ که او دشمن آشکار شماست».
    قرآن همچنین اهل کتاب را به اصول مشترک که بزرگترین بنیاد و زیر ساخت همزیستى مسالمت آمیز است فرامى خواند: «بگو اى اهل کتاب! بیایید به سوى سخنى که بین ما و شما یکسان است؛ که جز خداوند یکتا را نپرستیم و چیزى را همتاى او قرار ندهیم؛ و کسى از ما، دیگرى را،«قُلْ یَا اَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَواْ اِلَى کَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَ بَیْنَکُمْ اَلَّا نَعْبُدَ اِلَّا اللَّهَ وَلاَ نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً وَلاَ یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً اَرْبَاباً مَنْ دُونِ اللَّه…»، (آل عمران (3)، آیه 64). جز خداى یگانه، به پروردگارى نپذیرد».
    (4) قرآن هر گونه تعدى، تجاوز و ستمگرى را محکوم و از آن نهى مى نماید: «تعدى و تجاوز نکنید، زیرا«وَلَا تَعْتَدُوا اِنَّ اللَّهَ لَایُحِبُّ الْمُعْتَدِینْ»، (بقره (2)، آیه 190 ؛ مائده (5)، آیه 87 ؛ و مشابه آن اعراف (7)، آیه 55). خداوند ستم پیشگان و تجاوزگران را دوست ندارد».
    (5) قرآن هر گونه نابرابرى نژادى، قومى و ذاتى انسان ها را، که زمینه زیاده خواهى و تجاوزگرى است، نفى نموده و تنها ملاک برترى را درستکارى و پاسداشت فضیلت هاى اخلاقى و انسانى مى داند: «اى آدمیان! ما شما را از یک مرد و زن آفریده و تیره ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ (این امور ملاک امتیاز نیست)، همانا گرامى ترین شما نزد پروردگار پارساترین شماست، به درستى که «یَا اَیُّهَا الْنَاسُ اِنَّا خَلَقْنَاکُم مِن ذَکَرٍ وَ اُنْثَى وَ جَعَلْنَاکُمْ شُعُوباً وَ قَبَائِلَ لِتَعَارَفُواْ اِنَّ اَکْرَمَکُمْ عِنْدَاللَّهِ اَتْقَیکُمْ اِنَّ اللهَ عَلِیمٌ خَبِیرْ»، حجرات (49)، آیه 13 خداوند دانا و آگاه است».
    (6) قرآن تأکید مى کند که هرگاه گروهى از کفار واقعاً بى طرفى برگزیده و در پى مسالمت باشند، مسلمانان بر آنان سلطه اى نداشته و حق جنگیدن با آنها را ندارند. «پس اگر از شما کناره گیرى کردند و با شما پیکار ننمودند، بلکه پیشنهاد صلح کردند، خداوند به شما اجازه نمى دهد که متعرض آنان شوید».«فَاِنِ اعْتَزَلُوکُمْ فَلَمْ یُقَاتِلُوکُمْ وَ الْقَوْا اِلَیْکُمُ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ عَلَیْهِمْ سَبِیلاْ»، نساء (4)، آیه 90
    قرآن در جاى دیگر، ضمن تأکید بر آمادگى دفاعى، به پیامبر(ص) دستور مى دهد که اگر دشمنان به صلح گرایند از صلح و آشتى استقبال کند. «و اگر تمایل به صلح نشان دهند، تو نیز از در صلح درآى؛ و بر «وَ اِن جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لهَاَ وَ تَوَکَّلْ عَلَى اللهِ اِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمْ»، (انفال (8)، آیه 61 ؛ نیز بنگرید: خداوند توکل کن، که او شنوا و داناست».بقره (2)، آیه 192 و 193).
    «وَالْصُّلْحُ خَیْرٌ…»، (نساء (4)، آیه 128) این آیه اگر چه در مورد روابط خانوادگى است اما قابل تعمیم به همه حوزه هاى روابط انسانى و از همین رو قرآن مجید در موارد متعددى به ایجاد صلح و امنیت، وفاق و دوستى و همزیستى (7) قرآن صلح و صفا و صمیمیت را براى بشر مایه خیر و نیکبختى مى داند: «صلح و آشتى بهتر است». مسالمت آمیز فرمان مى دهدانفال (8)، آیه 1 ؛ حجرات (49)، آیات 9 و 10 و…. اجتماعى است.
    (8) رویکرد اساسى قرآن نیک رفتارى با هم نوعان است هر چند از کفار باشند، مشروط بر آن که آنان نیز به اصول همزیستى مسالمت آمیز پاى بند و متعهد باشند: «خدا شما را از نیکى کردن و رعایت عدالت نسبت به کسانى که در امر دین با شما پیکار نکردند و از خانه و دیارتان بیرون «لَا یَنْهَاکُمُ اللهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقَاتِلُوکُمْ فِى الدِّین وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیَارِکُم اَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُواْ اِلَیْهِمْ اِنَّ اللهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینْ»، (ممتحنه (60)، آیه 8). نراندند نهى نمى کند؛ چرا که خداوند عدالت پیشگان را دوست دارد».
    (9) قرآن هرگونه فشار و اجبار در پذیرش دین و دعوت اسلامى را مردود انگاشته و به صراحت اعلام مى کند «هیچ اجبارى در دین نیست؛ زیرا«لاَ اِکْرَاهَ فِى الْدّینْ قَدْ تَبیَّنَ الْرُّشْدُ مِنَ الْغَیْ»، (بقره (2)، آیه 256). هدایت و رشد، از گمراهى روشن شده است».
    «وَ مَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِینْ»، (نور(24)، آیه 54 ؛ عنکبوت(29)، آیه 18 ؛ نیز بنگرید : آل عمران (3)، آیه 20 ؛ مائده (5)، آیه 92 و99 ؛ رعد (13)، در این راستا پیامبر هیچ سلطه و قدرت اجبار و اکراهى ندارد. «پس تذکر ده که تو فقط از دیدگاه قرآن وظیفه پیامبر(ص) ابلاغ پیام روشن الهى است. «بر پیامبر نیست مگر رساندن آشکار». تذکردهنده اى، تو سلطه گر برآیه 40 ؛ نحل (16)، آیه 35و82 ؛ یاسین (36)، آیه 17 ؛ شورى (42)، آیه 48 ؛ تغابن (64)، آیه 12 آنان نیستى که (بر ایمان) مجبورشان کنى».«فَذَکِّرْ اِنَمّا اَنتَ مُذَکِّرٌ. لَسْتَ عَلَیْهِمْ بِمُصَیْطِرْ»؛ غاشیه(88) آیه 21و22
    از آنچه گذشت به خوبى روشن مى شود که: اولاً، در چشم انداز قرآن، صلح یک «قاعده» است، و جنگ «استثنا»؛ ثانیاً، لشکرکشى و نبرد در راه تحمیل عقیده و اجبار در پذیرش دین در منطق قرآن مردود و بى اساس است.

    سه. صلح در سنت پیامبرصلى الله علیه وآله

    از دیگر امورى که در آشنایى با چشم انداز اسلامى پیرامون مسأله جنگ و صلح مفید و مؤثر مى باشد آشنایى با خلق و خوى پیامبر(ص) و سیره رفتارى آن حضرت است. آنچه آشکارا در آینه تاریخ مى توان دید این است که سماحت و گذشت، حسن خلق و معاشرت نیکو از بارزترین ویژگى هاى پیامبر بزرگوار اسلام بوده است.
    قرآن مجید شیوه رفتارى آن حضرت را چنین توصیف مى کند: «به راستى تو داراى اخلاقى عظیم و تحسین برانگیز هستى»«وَ إِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمْ»، (قلم (68)، آیه 4). .
    در رابطه با دلسوزى و مهربانى انتهاناپذیر حضرتش مى فرماید: «به یقین براى شما پیامبرى از خودتان آمد که در رنج افتادن شما براى او دشوار است. به جِدّ خواستار هدایت شماست و نسبت به مؤمنان دلسوز و مهربان مى باشد».«لَقَدْ جَائَکُمْ رَسُولٌ مِنْ اَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَئُوفٌ رَحِیمْ»، (توبه (9)، آیه 128).
    از دیدگاه قرآن یکى از رموز اساسى گسترش اسلام وگرایش سریع و شدید همگانى به سوى آیین خاتم همان اخلاق نیکو و رفتار کریمانه پیامبر بوده است: «پس به برکت رحمت خداوند با آنان نرم خو آل عمران (3)، آیه 159 حضرتش در تمام عمر شریف خود هرگز به کسى دشنام نگفت، سخن بیهوده بر زبان نیاورد، آه دردمندان را
    و مهربان شدى و چنانچه تندخو و سخت دل بودى هر آینه از گرد تو پراکنده مى شدند» مى شنید، به فریاد اعتراض گران گوش فرامى داد، و هر اعتراضى را به نیکى پاسخ مى فرمود. سخن کسى را قطع نمى کرد. فکر آزاد را سرکوب نمى کرد، اما خطاى در اندیشه و کردار را با منطق استوار و بیانى شیرین و دلنشین روشن مى ساخت. بر زخم هاى دل شکستگان مرهم مى نهاد. رقیق القلب بود و از رنج دیگران آزرده خاطر مى گشت.«فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللهِ لِنتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظّاً غَلیظَ الْقَلْبِ لَنْ اَنْفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ…»، آل عمران (3)، آیه 159
    او با دشمنان خویش نیز با سعه صدر و عطوفت برخورد مى نمود. سنت رفتارى پیامبر عظیم الشان اسلام گواه بر این است که، حضرت رسول اکرم(ص) و پیروان آن حضرت، حتى یک جنگ تجاوزگرانه . محمصانى صبحى، القانون و العلاقات الدولیه فى الاسلام، ص 177، بیروت؛ دارالعلم 1392.
    نداشته اند، بلکه همه جنگ هاى پیامبر دفاعى محض و در پاسخ به تجاوزات و پیمان شکنى هاى دشمنان دین بوده است
    سید قطب مى نویسد: «حضرت محمد(ص) هیچ گاه نسبت به مردم راه ظلم را نمى پیمود، تنها خواسته اش از مردم این بود که گفتارش را بشنوند، که اگر دلهایشان نرم و متمایل به خدا گردید، ایمان بیاورند. و چنانچه دلهایشان را قساوت فراگرفت و گمراهى بر آن چیره گردید، کارشان موکول به خدا باشد. اما مردم آن طورى که محمد(ص) با آنها سازش مى کرد، با وى سازش نداشتند و راه دعوت صلح جویانه اش را باز و آزاد نمى گذاشتند، و آزادى پیروانش را محترم نمى شمردند؛ به آنها اذیت ها مى کردند و آنها را از خانه و وطن شان بیرون مى نمودند و هر کسى که آنها را مى یافت، به قتل مى رساندند. بدون داشتن هیچ گونه منطق قانع کننده اى مانع دعوت و تبلیغ آنها مى شدند و نمى گذاشتند منطق آنها به گوش همگان برسد. در این وقت بود که اسلام توسل به قوه قهریه را براى دفاع از مبدأ اساسى پیشرفتش، که عبارت . از آزادى دعوت و عقیده است، جایز شمرد»سید قطب، زیر بناى صلح جهانى، ترجمه خسروشاهى و قربانى، ص 57، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، چاپ اول، 1355.
    پیامبر با هر کس که به او پیشنهاد صلح مى داد، پیمان صلح برقرار مى کرد و هر کس با او پیمانى مى بست با او نمى جنگید، مگر آن که آنان عهدشان را مى شکستند، و علیه مسلمین به نبرد پرداخته و یا با دشمنان حربى مسلمین همکارى مى کردند. از این قبیل است جنگ با یهود بنى قریظه که با حضرت پیمان بستند ولى دیرى نپایید که عهد خود را نقص نموده و با احزاب مختلف، در جنگ «خندق» علیه مسلمین وارد کارزار شدند.
    شیخ جواد بلاغى مى نویسد: «قاعده اولیه نزد رسول خدا(ص) صلح بوده است، هرگاه که کفار متمایل به صلح و مسالمت و زندگى طبیعى بودند با آنان مسالمت جویانه رفتار مى کرد، حتى با وجود آگاهى . آن حضرت به اینکه در صورت نبرد پیروز و غالب است»الرکابى، الجهاد فى الاسلام ص 44-43؛ دمشق، بیروت : دارالکلم الطیب، الطبقه الثانیه، 1418ه.ق ؛ حسینى، سید ابراهیم، منع توسل به زور، ص 97
    بر خلاف تبلیغات سوء دشمنان رشد و بالندگى اسلام بیش از هر چیز در گرو اخلاق فاضله و روش بشر دوستانه پیامبر بوده است، تا آنجا که گفته اند: «شمار کسانى که پس از صلح حدیبیه به اسلام نجفى، محمد حسین، نکته هایى از فقه روابط بین الملل، مجله فقه (کاوشى نو در فقه اسلامى) ص 8، قم : دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم، شماره 10، سال 3، زمستان 1357.ق ؛ همان، ص 86. . گرویده اند، بیش از همه کسانى است که ظرف بیست سال پیش از آن مسلمان شده بودند»
    در سیره پیامبر هیچ گاه اجبار در پذیرش دین مشاهده نگردیده است؛ حتى آن حضرت پیشنهاد برخى از انصار مسلمان در مورد الزام فرزندانشان براى پذیرش اسلام را رد کرده و در این باره به آیه «لا…» ؛ بقره (2)، آیه 256 استناد مى کردندجهت آگاهى بیشتر نگا : مطهرى، مرتضى، جهاد، صص 22-20، تهران : صدرا، چاپ ششم،1374
    إِکْراهَ فِى الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ »
    گاندى رهبر استقلال هند مى نویسد: «عنف و اجبار در دین اسلام وجود ندارد. حیات شخصى نیک بین، نصراللَّه، اسلام از دیدگاه دانشمندان غرب، ص 55، درود، فارسیست، بیتا؛ به نقل از اسلام شناسى غرب، ص 36. پیامبر اسلام، به نوبه خود، نشانه و سرمشق بارزى براى رد فلسفه عنف و اجبار، در امر مذهب مى باشد»
    جالب است دانسته شود که «طبق مدارک معتبر تاریخى مجموع کشته شدگان همه نگا : الطبقات، ج 2؛ بحارالانوار، ج 20 ؛ تاریخ طبرى، ج 3 ؛ مودودى ابوالاعلى، برنامه انقلاب اسلامى، ترجمه غلامرضا سعیدى، ص 43، چاپ دوم. . جنگ هاى صدر اسلام حدود یک هزار و چند نفر از مجموع مسلمانان و کفار بوده است»
    پروفسور حمیداللَّه مى نویسد: «محمد(ص) بر بیش از یک میلیون میل مربع حکومت مى کرد. این مساحت، معادل تمام خاک اروپا منهاى روسیه بود و به طور قطع در آن روزها این محوطه مسکن میلیون ها جمعیت بود. در ضمن تسخیر این منطقه وسیع، یکصد و پنجاه نفر از افراد مخالف در میدان هاى جنگ از بین رفته بودند و تلفات مسلمین، روى هم رفته براى مدت ده سال در هر ماه یک نفر شهید بود. این اندازه احترام به خون بشر در داستان هاى بشرى، امرى است بى نظیر.

    چهار. مدارا در سیره مسلمین

    سیره مسلمین و اعتراف غربى ها
    روش پیامبر(ص) تا حد زیادى توسط مسلمانان پس از آن حضرت مورد توجه بوده است. سماحت و بزرگوارى مسلمانان از چنان وضوحى برخوردار است که اندیشمندان غربى را به اعتراف و تحسین وا داشته است. آنچه در سیره مسلمین حایز اهمیت است سه نکته اساسى است:
    1. نبرد و فتوحات مسلمانان در زمان خلفاى راشدین نوعاً رهایى بخش و همراه با خواست وجهت آگاهى بیشتر نگا : مطهرى، مرتضى، خدمات متقابل اسلام و ایران، ج 1، صص 107-77، دفتر انتشارات اسلامى، بى نا. . همکارى مردم سرزمین هاى فتح شده بوده است
    ادوارد براون در این باره مى نویسد: «رفتار ستمگرانه موبدان نسبت به پیروان سایر مذاهب و ادیان سبب شد که درباره آیین زرتشت و پادشاهانى که از مظالم موبدان حمایت مى کردند حس بغض و کینه شدید در دل بسیارى از اتباع ایران برانگیخته شود و استیلاى عرب به منزله نجات و رهایى ایران از چنگال ظلم تلقى گردد»براون، ادوارد، تاریخ ادبیات ایران، ج 1، ص 299. .
    دکتر صاحب الزمانى نیز آورده است: «توده هاى مردم نه تنها در خود در برابر جهان بینى و ایدئولوژى ضد تبعیض طبقاتى در اسلام مقاومتى احساس نمى کردند، بلکه درست در آرمان آن همان چیزى را مى یافتند که قرنها به بهاى آه و اشک و خون خریدار و جان نثار و مشتاق آن بودند و عطش آن را از قرنها در خود احساس مى کردند…»صاحب الزمانى، ناصرالدین، دیباچه اى بر رهبرى، ص 255 ؛ مطهرى، خدمات متقابل اسلام و ایران. .
    2. مسلمانان هیچ گاه به زور دعوت به اسلام نکرده و همواره اصل آزادى مذهبى را سرلوحه برنامه هاى خود قرار داده اند.
    «آرنولد» مى نویسد: «از این نمونه هایى که تاکنون ذکر کردیم که همه از گذشت و سهل گیرى مسلمان هایى که در قرن اول هجرى بر عرب هاى مسیحى پیروز شده و تسلط داشتند، حکایت مى کرد و همچنان در نسل هاى بعدى جریان داشته است، مى توانیم به طور قطع و اخلاص این معنى را ادعا کنیم: این قبائل مسیحى که در مقابل اسلام گردن نهاده و معتقد به آن شده اند، این کار را روى اختیار و اراده آزاد انجام داده اند، هیچ گونه جبر و اکراهى در میان نبوده است. و عرب هاى مسیحى مذهب، که هم اکنون در میان مسلمین زندگى آرنولد، سر ت.و. الدعوه الى الاسلام، ترجمه : حسن ابراهیم حسن، ص 51. . مى کنند، شاهد این تسامح و سهل گیرى هستند»
    همو مى نویسد: «از پیوندهاى دوستى که همواره میان عرب هاى مسلمان و مسیحى برقرار بوده و هست، ممکن است قضاوت کنیم که زور و نیرو، هیچ گاه در گرویدن مردم به اسلام مؤثر نبوده است. محمد(ص) شخصاً پیمان هایى با بعضى از قبائل مسیحى بست و به عهده گرفت که از آنها حمایت کند، و به آنها در اقامه شعائر دینى آزادى بخشید، حتى حقوق و احترامى را که رجال کلیساها داشته اند محترم شمرد. و همچنین، پیمان هایى نظیر این، بین پیروان و جانشینان پیغمبر(ص) با بعضى از هموطنانشان که طبق آئین قدیمى خود بت مى پرستیدند، موجود بوده است»همان، ص 48. .
    «ولتر» مى گوید: «دین اسلام وجود خود را به فتوت و جوانمردى هاى بنیان گذارش مدیون است، در صورتى که مسیحیان با کمک شمشیر و تل آتش آیین خود را به دیگران تحمیل مى کنند. پروردگارا . کاش تمام ملتهاى اروپا، روش ترکان مسلمان را سرمشق قرار مى دادند»خسروشاهى، فلسفه حقوق، ص 117 ؛ حسینى، سید ابراهیم، منع توسل به زور، ص 115.
    3. مسلمانان هیچ گاه اصل همزیستى مسالمت آمیز و رعایت اصول انسانى و احترام به دیگران را فرو ننهادند، و این در حالى است که غیرمسلمانان با آنان بر خلاف این روش عمل مى نمودند.
    روبرتسون مى نویسد: «هنگامى که مسلمانان (در زمان خلیفه دوم) بیت المقدس را فتح کردند هیچ گونه آزارى به مسیحیان نرساندند؛ ولى بر عکس هنگامى که نصارا این شهر را گرفتند با کمال بى رحمى مسلمانان را قتل عام کردند، و یهود نیز وقتى به آنجا آمدند، بى باکانه همه را سوزاندند».
    همو مى گوید: «باید اقرار کنم که این سازش و احترام متقابل به ادیان را که گوستاولوبون، تاریخ تمدن اسلام و غرب، ترجمه : سید هاشم حسینى، صص 147-142 (به نقل از : على ربانى گلپایگانى، تحلیل و نقد پلورالیسم دینى، ص 57 . نشانه رحم و مروت انسانى است، ملت هاى مسیحى مذهب از مسلمانان یاد گرفته اند»

    پنج. خشونت در عهدین

    برخلاف آنچه از مسیحیت تبلیغ مى شود در عهد عتیق که کتاب مقدس مسیحیان و یهودیان است آموزه هاى بسیار خشونت آمیزى مشاهده مى شود که نمونه آن را هرگز در نصوص اسلامى نمى توان یافت از جمله در عهد عتیق آمده است:
    «یهوه خداى ما عوج ملک باشان را نیز و تمامى قومش را به دست ما تسلیم نمود. او را به حدى شکست دادیم که احدى از براى وى باقى نماند… و آنها را بالکل هلاک کردیم چنان که با سیحون ملک حشبون کرده بودیم. هر شهر را با مردان و زنان و اطفال هلاک ساختیم و تمام بهایم و غنیمت تورات، سفر تثنیه، باب سوم، آیه 7-4. نیز آمده است: «البته ساکنان شهرها را براى خود به غارت بردیم…» آن شهر را به دم شمشیر بکش و آن را با هر چه در آن است و بهایمش را به دم شمشیر هلاک نما… و شهر .از دیدگاه اسلامى همه پیامبران الهى منادى صلح و عدالت و نیک فرجامى انسان بوده اند و هر جریانى به نام دین که در تعارض با این حرکت باشد ناشى از تحریفات بشرى است. را با تمامى غنیمتش براى یهوه خدایت به آتش بالکل بسوزان»همان، باب سیزدهم، آیه 17-13.
    در عهد جدید نیز از عیسى مسیح(ع) چنین آمده است:یعنى صلح و سلم را در سطح زمین منتشر و حاکم سازم. ؛ نیامده ام تا سلامتى بگذارم، بلکه شمشیر را. زیرا که آمده ام تا مرد را از پدر خود و دختر را از «گمان مبرید که آمده ام تا سلامتى بر زمین بگذارم مادر خویش و عروس را از مادر شوهرش جدا سازم و دشمنان شخص اهل خانه او خواهند بود».انجیل متى، فصل 10، آیات 36-34.

    شش. خشونت تاریخى مسیحیان غربى

    چه نیکوست بدانیم که پاسخ غرب در برابر نرمخویى و بردبارى مسلمانان جز کشتار بى رحمانه نبوده است. در تاریخ معاصر مى خوانیم: «… با وجود ارفاق و تساهلى که مسلمین در اسپانیا و بعضى از ممالک مفتوحه روا مى داشتند، پس از چند قرن، در اثر عناد و تعصب کشیش ها و تحریک افکار ملى و نژادى، جنجال و مخالفت شدیدى علیه مسلمین در اسپانیا به وقوع پیوست و پیشوایان دین، به قتل پیر و جوان، مرد و زن مسلمان فتوا دادند، تا این که فیلیپ دوم به فرمان پاپ، به وضعى ناهنجار فرمان اخراج مسلمین را از سرزمین اسپانیا صادر نمود. لیکن قبل از آن که مسلمین موفق به فرار شوند سه چهارم آن ها به حکم کلیسا در خاک و خون غلطیدند و کسانى که جان خود را با هول و هراس از خطر مرگ نجات دادند بعدها به دستور محکمه تفتیش عقاید جملگى محکوم به اعدام شدند. بعد از فیلیپ در دوران زمامدارى فردیناند شارل پنجم مسلمین در فشار و محدودیت نگا : راوندى، مرتضى، تاریخ تحولات اجتماعى، ج 2 ؛ عنان، محمد عبداللَّه، نهایه الاندلس، صص 292-260، طبع قاهره ؛ سید قطب، زیربناى صلح جهانى، ص 17. . فراوان زیست مى کردند. در طول این مدت قریب سه میلیون مسلمان از دم تیغ تعصب و جاهلیت گذشتند…»

    هفت. مدارا و خشونت در دنیاى حاضر

    در عصر حاضر نیز در میان پیروان ادیان بزرگ مسلمانان بردبارترین آنان در برخورد با صاحبان دیگر ادیان مى باشند، در حالى که بزرگترین جنایات تاریخى از سوى سردمداران شعار صلح و امنیت و دموکراسى نسبت به مسلمانان انجام مى پذیرد. نمونه هاى این مسأله در بوسنى و هرزه گوین، فلسطین اشغالى، عراق، افغانستان و… مشاهده شده و مى شود.
    دکتر سید حسین نصر در این باره مى نویسد: «… یهودیان، مسیحیان و مسلمانان در صلح و صفا و تسامحى چشمگیر در اسپانیاى زمان حاکمیت مسلمانان در کنار هم زیسته اند… حتى همین امروز میلیون ها مسیحى و نیز شمار کمى از یهودیان، زرتشتیان، بودائیان و هندوان، در گستره اى از مغرب تا مالزى تحت حاکمیت مسلمانان مشغول گذراندن زندگى اند. نه تنها بر آنها در مقام انسان، تسامح و مدارا روا داشته شده، بلکه بسیاریشان در کشورهاى خود ثروتمندترین گروه ها به شمار مى آیند، مانند قبطیان در مصر یا بوداییان چینى در مالزى. این گروه ها هرگز مشمول «تصفیه قومى» نشده اند. در حالى که، گذشته از جنایات دهشتناک آلمان نازى، مسلمانان و یهودیان در اسپانیاى پس از 1942 یا تاتارها در روسیه تزارى و همین امروز نیز مسلمانان در بوسنى مورد . the Question of Intolerance.N asr, Sayyed Hossein, Metaphysical Roots of and Intolerance: An Islamic Interpretation From Philosophy of Religion and Tolerance
    تصفیه قومى قرار گرفته اند» . ترجمه هومن پناهنده، دو ماهنامه کیان، ش 45،صص 46-38 .
    همو مى گوید: «عده زیادى درباره جهان اسلام چنان سخن مى گویند تو گویى این جهان اسلام است که ناو خود را در خلیج مکزیک و به قصد تهدید آمریکا مستقر کرده است. حال آنکه این ناو . آمریکاست که بر خلیج فارس و عمده منابع اقتصادى قاطبه ملل مسلمان در آن منطقه تسلط دارد»همان. (ادیان و مذاهب، حمید رضا شاکرین، کد: 10/500012)

  56. تشخیص حقّ از باطل ، در پاره ای از موارد در همه ی زمانها دشوار بوده ، هست و خواهد بود و اختصاصی به زمان خاصّی ندارد. اینکه فرموده اند: پل صراط از مو باریکتر و از شمشیر تیزتر است؛ به این سبب است که صراط آخرتی ، ظهور راه حقّ در دنیاست. تشخیص حقّ از باطل در مقام شناخت، گاهی چنان ظریف است که گویی کسی بخواهد مویی را به صورت طولی به دو نیم کند (موشکافی کند)؛ و عمل به آن بعد از تشخیص، چنان دشوار است که گویی کسی بخواهد بر لبه ی تیز شمشیر راه رود.
    اگر به تاریخ گذشته نظری اندیشمندانه و عبرت گیرانه بیندازیم خواهیم یافت که تشخیص حقّ و عمل به آن ، همواره دشوار بوده و همواره اندک انسانهایی توانسته اند در این دو میدان به طور کامل موفّق باشند. گروهی در هر دو میدانِ شناخت و عمل، بازنده شده اند؛ گروه دیگری نیز گرچه در میدان شناخت حقّ، موفّق شده اند ولی در میدان عمل بازمانده بوده اند. یکی از درسهای مهمّ عاشورا نیز همین است که به ما می آموزد یافتن حقّ و پایبند بودن به آن تا چه اندازه مهمّ، سرنوشت ساز و در عین حال دشوار است. در صحنه ی عاشورا کسانی دست به آن جنایت هولناک زدند یا در آن بی طرف ماندند که امام حسین(ع) و اصل و نسب او را می شناختند ، ولی با این حال راه را به خطا رفتند. بسیاری از اینها افرادی بودند اهل عبادت و تلاوت قرآن، که از روی جهل به موازین شناخت حقّ از باطل، قربة الی الله به جنگ با امام حسین آمده بودند؛ تا آنجا که برخی از آنها برای حضور در جنگ با خلیفه ی خدا در رود فرات غسل می کردند. عمر ابن سعد ، آن هنگام که به عنوان فرمان حمله ندا می داد:« یَا خَیْلَ اللَّهِ ارْکَبِی وَ بِالْجَنَّةِ أَبْشِرِی . یعنی ؛ اى لشکر خدا سوار شوید و بشارت بهشت را دریافت کنید.»(بحار الأنوار، ج 44 ،ص391)، مخاطبش چنین افرادی بودند که به خیال باطل خود، جهاد فی سبیل الله می کردند. عدّه ای نیز در بین این قوم جانی بودند که حقّ را شناخته بودند ولی از روی علم و عمد کج می رفتند.
    چگونه باید بین حق و باطل تشخیص داد ؟
    برای این منظور امیرالمومنین(ع) قاعده ای کلّی بیان کرده، فرموده اند:« إِنَّ دِینَ اللَّهِ لَا یُعْرَفُ بِالرِّجَالِ بَلْ بِآیَةِ الْحَقِّ وَ اعْرِفِ الْحَقَّ تَعْرِفْ أَهْلَهُ . یعنی ؛ همانا دین خدا با افراد شناخته نمی شود بلکه با نشانه های حقّ شناخته می شود. پس حقّ را بشناس! اهل حقّ را هم خواهی شناخت.» ( إرشاد القلوب إلى الصواب ، ج 2 ،ص296 ) پس راه شناخت افرادِ حقّ از افرادِ باطل، گفتارها و کردارهای حقّ از گفتارها و کردارهای باطل، جریانات حقّ از جریانات باطل، سیاستهای حقّ از سیاستهای باطل، حکومتهای حقّ از حکومتهای باطل و … شناخت خود حقّ است. و حقّ همان دین حقیقی الهی است. چرا که حقّ مطلق خداوند متعال بوده و مصدر و مبداء هر حقّی نیز اوست.
    حال سوال این است که حقّ را چگونه باید شناخت؟ راه اساسی برای شناخت حقّ، راه عقل منطقی است؛ چرا که عقل ذاتاً حجّت بوده و حجّیّت دیگر ابزارهها و معیارهای شناخت حقّ، به پشتوانه تأیید عقل منطقی است. لذا برای شناخت حقّ باید راه و رسم درست اندیشیدن و تعقّل را یاد گرفت. باید با منطق درست اندیشیدن آشنا شد. چرا که بسیاری از اوقات انسانها توهّمات و تخیّلات و مظنونات خود را به اشتباه حاصل عقل و فکر می پندارند. ارسطو زمانی که علم منطق را تنظیم و تدوین می نمود اساساً هدفش همین بود که با گشودن راه منطق و عمومی نمودن آن، راه را بر اهل باطل و فریبکاران فکری ببندد. چون در زمان او افرادی به نام سوفیست با انواع مغالطات و برهان نماها ، مردم را به بیراهه می کشاندند؛ لذا او قواعد درست اندیشیدن را تدوین نمود تا در سایه ی آن ، استدلال و سخن و نظر درست از استدلال و سخن و نظر نادرست بازشناخته شود.
    قواعد منطق ، به صورت تکوینی در سرشت همه ی انسانهای عاقل وجود دارد ؛ لکن این قواعد به صورت بالقوّه و استعداد هستند ، لذا باید به مرور زمان شکوفا شوند. و راه شکوفا نمودن آنها ، تفکّر و تعقّل مداوم و مستمرّ است. از اینروست که دین اسلام ، تعقّل و تفکّر را افضل عبادات دانسته و افراد رویگردان از تعقّل را بدترین موجودات شمرده است. « إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذینَ لا یَعْقِلُونَ .یعنی ؛ بدترین جنبندگان نزد خدا ، افراد کر و لالى هستند که تعقّل نمى کنند.»(الأنفال:22) پس باید تعقّل و تفکّر مستمرّ داشت تا قوای عقلانی انسان رشد نمایند. البته شکّی نیست که خواندن کتب منطقی و همچنین خواندن کتب افرادی که دارای ذهن منطقی هستند ، روند منطقی شدن ذهن را سرعت می بخشد. (برای این منظور مطالعه کتب زیر مفید خواهد بود : آموزش منطق ، محسن غرویان ؛ کتب شهید مطهری ، چرا که این دانشمند بزرگوار از ذهن قوی منطقی برخوردار بوده ؛ لذا در تشخیص جریانات انحرافی نیز بسیار توانا بوده است. ؛ نهج البلاغه ، که تراوشات منطقی ترین ذهن عالم بوده و برای اهل دقّت ، سرشار از فرمولهای کشف حقیقت است. )
    رعایت تقوا, راه مطمئن شناخت حق:
    باید متوجّه بود که عقل و فکر نیز مثل بسیاری دیگر از امور ، آفاتی دارند لذا در کنار تقویت قوّه ی عقل ، که قوّه ی تشخیص حقّ و باطل است ، باید از آفات عقل و فکر صحیح نیز برحذر بود. آفاتی چون تعصّبات گوناگون ملّی ، مذهبی ، قومی ، نژادی ، زبانی و دیگر انواع تعصّبات ، زودباوری ، دیرباوری و شکّاکیّت افراطی ، پیش داوری در قضاوتها و تحمیل اغراض بر عقل. و از همه مهمتر باید مواظب نفس امّاره بود که دائماً در صدد است تا عقل را اسیر خود نموده در خدمت خود بگیرد.
    خداوند در قرآن کریم راه داشتن تشخیص درست و صحیح و انتخاب درست از نادرست را داشتن تقوا دانسته است که به بیان و تفسیر آن می پردازیم :
    «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقاناً وَ یُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ » یعنی؛ اى کسانى که ایمان آورده اید اگر از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید براى شما وسیله اى براى جدایى حق از باطل قرار مى دهد (و روشن بینى خاصى که در پرتو آن حق را از باطل خواهید شناخت) و گناهان شما را مى پوشاند و شما را مى آمرزد و خداوند فضل و بخشش عظیم دارد.
    در این آیه مى فرماید: اى کسانى که ایمان آورده اید اگر تقوى پیشه کنید و از مخالفت فرمان خدا بپرهیزید به شما نورانیت و روشن بینى خاصى مى بخشد که بتوانید حق را از باطل به خوبى تشخیص دهید (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقاناً).
    فرقان صیغه مبالغه از ماده فرق است و در اینجا به معناى چیزى است که به خوبى حق را از باطل جدا مى کند.
    این جمله کوتاه و پر معنا یکى از مهم ترین مسائل سرنوشت ساز انسان را بیان کرده و آن اینکه در مسیر راهى که انسان به سوى پیروزى ها مى رود همیشه پرتگاهها و بیراهه هایى وجود دارد که اگر آنها را به خوبى نبیند و نشناسد و پرهیز نکند چنان سقوط مى کند که اثرى از او باقى نماند در این راه مهم ترین مساله، شناخت حق و باطل، شناخت نیک و بد، شناخت دوست و دشمن، شناخت مفید و زیان بخش، و شناخت عوامل سعادت و یا بدبختى است، اگر به راستى انسان این حقائق را به خوبى بشناسد رسیدن به مقصد براى او آسان است.
    مشکل این است که در بسیارى از این گونه موارد انسان گرفتار اشتباه مى شود باطل را به جاى حق مى پندارد و دشمن را به جاى دوست انتخاب مى کند، و بیراهه را شاهراه.
    در اینجا دید و درک نیرومندى لازم است و نورانیت و روشن بینى فوق العاده.
    آیه فوق مى گوید: این دید و درک ثمره درخت تقوى است اما چگونه تقوى و پرهیز از گناه و هوى و هوسهاى سرکش به انسان چنین دید و درکى مى دهد شاید براى بعضى مبهم باشد اما کمى دقت پیوند میان این دو را روشن مى سازد.
    توضیح اینکه: اولا نیروى عقل انسان به قدر کافى براى درک حقایق آماده است ولى پرده هایى از حرص و طمع و شهوت و خودبینى و حسد و عشق هاى افراطى به مال و زن و فرزند و جاه و مقام همچون دود سیاهى در مقابل دیده عقل آشکار مى گردد ، و یا مانند غبار غلیظى فضاى اطراف را مى پوشاند و پیداست که در چنین محیط تاریکى انسان چهره حق و باطل را نمى تواند بنگرد ، اما اگر با آب تقوى این غبار زدوده شود و این دود سیاه و تاریک از میان برود دیدن چهره حق آسان است.
    و ثانیا مى دانیم که هر کمالى در هر جا وجود دارد پرتوى از کمال حق است و هر قدر انسان به خدا نزدیک تر شود پرتو نیرومندترى از آن کمال مطلق در وجود او انعکاس خواهد یافت ، روى این حساب همه علم و دانش ها از علم و دانش او سر چشمه مى گیرد و هر گاه انسان در پرتو تقوى و پرهیز از گناه و هوى و هوس به او نزدیک تر شود و قطره وجود خود را به اقیانوس بیکران هستى او پیوند دهد سهم بیشترى از آن علم و دانش خواهد گرفت.( تفسیر نمونه، ج 7، ص: 142 )
    لذا در طول تاریخ در حالات مردان و زنان پرهیزکار روشن بینى هایى مشاهده مى کنیم که هرگز از طریق علم و دانش معمولى قابل درک نیست، آنها بسیارى از حوادث را که در لابلاى آشوب هاى اجتماعى ریشه آن ناشناخته بود بخوبى مى شناختند و چهره هاى منفور دشمنان حق را از پشت هزاران پرده فریبنده مى دیدند!.
    این اثر عجیب تقوى در شناخت واقعى و دید و درک انسان ها در بسیارى از روایات و آیات دیگر نیز آمده است، در سوره بقره آیه 282 اتَّقُوا اللَّهَ وَ یُعَلِّمُکُمُ اللَّهُ:تقوى پیشه کنید و خداوند بشما تعلیم مى دهد و در حدیث معروف آمده است ؛ المؤمن ینظر بنور اللَّه : انسان با ایمان با نور خدا مى بیند و در نهج البلاغه در کلمات قصار مى خوانیم ؛ اکثر مصارع العقول تحت بروق المطامع : زمین خوردن عقل ها غالبا به خاطر برق طمع است که چشم عقل را از کار مى اندازد و پرتگاه ها و لغزش گاهها را نمى بیند.
    ثالثا- از نظر تجزیه و تحلیل عقلى نیز پیوند میان تقوى و درک حقایق قابل فهم است، زیرا مثلا جوامعى که بر محور هوى و هوس مى گردد و دستگاه هاى تبلیغاتى آنها در مسیر دامن زدن به همین هوى و هوسها گام بر مى دارد، روزنامه ها مروج فساد مى شوند، رادیوها بلندگوى آلودگى و انحرافات مى گردند، و تلویزیون ها در خدمت هوى و هوسند، بدیهى است در چنین جامعه اى تمیز حق از باطل، و خوب از بد، براى غالب مردم بسیار مشکل است، بنا بر این آن بى تقوایى سرچشمه این فقدان تشخیص و یا سوء تشخیص است.
    و یا فى المثل در خانواده اى که تقوا نیست و کودکان در محیط آلوده پرورش مى یابند و از همان طفولیت به فساد و بى بندوبارى خو مى گیرند در آینده که بزرگ مى شوند تشخیص نیکى ها از بدى ها براى آنها مشکل مى شود، اصولا بکار افتادن نیروها و انرژى ها و هدر رفتن این سرمایه ها در راه گناه موجب مى شود که مردم از نظر درک و اطلاع، در سطحى پائین قرار گیرند و افکار منحطى داشته باشند هر چند در صنایع و زندگى مادى پیشروى کنند.
    بنا بر این به خوبى مى بینیم که هر بى تقوایى سر چشمه یک نوع ناآگاهى و یا سوء تشخیص است، بهمین جهت در دنیاى ماشینى امروز جوامعى را مشاهده مى کنیم که از نظر علم و صنعت بسیار پیشرفته اند ولى در زندگى روزانه خود چنان گرفتار نابسامانى ها و تضادهاى وحشتناکى هستند که انسان را در تعجب فرو مى برد اینها همه عظمت این گفته قرآن را روشن مى سازد.
    و با توجه به اینکه تقوا منحصر به تقواى عملى نیست، بلکه تقواى فکرى و عقلى را شامل مى شود این حقیقت آشکارتر خواهد شد، تقواى فکرى در برابر بى بندوبارى فکرى به این معناست که ما در مطالعات خود به دنبال مدارک صحیح و مطالب اصیل برویم و بدون تحقیق کافى و دقت لازم در هیچ مساله اى اظهار عقیده نکنیم، آنها که تقواى فکرى را بکار مى بندند بدون شک بسیار آسانتر از بى بندوباران به نتائج صحیح مى رسند ولى آنها که در انتخاب مدارک و طرز استدلالى بى بند و بارند اشتباهاتشان فوق العاده زیاد است.
    لازم به یاد آوری است که مومن باید با اطلاع و آگاه و اهل مطالعه و بررسی اوضاع و حوادث اجتماع و محیط اطراف خود باشد و در جریان اتفاقات و شرایط حاکم بر زندگی اجتماعی و سیاسی جامعه خود و سایر جوامع باشد تا بتواند درست تصمیم بگیرد و صرفا داشتن تقوا برای انتخاب کافی نیست و آدمی را از علم و آگاهی بی نیاز نمی سازد . در مقابل نیز بسیاری از مردم با وجود داشتن آگاهی فراوان از اجتماع و دنیا به خاطر نداشتن نورانیت و تقوا قادر به تحلیل درست اوضاع و شرایط و عوامل و ریشه های دخیل در آنها نیستند. بنابراین علم و عمل، آگاهی و تقوا در کنار هم انسان مومن را قادر می سازد که بتواند با روشن بینی در لحظات حساس زندگی تصمیم درستی بگیرد و انتخاب هایش شایسته باشد و در تشخیص درست دچار اشتباه نگردد .
    راه های در امان ماندن از فتنه ها
    برای امان ماندن از هر فتنه ای مخصوصا فتنه های آخرالزمان، راهکارهایی کلی وجود دارد که مورد اشاره قرار می گیرد اما راهکارهای جزئی در مقابل هر فتنه را باید هر شخصی با توجه به این کلیات استخراج نماید.

    برخی از راهکارهای کلی و عمومی

    در این زمینه امام علی(ع) که با فتنه های مختلفی در دوران زندگی خود روبه رو بود، عواملی را سفارش نموده استکه به نمونه هایی اشاره می شود:
    1. هوشمندی و زیرکی: علی(ع) فرمود: «در فتنه ها چونان شتر دو ساله باش، نه پشتی دارد که سواری دهد و نه پستانی تا او را بدوشند»(نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، حکمت 1، ص 624). جملات فوق اشاره به این مطلب دارد که انسان در فتنه با زیرکی و هوشمندی حرکت کند نه به فتنه گران سواری دهد، و نه به آنها باج عطا کند، در عین حالی که ناظر فتنه هاست خود را از آلوده شدن حفظ نماید.
    2. آگاهی و شناخت از اوضاع زمان انسان هر چند هوشمند و زیرک باشد اگر از جریانات اجتماعی و رگه های نفاق و فتنه آگاهی نداشته باشد ممکن است ناآگاهانه وارد آن شود، به این جهت لازم است نسبت به اوضاع زمانه آگاه بود. علی(ع) می فرماید: » شما ای عرب ها، هدف تیر های بلا هستید که نزدیک است. از مستی های نعمت بپرهیزید، و از سختی های عذاب الهی بترسید و بگریزید و در فتنه های در هم پیچیده، به هنگام پیدایش نوزاد فتنه ها و آشکار شدن باطن آنها، و برقرار شدن قطب و مدار آسیای آن، با آگاهی قدم بر دارید..».(همان، خطبه 151، ص 277، شماره 4).
    3. تمسک به سنت پیامبر(ص) و اهل بیت عصمت(ع) پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت عصمت راه صحیح را برای همه بیان فرموده، الگو قرار دادن آنها و پیروی نمودن از سخنان آنها، و همین طور تمسک و توسل به آنها و پیروی از ولایت فقیه انسان را از فتنه حفظ می کند. علی(ع) برای محفوظ ماندن از فتنه ها می فرماید: «پس باید بر سنت پیامبر(ص) باقی مانید که برپاست و بر آثار رسالت تکیه نمایید که آشکار است، به عهد نزدیکی که بسته اید وفادار مانید که یادگار پیامبر بر آن تکیه دارد…».(همان، خطبه، 138، ص 258، شماره 6).
    در جای دیگر فرمود: «ای مردم امواج فتنه ها را با کشتی های نجات [اشاره به سخن پیامبر اکرم(ص) که فرمود: مثل اهل بیت من همانند کشتی نجات است] در هم بشکنید و از راه اختلاف و پراکندگی بپرهیزید»(همان، خطبه 5، ص 50، شماره 1).

    برخی راهکارهای جزئی

    بر محفوظ ماندن از فتنه های آخر الزمان راهکارهای موردی و خاصی نیز وجود دارد که برخی از آنها از این قرار است: 1. شناخت امام زمان: عامل مهم در نگهداری انسان از فتنه شناخت امام زمان(عج) است. امام صادق(ع) فرمود: «به درستی که بهترین و واجب ترین فریضه ها بر انسان شناخت پروردگار و اقرار به بندگی است… و پس از آن شناخت فرستاده خدا است و گواهی دادن به پیغمبری او … و بعد از آن شناختن امامی است که به صفت و نامش در حال سختی و راحتی به او اقتدا می نمایی».(موسوی اصفهانی، مکیال المکارم، ترجمه مهدی حائری، دفتر تحقیقات و انتشارات بدر، ج 2، ص 171).
    2. تقویت ایمان: بعد از شناخت لازم است ایمان خویش را نسبت به معتقدات مخصوصا وجود و عنایات حضرت مهدی تقویت نمود. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «مهدی غیبتی دارد بعضی از شیعیان و دوستانش که ثابت نمی ماند در آن غیبت بر امامت او، مگر کسانی که خداوند قلب آنها را با ایمان تمرین داده باشد…»(ابن میثم بحرانی، غایه المرام، چاپ قدیم، مقصد اول، باب 59، ص 267 و بحار الانوار، ج 52، ص 101). آنچنان ایمان و اعتقادی باید پیدا کرد که هیچ عاملی باعث تردید انسان نشود، امام صادق(ع) درباره کسانی که خود را در فتنه های آخرالزمان حفظ کرده اند و لیاقت همراهی امام زمان را پیدا کنند چنین می فرماید: «مردانی که گویا دل هایشان پاره های آهن است… غبار تردید در ذات خدای، خاطرشان را نمی آلاید… همانند چراغ های فروزانند، گویا دل هایشان نور باران است [بر اثر ایمانی که دارند] و از ناخشنودی پروردگارشان هراس دارند، برای شهادت دعا می کنند و آرزومند کشته شدن در راه خدایند».(بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، تهران، المکتبه الاسلامیه، 1405 ه.ق، ج 52، ص 308). 3
    دعا برای حفظ ایمان:
    هر چند تلاش انسان برای حفظ و تقویت ایمان کارساز است ولی فراموش نکنیم که در هر کاری نیاز به توفیق الهی دارد، لذا باید برای حفظ و تقویت ایمان نیز باید دعا کرد. در حدیثی می خوانیم که راوی عرض کرد: شیعیان در دوران غیبت چه کار کنند [تا ثابت و استوار بمانند] فرمود: بر شما باد به دعا کردن و انتظار فرج کشیدن، راوی عرض کرد چگونه دعا کنیم، فرمود: می گویی: «… بار خدایا … هیچ نگهدارنده ای جز تو برایم نیست، بار خدایا مرا از منازل دوستان خود دور مگردان و دلم را پس از آن که هدایت کرده ای منحرف منمای، خدایا مرا به ولایت کسی که اطاعتش را بر من واجب ساخته ای هدایت فرمای».(میزان الحکمه، محمدی ری شهری، دارالحدیث، ج 4، ص 531). 4. تزکیه و خودسازی: میان ایمان و رفتار و صفات انسان رابطه مستقیمی است، اگر انسان از نظر رفتار و صفات وارسته باشد ایمانش تقویت می شود، و اگر آلوده به گناهان و صفات رذیله باشد ایمانش رو به ضعف و نابودی می رود، به این جهت برای حفظ و تقویت ایمان باید خود را پاکیزه کرد. امام صادق(ع) می فرماید: «هر کس که دوست می دارد از اصحاب حضرت قائم (عج) باشد، می بایست منتظر باشد و در این حال به پرهیزکاری و اخلاق نیکو رفتار نماید، در حالی که منتظر باشد، پس چنانچه بمیرد و پس از مردنش قائم(عج) به پاخیزد و پاداش او همچون پاداش کسی خواهد بود که آن حضرت را درک کرده است؛ پس کوشش کنید و در انتظار بمانید، گوارا باد شما را ای گروه مشمول رحمت خدا»(میکال المکارم، همان، ج 2، ص 437). امام حسن عسکری درباره کسانی که دور حضرت مهدی را می گیرند خطاب به فرزندش فرمود: «قومی به آستانه ات گرد آیند که خداوند آنان را از سرشتی پاک و ریشه ای پاکیزه و گرانبها آفریده است. دل هایشان از آلودگی و نفاق و پلیدی و شقاق پاکیزه است در برابر فرمان های دینی فروتن اند. و دل هایشان از کینه و دشمنی پیراسته، رخسارشان برای پذیرش حق آماده و سیمایشان با نور فضل و کمال آراسته آیین حق را می پرستند و از اهل حق پیروی می کنند»(بحارالانوار، ج 52، ص 343). تمامی این افراد در آخرالزمان زندگی می کنند و در دوران اوج فتنه ها بسر می برند، ولی خود را حفظ می کنند. 5. استقامت و بردباری: امام هفتم فرمود: «هنگامی که پنجمین فرزندم غایب شد مواظب دین خود باشید، مبادا کسی شما را از دین خارج کند. او ناگزیر غیبتی خواهد داشت به طوری که گروه از مؤمنان از عقیده خویش بر می گردند، خداوند به وسیله غیبت، بندگان خویش را آزمایش می کند».(بحارالانوار، ج 51، ص 150، باب 7، حدیث 1؛ و کتاب الغیبه، شیخ طوسی، مکتبه الصدوق، ص 204). از روایت فوق استفاده می شود که انسان سخت آزمایش می شود و گروهی بر اثر عدم استقامت از دین خارج می شوند ولی آنهایی که استقامت دارند می مانند، امام حسین(ع) فرمود: «برای امام مهدی(عج) غیبتی است در این غیبت برخی از دین بر می گردند و برخی ثابت قدم می مانند هر کس در این غیبت صبر کند و بر مشکلاتی که از سوی دشمنان ایجاد می شود، استقامت کند به قدری از اجر خداوند بهره مند می گردد که انگار در کنار پیامبر(ص) با شمشیر با دشمنان جنگیده است».(بحارالانوار، همان، ح 51، ص 133، باب 3، حدیث 4).
    و بالآخره در کنار مطالب فوق تمسک به دیدگاههای ولایت فقیه و مراجع عظام تقلید که به عنوان مجتهدان جامع الشرایط و نائبان امام زمان (عج) به خوبی از جریانات موجود مطلع می باشند ، می تواند ما را در شناخت حق و باطل یاری نماید .

  57. دکتر سرورپور از این به بعد از سخنان گوهربار عشقتون مولا علی (ع) برای تشخیص حق و باطل استفاده کنید،عشق خشک و خالی که به درد نمیخوره عاشق باید برای رسیدن به عشقش هرکاری کنه وقتی به حرف عشقتون گوش کنید براش عزیز میشید ☺❤
    💖❤🧡💛💚💙💜🤎🖤🤍
    حضرت علی(ع) به کسی که در مورد افرادی که در دین سابقه ای داشتند و از اسلام حمایت و دفاع کرده بودند ولی بعدا منحرف شدند و در برابر حضرت(ع) ایستادند، فرمودند: اعرف الحق تعرف اهله و اعرف الباطل تعرف اهله یعنی باید افراد و حقانیت آنها را با ملاک های دین و حق بسنجی نه اینکه از طریق آنها بخواهی حق را پیدا کنی، لذا باید با ملاک های که دین معرفی می کند آشنا شد و میزان درستی و راستی و حقانیت افراد را با آن سنجید و بر این اساس هرگز، کثرت و زیادی جمعیت در راه و برنامه ای دلیل بر حقانیت آن نمی گردد و لذا مؤمنان واقعی در طول تاریخ همواره در اقلیت بوده اند. برای تشخیص حق از باطل باید اولاً: با قرآن و روایات آشنایی عمیق پیدا کرد و ثانیا: نور تقوا را در دل بیشتر نماییم چون: ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا ؛ اگر اهل تقوا باشد خداوند قوه ای به شما می دهد که حق و باطل را از هم تشخیص می دهید.

  58. این هم قابل توجه دکتر ایمان سرورپور که دست به تفسیر شخصی از دین و قرآن و احادیث و روایات میزنن و مسواکشون رو تو حلق جوانان میکنن و عشاق سینه چاکشون که بدون تحقیق و تفکر حرف کوچ های صورتی ملایم رنگی مثل دکتر سرورپور و اناری رو میپذیرن💕
    🌝🌝🌝🌝🌝🌝
    ابتدا باید دید منظور از نظریه قرائت پذیرى دین یا قرائت هاى مختلف از دین چیست؟ رویکرد رایج این نظریه بر آن است که: 1. نصوص دینى قابل فهم ها و تفسیرهاى متعدد و چه بسا بى نهایت مى باشد.2. همه فهم ها از اعتبار یکسانى برخوردار است و ترجیحى براى یک فهم نسبت به دیگرى نیست. پس نمى توان هیچ گونه فهم رسمى، ثابت، صائب و مطلق از دین داشت که بر همگان حجت باشد.3. متون دینى فاقد معنا است و معنا جامه اى است که ما بر تن آن مى پوشانیم و به آن مى دهیم. این گمانه که در نهایت به انکار ارزش معرفت دینى مى انجامد از جهاتى چند مخدوش است، از جمله: یکم. نه تنها نصوص دینى، بلکه هیچ سخن و گفتارى هر تفسیرى را برنمى تابد. از همین رو است که فهم بهتر و دقیق تر یک متن توصیه مى شود. از اینجا روشن مى شود که فهم ها با یکدیگر متناظر و هم سطح نیستند. برخى به واقعیت و حقیقت نزدیک تر و برخى دورترند؛ در حالى که اگر همه فهم ها برابر باشد، چنین توصیه و تلاشى لغو و بى معنا خواهد بود. دوم. براى سنجش میزان صحّت و سقم یک نظریه و یا تفسیر یک متن، معیارهایى وجود دارد. هر اندازه شخص نسبت به آن معیارها و متدلوژى تفسیر و برداشت از یک متن، آشناتر باشد، از فهم بهترى برخوردار خواهد بود؛ در غیر این صورت گرفتار خطاهاى زیادى خواهد شد. در مَثَل قرآن مجید، تفسیر «متشابهات» را به «محکمات» ارجاع مى دهد. بنابراین کسى که متشابهات قرآن مجید را در پرتو محکمات مورد مطالعه قرار مى دهد و بر اساس آنها تفسیر مى کند، سخنش پذیرفته است. برعکس کسى که بدون توجه به محکمات، به تفسیر و تأویل متشابهات دست مى زند، گرفتار خطا در فهم است. اکنون سؤال مى شود: آیا مى توان هر یک از دو گونه یاد شده در تفسیر قرآن را به عنوان دو قرائت از یک متن به یکسان معتبر دانست؟ و آیا مى توان فهم عالمانه از دین را با تأویل هاى نامبتنى بر اصول فهم دین برابر انگاشت و برداشت هاى امثال علامه طباطبایى و شهید مطهرى ها را بر گمانه هاى ناآشنایان با منابع و متدلوژى فهم دین مساوى دانست؟ سوم. گاهى پرسیده مى شود: از کجا معلوم مى شود؛ اسلام حقیقتاً همین را مى گوید که مثلاً در میان عالمان دینى اشتهار یافته است؟ در پاسخ مى توان گفت: اسلام منابع بسیارى دارد که براى یافتن حکم آن، هیچ عالمى نمى تواند، پیش از بررسى روشمند دلایل تفصیلى آن، حکمى را صادر کند؛ بنابراین هر حکمى، باید مستند به منابع اولیه دینى باشد و اعتبار آن، وابسته به استنادپذیرى آن، به ادله تفصیلى دینى است. از طرف دیگر مسائل دینى دوگونه است: الف. امور قطعى و ضرورى؛ در این گونه امور هیچ تردیدى روا نیست و آنها از قطعیات دین (عقاید و احکام ) مى باشند، مانند: یگانگى خدا، رسالت پیامبر اکرم(ص)، قیامت، لزوم خواندن نماز، گرفتن روزه، رعایت حجاب، انجام امر به معروف و نهى از منکر، جهاد در برابر دشمنان و… این گونه امور هرگز قرائت هاى معارض را برنمى تابند و اختلاف قرائت در این امور بى معناست. ب. امور ظنى؛ این امور، بر دو قسم است: 1. بروندادهاى ظنون معتبر؛ این امور، از طریق دلایل ظنى معتبر در شریعت به دست ما رسیده است؛ مانند روایتى که شخص عادل و داراى حافظه قوى، از امام معصوم: شنیده و نقل کرده است. این گونه امور در صورتى که با دیگر دلایل شرعى در تعارض نباشد معتبر است و باید بر اساس آن عمل شود. از جمله ظنون معتبر در اسلام، فتواى مجتهد عادل است؛ یعنى، وقتى عالم دین شناس با جست و جوى وسیع در نصوص و منابع دینى و بررسى دلایل یک مسأله، به نتیجه اى رسید، اجتهاد و استنباط او معتبر است و خود او و مقلّدانش، باید بر اساس آن عمل کنند؛ هر چند از جهت نظرى احتمال خلاف در آن وجود دارد. البته اعتبار دیدگاه عالم دین شناس و متخصص مسائل دینى، نه تنها از نظر دینى معتبر است؛ بلکه یک اصل عقلایى است؛ زیرا تمام عقلاى عالم، سخن متخصص را معتبر مى شمارند بدون آن که به لحاظ نظرى احتمال خلاف در آن منتفى باشد. بلى در زمانى که متخصص همپایه یا برتر، در همان رشته به معارضه برآید، مسأله مورد تردید واقع مى شود. در این موارد، اسلام بهترین راه حل عملى را ارایه کرده است تا افراد گرفتار مشکل در عمل نشوند و آن لزوم اطاعت از اعلم است. حتى اگر رأى چند نفر – که همه اعلم و هم سطح هستند – معارض یکدیگر شد، به هر کدام مى توان عمل کرد. در واقع اینجا سخنان داراى ارزش عملى مساوى مى شود. البته در همین موارد هم از جهت نظرى، یکى از این اقوال درست و بقیه نادرست است؛ ولى شارع به جهت سهولت در عمل، به همه، اعتبار عملى مساوى بخشیده است. به هر روى ارایه راه حلى براى عمل در این موارد با آنچه تحت عنوان قرائت هاى مختلف بیان مى شود تفاوت اساسى وجود دارد. در نگره قرائت ارزش نظرى دیدگاه ها از بین مى رود و فهم عالمان متخصص با برداشت هاى سطحى غیرمتخصصان هم سطح و یکسان انگاشته مى شود. 2. ظنون نامعتبر؛ امور ظنى غیر معتبر، مانند قیاس اصولى (تمثیل منطقى )، در دین و فهم دینى و استنباط احکام از آن، هیچ اعتبارى ندارد؛ و فهم حاصل از آن نه ارزش نظرى دارد و نه ارزش عملى و لاجرم از گستره معرفت معتبر دینى خارج مى شود.
    نتیجه
    1. نمى توان همه دیدگاه ها در فهم دین را هم سطح انگاشت. 2. در امور قطعى و ضرورى دین، هرگز نمى توان تردید روا داشت و آنها را قرائت پذیر دانست. 3. در امور ظنى دین، راه عملى دیگرى غیر از پیروى از عالم ترین دانشمندان دینى نیست. این اصلى عقلایى است که تشکیک در آن منطقى نمى باشد. چنین چیزى لزوماً به معناى آن نیست که هر چه عالم دین شناس مى گوید، عین دین است؛ لیکن چون از راه هاى معتبر شرعى به دست آمده، از نظر شرع حجیت و اعتبار دارد؛ و حتى اگر غلط و اشتباه باشد، عامل به آن، مأجور است و معذور.
    🌚🌚🌚🌚🌚🌚🌚

  59. براتون معنی کلمه ی حق رو اوردم جناب آقای دکتر سرورپور😊✌🏻
    میدونم سرتون گرم کتب و آثار بنفش کبود کوچه بازاری بنجول هست گفتم براتون از آثار حکیم بوعلی سینا لقمه بگیرم اشتهاتون باز بشه 🦪
    🧠مفهوم حق ، مفهوم پرکاربرد اما دیریاب از لحاظ معنا. با تأمل و تدبر درمورد چیستی حق به پیچیدگی تعریف مفهوم حق پی می بریم. کافی است تا مقداری در مفهوم حق تأمل کنیم و آن را از زوایای مختلف مورد پرسش قرار دهیم تا رفته رفته غبار بداهت از این مفهوم برداشته شود و مشکل بودن تعریفی جامع و مانع از این مفهوم برای ما روشن شود. پس از آنکه بداهت این مفهوم زیر سؤال رفت و مورد شبهه قرار گرفت می توان اندک اندک به آن نزدیک شد و مختصات این مفهوم را کمی روشن کرد. آنگاه که آفتاب به زیر آمد، هنگام حرکت با چراغ است.
    حق چیست؟ در زبان ما ضرب المثل است که حرف حق تلخ است در اینجا حق به عنوان صفت به کار می رود و معنای آن هم حرف درست و مطابق با واقع است. البته نکته مهمی که در این ضرب المثل نهفته است آن است که اکثر مردم، رفتار و کرداری بر مبنای حق ندارند که سخن حق بر جان آنان، تلخ و ناگوار می آید. مسجل است که اگر مردمان بر مبنای حق و عدالت رفتار می کردند دیگر سخن حق بر آنان گران نمی آید. این نکته باریک و کوچک، اگر خوب دقت شود بسیاری از مطالب را نتیجه خواهد داد که در ادامه به آنها اشاراتی می رود.
    این معنای حق مورد اشاره بوعلی سینا نیز می باشد. بوعلی هنگامی که به تعریف حق می نشیند، سه معنا برای آن ذکر می کند که یکی از آنها قول مطابق با واقع است. مطابقت با واقع شرط مهم صدق می باشد. پس حق در اینجا به معنای قول و حکم صادق است.
    اما معنای دیگر حق که چندان بی ارتباط با معنای اول نیست ثبوت است و گویی معنای اصلی حق هم همین است. در فرهنگ ما خدا را حق می گویند زیرا ثبوت او همیشگی است و تنها بی گذر است که گذران روزگار در دستان اوست. بیضاوی در تفسیر خود می گوید: خدا را حق می نامند چرا که ربوبیت و الهیت او ثابت است و ثبوت دیگر اشیاء نیز به اوست و از اینجاست که حق را معمولاً به هست ثابت تعریف کرده اند هوالموجود الثابت.
    بوعلی نیز معنای دوم حق را وجود دائم می داند و معنای اول آنرا وجود مطلق در خارج که هر دوی این معانی وابسته به همان معنای اصلی حق یعنی ثبوت است. همچنین می توان گفت که بر هر امر ثابتی، می تواند صفت صدق نیز جاری شود و اصلاً هر گزاره و قول صادقی، عنصری از ثبوت نیز درون خود دارد. مثلاً هنگامی که می گوئیم «برگ درخت کاج سبز است»، با رجوع به خارج درمی یابیم که این گزاره صادق است و از طرفی دیگر ثبوت سبزی بر برگ کاج نیز مسجل می شود. پس از همین جا می توان گفت که «ثبوت» معنای اصلی حق است.
    ●●●
    و مثل اینکه میگن محب امام علی (ع) هستید براتون جرعه ای هم از کلام گوهربار امیرالمومنین (ع) اوردم تا بنوشید🍹
    🫀حضرت امیر(ع) در پاسخ به این سخن حارث که گفت: به عقیده من، طلحه و زیبر و عایشه، به حق احتجاج مى کردند و دلیل شان درست بود، فرمود:انّ الْحَقَّ وَ الباطِلَ لایُعرَفان بِالنّاسِ، وَلکِن اَعْرفِ الْحَقَّ بِاتّباعِ مَن اتَّبَعهُ، وَ الباطِلَ بِاجْتنِابِ مَن اجْتَنَبَهُ ؛امالى الطوسى، ص 216.؛ «حق و باطل، به شخصیت ها شناخته نمى شود، بلکه حق را به تبعیت آن که از آن پیروى مى کند، بشناس و باطل را به دورى کردن آن که از آن اجتناب مى ورزد»
    ●●●
    از شما که چندهزار ساعت دوره شرکت کردید و سالی نزدیک یکصد جلد کتاب میخونید بسیار بعید بود دکتر 🤷🏻‍♀️

  60. با همه ی چیزایی که میدونستم و اینجا خوندم بازم چقدر ایمان و دوست دارم !!!
    ای کاش همه ی حرفا قضاوت عجولانه باشه و یا همه چی درست بشه
    به حدی دوران کنکور و دوست داشتم که ایمان هم یه خاطره ی قشنگ و دوست داشتنی برام شده که دیگه درست و غلط حرفاشو تشخیص نمیدم
    این بده

  61. ایمان جون هنوزم وقتی موسیقی مشکوک گوش میکنی فیلتر گوشاتو فعال میکنی که الفاظ رکیکشو نشنوی؟!😆
    الهی بگردم چشماتم که تکست و هیچ جوره نمیبینه 😁
    حالا ازینا گذشته آیا هنوزم بلده مربی کارشو؟🧑🏻‍🏫✏📖
    هی یو🤫
    ناگهان باز دلم یاد تو افتاد زارتی افتاد شکست😑
    هی یو 🤭
    اوت ثر این د کولد🥶گتینگ اولد 🧑🏻‍🦳 گتینگ لونلی 💔
    آخه چرا اینقدر بیسواد و مقاوم به نفهمیدنی😶
    😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂

  62. پس تو خدا یار دیرین جهان

    بشکاف این پرده ی غفلت از سرمان

    الهی آمین🤲🏻❤

  63. یونس حسینی عزیز مدیریت بازرگانی دانشگاه ایپک فرانسه خونده داره با استفاده از علمش همینجا بازاریابی میکنه🕷🕸
    ای ناقلا😉😄 منتها بره ی ناقلاشون😂🐑

  64. ایمان سرورپور و ک میبینم یاد شخصیت های کارتونی دِیو🤓کارتون من نفرت انگیز که عینکش و مدل موهاش شبیه استادِ،پینوکیو🤥ک دروغگو و عامل نشر اکاذیب بود،لوک خوش شانس🤠🔫 ک مروج عقاید خرافی در خصوص شانس و طالع و انگیزه بود و دکتر ارنست👨🏻‍🎓⚙ک جاعل مدرک تحصیلی بود،گلوم ☯️ک مکرر جمله ” من می دونستم ” و میگف و مدعی داشتن علم غیب و همه چی دونی بود و کارتون گربه های اشرافی🐱👑 ک به دنبال ترویج فرهنگ اشرافی گری در جامعه بودن میافتم
    🤣🤣🤣
    برو اونور زخمی نشی 🥋🥊

    میافتم😂😂😂

  65. سلام،چطور میتونم از آقای سرورپور به سازمان نظام روانشناسی شکایت کنم؟بگم مدرکشون مهندسی صنایع و مدیریته و جدیدا جامعه شناسی میخونن ولی سال ها روانشناس و کوچ و مربی انگیزشی بودن و شبکه آموزش به بهانه کنکور مشاوره غیر درسی میدادن؟آخه به آموزش و پرورش شکایت کردم گفتن موسسات آزاد کنکوری هیچ ارتباطی به ما ندارن و مدارس غیر انتفاعی از قوانین ما سرپیچی میکنن!
    یا باید به دادگاه روحانیت و حوزه علمیه شکایت کنم و فیلم و صداهایی که خودش جسورانه منتشر کرده رو ببرم؟

  66. آه و صد آه
    /
    که ایمن نیم از آتش آه
    /
    گر چه سر تا قدمم
    /
    غرقه دریا مانده

    🌊🐋💔🐠🌊

    نقطه سر خط
    .

  67. حیفه کتکایی که از داداشم خوردم سر حرفای این آقا قدبلنده🤌🏻کاشکی یذره به عاقبت حرفایی که میزنی فکر میکردی ایمان سرورپور🤏🏻

  68. یعنی چی ؟! 😡 پس چرا مجری مهمان چند تا شبکه ست؟!😲 اون خراب شده صاحب نداره که یه آدم مریض احوال مهمون شبکه سلامته؟👽راست میگن هر چی تلویزیون پخش کرد نشونه ی خوب بودنش نیستا😒 دیگه نمیشه به هیچکس اعتماد کرد 🧟‍♀️ برو گلاتو پر پر کن دایناسور 🦖

  69. چه دلای پر و خونی 😂😂😂😂😂😂

  70. الف) در مورد خود خدا انگاری مگه مردم علم غیب دارن که بفهمن توی قلب و مغز ایشون چی میگذره کی خداست و منظورش چیه؟ خب وقتی یجوری حرف میزنه که ما یجور دیگه برداشت کنیم یعنی خودش دلش میخواد ما یجوری برداشت کنیم که اگه فردا گندش دراومد که عقیده و دونسته های امروزش ناقص و اشتباهه بگه تو اشتباه فهمیدی من منظورم یچیز دیگه بود و در واقع ما رو سر دوراهی بذاره که با خیال آسوده اینجا یجور حرف بزنه اونور یجور دیگه دیدم که میگم وبینار یچیز دیگه میگه دایرکت دوچیز دیگه بعد میگه تو اشتباه برداشت کردی یا من اشتباه منظورمو رسوندم اصل مطلب اینه😉👌🏻
    ب) در مورد حق هم مگه ما چند سال عمر میکنیم و چقدر میتونیم خطا و اشتباه کنیم تا جبهه ی حق و باطل و خودمون پیدا کنیم که اونقدر خودمونو عاقل و بالغ فرض کنیم که با هر سیر مطالعاتی و با شاگردی هرکسی به هر دینی و هرجای دنیا به یه نتیجه ی شخصی برسیم و توهم دانشمندی برداریم که واااااو من چقدر خفنم یچیز جدید کشف کردم و بعد بگیم چیزی که من میگم درسته و حقه پس اگه راه من از نظر تو اشتباهه بنا براین نیست که راه من غلطه و تو حق نداری روی مسیری که من باهاش به خدا میرسم عیب و ایراد بذاری و سرتو از زندگیم بکش بیرون بذار هرچیزیو به سلیقه ی خودم درست یا غلط توی کشور اسلامی به خورد جوونای مسلمون بدم مهم حساب بانکیمه که در عرض یه روز میلیاردی پر بشه و به عنوان کسی که در جایگاه معلم با این تعداد شاگرده که اندیشه هاشو به دیگران تحمیل میکنه برگرده بگه تو حق نداری مسواکتو بکنی تو حلق من در حالیکه خودش اینکارو میکنه🤫
    پ)آخ آخ دنیا به سیاستمدار خیلی بیشتر نیاز داره چون اگه سیاستمدارای در تراز اسلام توی جامعه زیاد بشه عشقی که ازش زیاد میگی زیاد میشه چون امثال تو نمیتونین توی جامعه به راحتی جولان بدین و از اعتماد مردم به ظاهر مثلا محترم و متشخصتون سواستفاده کنین و با قیافه ی گوگولی مگولی و حرفای عاشقانه و ترحم انگیز باج بگیرین
    ***توجه*** ایمان سرورپور که به گفته ی خودت هر چند وقت یکبار اسمتو سرچ میکنی تا ببینی به چه رنکی رسیدی و چقدر وایرال شدی گفتم داری این کامنتو میخونی ازونجایی که برات نکات پندآموزی نوشتم و بهت چیزای خوبی یاد دادم لطف کن پولشو بزن به حسابم جنتلمن جذاب آمریکایی🤭😛😂

  71. قال حضرت ایمان سرورپور (ل):
    همینکه خودت با قلبت خودتو بخشیدی، بخشیده شدی😌👌🏻
    اینکه بری تا میتونی به درگاه خدا التماس و تمنا کنی تا توبه ی تو رو پذیرا باشه همش کشکه😶

  72. چه کسانی در معرض سربازگیری برای اسلام آمریکایی قرار دارند؟‌آنها که مرزبندی درستی با مستکبران و جبهه کفر نداشته باشند هیچ، که به واسطه برخی رفتارهای پرخطر حتی با آنان همدلی و همزبانی کنند، خوش‌گمانی به خرج دهند و بخواهند نامزد مورد حمایت آنها باشند! قرآن کریم مکررا از «الذین فی قلوبهم مرض» در کنار «منافقون» نام می‌برد یعنی طایفه‌ای که ظرفیت بیماری نفاق را دارند و وسوسه‌پذیر هستند. از جمله نهی‌های قرآن کریم یکی هم نهی از همرازی و همدلی با دشمنان است. «ای کسانی که ایمان آورده‌اید محرم اسراری از غیر خود انتخاب نکنید آنها از هیچ‌گونه شر و فسادی درباره شما کوتاهی نمی‌کنند. آنها دوست دارند هر چه را که شما را به رنج افکند. دشمنی از دهان آنان آشکار شده و آنچه در دل پنهان می‌کنند، بزرگ‌تر است… اگر خیری به شما برسد، آنها ناخوش می‌دارند و اگر آسیبی به شما برسد، آنان شادمان می‌شوند و اگر صبر پیشه و تقوا پیشه کنید کید و نقشه آنها هیچ زیانی به شما نمی‌رساند. همانا خداوند به آنچه می‌کنند احاطه دارد» (آیات 118 و 120 سوره آل عمران)

  73. نخستین بار حضرت امام خمینی(ره) عنوان اسلام آمریکایی را وارد ادبیات سیاسی کرد.ایشان که نگاهی درس‌آموز به علل ناکامی مسلمانان و نهضت‌های آنان در سده اخیر داشت،می‌فرمود«قدرت‌های بزرگ چپاولگر در میان جامعه‌ها افرادی به صورت‌های مختلف از ملی‌گراها و روشنفکران مصنوعی و روحانی نمایان- که اگر مجال یابند از همه پرخطرتر و آسیب‌رسان‌ترند- ذخیره دارند که گاهی سی چهل سال با مشی اسلامی و مقدس‌مآبی یا پان ایرانیسم و وطن‌پرستی و جبهه‌های دیگر با صبر و بردباری در میان ملت‌ها زیست می‌کنند و در موقع مناسب مأموریت خود را انجام می‌دهند.»(جلد21 صحیفه نور، صفحه 189)
    امام با همین درک مستند به واقعیت‌های تاریخی پرده از سیمای اسلام آمریکایی کشیده و فرمودند «مگر مسلمانان نمی‌بینند که امروز مراکز وهابیت در جهان به کانون‌های فتنه و جاسوسی تبدیل شدند که از یک طرف اسلام اشرافیت، اسلام ابوسفیان، اسلام ملاهای کثیف درباری، اسلام مقدس نماهای بی‌شعور حوزه‌های علمی و دانشگاهی، اسلام نکبت و ذلت، اسلام پول و زور، اسلام فریب و سازش و اسارت، اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایه‌داران بر مظلومین و پابرهنه‌ها و در یک کلمه اسلام آمریکایی را ترویج می‌کنند و از طرف دیگر سر بر آستان سرور خویش، آمریکای جهانخوار می‌گذارند.»(جلد20 صحیفه نور، صفحه 230) حضرت روح‌الله اسلام آمریکایی را «اسلام مقدس‌نماهای متحجر، اسلام سرمایه‌داران خدانشناس و مرفهین بی‌درد، اسلام اشرافیت و اسلام ابوسفیانی» در برابر اسلام ناب محمدی(ص) و اسلام پابرهنگان و محرومان معرفی کردند.
    اگر تکوین اسلام آمریکایی- و پیش از آن اسلام انگلیسی در سده گذشته- یک اقتضا داشت، اکنون با پیدایش و گسترش انقلاب اسلامی، همین اسلام بدلی و قلابی اهمیت مضاعفی برای مستکبران عالم پیدا کرده است. گسترش سازمان یافته و کم‌سابقه اسلام‌های بدلی با نقاب شیعی یا سنی، قبل از هر چیز بر یک واقعیت مهم شهادت می‌دهد و آن اینکه جهان استکبار بالندگی و گسترش پرسرعت اسلام ناب محمدی(ص) را باور کرده و به دست و پا افتاده است

  74. مقام معظم رهبری نیز در یک بیان جامع و زیبا به ویژگیهای اسلام ناب و اسلام آمریکایی این گونه اشاره نمودند : « در انقلاب اسلامی , اسلام کتاب و سنت , جایگزین اسلام خرافه و بدعت , اسلام جهاد و شهادت , جایگزین اسلام قعود و اسارت و ذلت , اسلام تعبد و تعقل , جایگزین اسلام التقاط و جهالت , اسلام دنیا و آخرت , جایگزین اسلام دنیاپرستی یا رهبانیت , اسلام علم و معرفت , جایگزین اسلام تحجر و غفلت , اسلام دیانت و سیاست , جایگزین اسلام بی بند و باری و بی تفاوتی , اسلام قیام و عمل , جایگزین اسلام بی حالی و افسردگی , اسلام فرد و جامعه , جایگزین اسلام تشریفاتی و بی خاصیت , اسلام نجات بخش محرومین , جایگزین اسلام بازیچه ی دست قدرتهای و خلاصه اسلام ناب محمدی (ص) , جایگزین اسلام آمریکایی گردید .» ( حدیث ولایت , ج4, ص 249و250)

  75. اسلام آمریکایی تعبیری است که مرحوم امام در مورد اسلام ظاهری و غیر واقعی بکار برده و مرز آن را از اسلام ناب و اصیل جدا ساختند ؛ اسلامی که از حقایق اسلام اصیل و ناب فاصله داشته و بدور بوده و تنها پوسته ای ظاهری و خالی از محتوای حقیقی اسلام را با خود همراه داشته , اسلامی که دیانت را جدای از سیاست انگاشته و مبارزه و قیام برعلیه مستکبران را بر نتافته و با دشمنان براحتی کنار آمده و سازش می نمود و بر تحجر و خمودی استوار است . در برابر اسلام ناب که دیانت و سیاست را در هم آمیخته و مبارزه و مقابله با مستکبران و دفاع از ستم دیدگان را از اهداف خود دانسته و بر پویایی و پیشرفت استوار است . و این بیانگر ترفند دشمنان برای مبارزه با اسلام ناب به نام اسلام و حمایت از اسلامی است که برای منافع آنان نه تنها خطری نداشته که تامین کننده منافع آنان باشد و براحتی با آنان کنار بیاید . در ترسیم ویژگیهای اسلام ناب و اسلام آمریکایی به کلامی از مرحوم امام و مقام معظم رهبری بسنده می کنیم که به خوبی مرز بندی این دو را تبیین نموده اند .

  76. همون حمله های قدیمی و همون دفاع های همیشگی ! هیچی عوض نشده هنو نه زمین بازی نه آدماش 🙂
    تغییر توهم زده بالا اما رو همه چی گرد مرده پاشیدن

  77. ایمانو؟!
    من مسلمون نبودم و تو منو به اسلام و مطالعه و تحقیق علاقمند کردی
    حالا که مدت ها گذشته و مسلمون و کتابخون شدم و زندگیم جهت گرفته و راهمو پیدا کردم
    با این وبلاگ مواجه شدم
    خدا خیرت بده ولی خودم ریختم برگام موند

  78. اگر زیر بنای وجودتونو بر مبنای دروغ بالا بردید و ذاتا تبدیل به آدم دروغگویی شدید نیایید و بخاطر دروغی که بوی چرک و کثافتش همه جا رو برداشته اعتراف نکنید چون بعضیا ذره بین میذارن رو پیکرَتون دفعات بعدی هم که دروغ میگید مچتونو میگیرن بی آبرو میشید
    #پینوکیو
    #بی_ثباتی_معنوی
    #از_هر_دری_سخنی
    #برداشت_شخصی
    #تفاسیر_شخصی

  79. این پسره این حرفارو گفته؟ اصا این پسره کی هست حاجی ؟ سیب زمینی کی قاطی میوه ها شد؟ یارو دو متر قدشه چهل سال سنشه اما از جنگ و دفاع مثل فسقل بچه میترسه و دم از صلح میزنه؟میگه من طرفدار هیچ حزبی نیستم و با مردمم  اما بهش دست بزنی جیغ میزنه گریه میکنه میره پناهنده کانادا میشه همه میدونن مشکل دشمن با خودِ خودِ مردمه نه با احزاب و حکومت و.. مگرنه اینکه پسر بچه های یمنی مثل شیر رجز میخونن و اسلحه دست میگیرن که مردم ایران اینجا در آسایش به نطق تو گوش بدن ،تو هم برو شعراتو بباف عمو شعربافِ لیبرالیست

  80. آقای هادی این حرفا رو روز شهادت امیرالمومنین علی (ع) مینویسم پس برای همیشه یادت نگه دار،کسی که واقعی و دلی عاشق امام علی باشه هیچوقت ناموس مردم و تشویق به انتخاب رشته هایی که متناسب با روح و جسم زنانه نیست نمیکنه و به بهانه ی اشتغال و ثروتمند شدن وارد میدان های مردانه نمیکنه درحالیکه ناموس خودش رو توی آموزشگاه های دربسته ی هنری نشونده و حتی هنرجوهاشون رو از بین شاگردهای خودش گلچین میکنه و سرکلاس میفرسته، کسی که فقط لفظی عاشق امام علی نباشه برای جذب مخاطب با فریب و رنگ و لعاب جنسی یونیفرم جلو باز و شلوار پاچه کوتاه تن دخترای تیمش نمیکنه.کسی که عاشقه از تمام سخنان معشوقش بهره میبره نه صرفا هرچیزی که به پول و ثروت ربط داره.خواهشا اسم شهید هادی والامقام رو کنار این آدم نذار چون همون جریانی که  سلبریتی هارو هدایت میکنه این آقارو هم هدایت میکنه وگرنه چرا همه باهم یادشون میافته با  الگوریتم خاصی برای سگ ها و گربه های خیابونی دایه ی مهربون تر از مادر بشن،اقای امین مخارج خانوما در شریعت اسلام به عهده ی پدر و همسرشونه نه اینکه برای بدست اوردن پول بیشتر به پیشنهاد استادسرورپور برن شغلی رو انتخاب کنن که به دور از منافی عفت جامعه هست و موجب اختلاط زن و مرد میشه، خانوم معصومه شما عاشق پزشکی نبودی وگرنه در این شرایط کمبود پزشک درحالیکه هزاران دختر در حسرت پزشکی میسوزن با وعده های سر خرمن استاد سرورپور رشته ای که مناسب ترین رشته برای خانوم هاست رها نمیکردی باز جای شکرش باقیه ترک تحصیل نکردی تا مثل استادت مشغول به شغل نامیمون و ناشریف فروش انگیزه و رویای کارآفرینی بشی.آقای میکائیل شما تا آخر عمرت بدوی هم از حرف های استادت به نتیجه ای کامل و موفقیت  آمیز  نمیرسی چون که حرف های استاد در ظاهر برگرفته از تعالیم اسلامی هست ولی وقتی موضوعات سخنان استاد رو به دقت گوش کنی و یادداشت کنی و در جستجوگر سرچ کنی به آموزه های  آیین های سرخپوستی و بودایی میرسی‌……………………. .و اما آقای سرورپور شما خیلی بیجاو غلط میکنید با شعار خدا رو منحصر به خودتون نکنید خدا برای همه ست هر کسی یجوری به خدا میرسه مروج اسلام آمریکایی در دل و ذهن جوونای مسلمون ایرانی هستید. شما سبک پول دراوردن و سطح مالی ماها رو نمیپسندید ماهم شما رو نمیپسندیم. کسایی رو میشناسم که از جانباز های دوران دفاع مقدس و نخبگان دانشگاه های داخل ایران دیروز و نابغه های کارآفرینی امروز هستند و این کشور رو  سرپا نگه داشتن اونوقت امثال تو شعارها و پزشو میدید

  81. من که آخر نفهمیدم از نظر علما آقای سرورپور آدم خیلی خوبیه😍 یا آدم خیلی بدیه🤮یکی میگه مومن و با خداست اون یکی میگه اگه شبیه شما نیست بهش برچسب بد بودن نزنید🤔 اینجا همه مغزن و قاضی🥳💃🏻 البته به ما هم ربطی نداره به خودش و خداش ربط داره🤲🏻 اما به قول خود آقای سرورپور که میگه اگه اعصاب نداری و نمیتونی خودتو کنترل کنی معلم نشو برو بوکسور شو💪🏻🤼🏻‍♂️ خودتم اگه ثبات روحی و اخلاقی نداری معلم نشو برو بازیگری🎭داستان نویسی📚چیزی🪄 شو استادجون 🪆 نمیشه که هم خر🐴و بخوای هم خرما🍬 رو،مگه نه؟🦧

  82. من به این آقاهه اصا احساس مثبتی ندارم. مدام درباره ی پول و کسب درآمد و ثبت نام دوره و خریدن کتاب صحبت میکنه هرچی تو هیئتا از زهد و ساده زیستی و قناعت صحبت میکنن تو کلاسای کنکور به اتومبیل مدل بالا و ملک بالاشهر و کوفت و زهرمار تشویق میکنن .خیلی حرفه ای مغز آدمو مادی نگر میکنن تا حرف به حرف میرسه امام علی گفته فقر از این در بیاد دین و ایمون ازون در میره امام علی یتیمای کل شهر و غذا میداده آخه اونی که خیر و نیکوکاره نمیاد تو بوق و کرنا کنه و پروفایل فن پیجش اسم تک تک موسساتی که خیرات میده بنویسه که.ولمون کن تو رو خدا کسی که عاقل باشه به جا ریختن پولش تو حساب امثال شما و خریدن پکیجاتون میزنه شبکه سه برنامه سمت خدا رایگان راه و رسم زندگی و سرمایه گذاری روی خودشو یاد میگیره.علامه حسن زاده میگفت شما طهارتتو حفظ کن روزیو خدا خودش میرسونه اما اینا میگن برو دنبال پول حتی اگه طهارتتو از دست بدی،صله ارحامو قطع کنی،سلامتیتو به خطر بندازی، دروغ و جفنگیات بگی، ازدواجت عقب بیافته،میخوای یه کلاس مشاوره یا درسی بری از سر کوچه تا خود آموزشگاه بیست مدل ماشین میلیاردی چیده شده ولی معلمای مدرسه خاک تخته میخورن و از جونشون مایه میذارن هنوز خونه ندارن و مستاجرن، جمع کنید با این مافیای کنکور و بند و بساطتون خونمونو تو شیشه کردین

  83. از شما متشکرم که روشنگری میکنید و از دوستانی که با نظراتشون اطلاع رسانی میکنند
    خواهر من به دلیل ظاهر و حرف های مذهبی عاشق ایمان شده بود و هرچیزی که ایمان میگفت گوش میکرد و سبک زندگیشو باهاش هماهنگ کرده بود به امید اینکه روزی کاملا شبیه ایمان سرورپور بشه و قوانینی که اسمشو نمیدونم این دو تا رو به هم برسونه،ولی وقتی دید به جز خودش دخترای دیگه هستن که در این آرزو به سر میبرن (دخترخانومی میگفت ۱۵ ساله منتظرشه ولی ایمان یکبار مستقیم بهش نگفته برو تا بره سراغ زندگیش،یکی دیگه براش کتاب شعر عاشقانه با جلد عکس ایمان سرورپور چاپ کرده بود ولی ایمان ناامیدش نکرده،یکی زیر همه ی پستاش جملات عاشقانه ی ده خطی میگذاشت و ایمان پاکشون نمیکرد،یکی بدون دلیلی همه جا کنارش سبزدمیشد و براش فن پیج زده بود و میگفت یا خود ایمان یا رفیق مجریشو انتخاب میکنم،یکی چسبیده بود به خانوادش تا با ایجاد صمیمیت با خانوادش خودشو به ایمان نزدیک کنه و چند مورد این شکلی که خیلی زشت و زننده بودن) فهمید یجای کار میلنگه و خودشو جم و جور کرد.ای کاش دو سه سال پیش با موسسه آشنا شده بودم و کمک میکردم خواهرم عمرشو هدر نده. فقط یک موضوعی اذیتم میکنه چرا باید یکی با ظاهر موجه بیاد تلویزیون به عنوان مشاور کنکور کتابای زرد روانشناسی معرفی کنه و کتابای زرد کنار جوب درست جایی که بهشون تعلق دارن فروخته بشن؟من میخوام کتابایی که خواهرم به سفارش ایمان سرورپور خریده آتیش بزنم چون نه تنها به موفقیت نرسید بلکه پول و سرمایه جوونیش هدر رفت

  84. سلام،منظورتون این هست آقای سرورپور در پی تشکیل فرقه اسلام آمریکایی هستند؟

  85. بابای عزیزم،بابا لنگ دراز جان از اعتماد و شعور مخاطبینت سواستفاده کردی
    بهداشت معنوی من چندساعتی یادداشت هاتونو خوندم بیشتر متونی که نوشتید درباره  ایمان  هم صدق میکنه و فکر میکنم ناقص نوشتید  همه  یادداشت هاتونو ترکیب کنید میشه دومتر و یک سانتیمتر ایمان سرورپور رودسری خالص
    مثلا موضوعاتی که درباره شهره قدس،رنه سینانی،سهیل  سنگرزاده،عرشیانفر،ماسارو ایموتو،پائولو کوئلیو،دیپاک چوپرا،لوئیزا هی،اکهارت تول،روانشناسی مثبت گراو… گفتید تماما در رزومه ی کاری ایمان هست به علاوه یکسری مباحث مربوط به پزشکان مغزواعصاب و نورولوژیست ها و اخترفیزیکدان ها
    من افسردگی شدید داشتم و مدتی  دنبال کننده ی محتواهای تولیدیش بودم و همه حرفاش رو چندبار گوش دادم و از حفظم اولش افسردگیم ظاهرا خوب شد ولی وقتی فهمیدم گول خوردم افسردگیم برگشت و انگاری از احساساتم سواستفاده شده البته انقدر ایمان گفته بود اشتباه یادتون دادن و منظورم این نبود و یا بد گفتم یا بد فهمیدید به خودم شک داشتم و نمیتونستم علنا چیزی بگم  وبلاگتونو زیر و رو کردم مطعن شدم به خودم که کلم به جایی نخورده
    عمو پرتقال نخبه امیرکبیر چندسال پیش که هنوز مشاور کنکور بود یچزایی غیرمستقیم گفت و من گوش نکردم و گارد گرفتم 😔

  86. سوره ی نور

    برگرفته از تفسیر نور

    إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ «19» وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ وَ أَنَّ اللَّهَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ «20»

    همانا براى كسانى كه دوست دارند زشتى‌ها در ميان اهل‌ايمان شايع گردد، در دنيا وآخرت عذاب دردناكى است، و خداوند مى‌داند و شما نمى‌دانيد. و اگر فضل و رحمت الهى بر شما نبود و اين كه خداوند رئوف و مهربان است (شما را سخت كيفر مى‌داد).

    اشاعه‌ى فحشا، گاهى با زبان و قلم است كه عمل زشت مردم را افشا كند و گاهى با تشويق ديگران به گناه و قرار دادن امكانات گناه در اختيار آنان.

    امام صادق عليه السلام فرمود: كسى كه آن چه را درباره‌ى مؤمنى بشنود، براى ديگران بازگو كند، جزء مصاديق اين آيه است. «1» در حديث مى‌خوانيم: كسى كه كار زشتى را شايع كند، مانند كسى است كه آن را مرتكب‌ شده است
    .
    .
    .
    3- حتّى دوست داشتن بعضى گناهان، گناه كبيره است، مانند ريختن آبروى مؤمن. يُحِبُّونَ‌ … عَذابٌ أَلِيمٌ‌

    4- كسانى كه به دنبال اشاعه فحشا هستند، نظام اسلامى بايد آنها را تنبيه كند.

    «عَذابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيا»

    5- چه بسا سرچشمه‌ى برخى از عذاب‌هاى دنيوى كه نصيب ما مى‌شود، ريختن آبروى ديگران باشد. «وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»

    لطفا کامنت های مربوط به آقای سرورپور را از پست هایتان پاک کنید و سخنانی که به صحت و پایداری آن ها اطمینان ندارید منتشر نکنید و آبروی مومن را نریزید

    یادت باشد که اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی، فردا به آن چشم نگاهش نکن ، شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی… “

  87. اوضاع موسسات و آموزشگاه های کنکور از لحاظ تدریس و مشاوره خیلی نابسامان و گاها فاسد هست. کار به جایی رسیده که ساشا سبحانی با وضعیتی که مشخصه اعتراض میکرد و میگفت باورم نمیشه کسی بخواد با احساسات بچه های کنکوری بازی کنه 🙂 من واقعا درک نمیکنم چرا باید معلمای بچه دبیرستانیا و پشت کنکوریا همه یالقوز و پولدار باشن !

  88. چرا مته به خشخاش میذارید و از کاه کوه میسازید 😡
    ایکاش توضیح بدید خاطرات تلختون دقیقا سر چه موضوعاتی هست،هه 😏☠🤟🏻

  89. من یه برنامه دیدم سرورپور و رشیدپور نشسته بودن سر سفره عقد مشاوره ازدواج میدادن 👰🏻❤🤵🏻
    کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی 🤪
    اصلا چرا یه مرد مجرد معلم دخترا باشه؟ پسرا آدم نیستن؟
    دلم خواست مشاور کنکور بشم 🤤

  90. آقای هادی شما خودت میدونی رفیقت دلی به وسعت دریا داره که یک دلش توی نجف و یک دلش توی امریکاست
    اگه شهدا رو دوست داره جول استین های اوانجلیست رو هم دوست داره

  91. آقای هادی بزرگوار اگر آقای سرورپور معترض به فعالیت های دولت قبلی بودن پس چرا در کادر و جبهه ی مرحوم آقایی که آقای سعید فرمودن در حال فعالیت و سخنرانی هستن؟ این تناقض ها واقعا مشمئز کننده هست! شما شش سال چطور با این حجم دوگانگی اذیت نشدی ؟ یکبار دیگه مطالب بالا رو مطالعه کنید به خصوص در رابطه با حق! اگر معترض وضع کشور بودن حق رو به اونا دادن و در کنارشون شروع به فعالیت کردن حالا بخاطر پول بیشتر و یا به نیت قربة الی الله به خودشون ربط داره ولی حاج محمود کریمی سال گذشته به وضعیت اقتصادی کشور و فقر مردم اشاره کردن به دستور ریاست جمهوری سابق از قرائت دعای شب های رمضان حذف شدن. ولی آقای سرورپور بارها و بارها مسئولین رو لعن و نفرین کردن ولی همچنان روی آنتن تلویزیون ماندگار شدن و در دو شبکه ی تلویزیونی با بازدید بالا حضور داشتن،این حجم از تناقض های آقای سرورپور برای خیلی ها تعجب برانگیز هست خیلی هایی که کامنت هاشون در عرض پانزده دقیقه حدف میشه و فقط استیکرهای گل و قلب و بوسه و تعاریف ماندگار میشه

  92. آقای محمد،آقای سرورپور با توجه به گفته ها و ادعاهای خودشون و جزئیاتی که سالهاست از زندگی شخصیشون در فضای رسانه منتشر میکنن ارزشی تر از این بندگان خدا به جامعه شناسانده شدن،شما به پست های ابتدایی اینستگرمشون مراجعه کنید کاملا متوجه ارزشی بودنشون میشید منتها ارزشی با انحراف معیار ۱.۹ !!!!!!!!!!!

  93. من هیچوقت نتونستم آقای ایمان سرورپور رو درک کنم !
    برای من ایمان سرورپور همیشه متناقض و پیچیده بوده و با توجه به نظرات دوستان متوجه میشم این تناقض ها توجه بقیه رو هم به خودش جلب کرده.
    مرحوم آیت الله حائری شیرازی سخنان خوبی داره میفرمایند که علوم انسانی علومی هست که باید برگرفته از علوم وحیانی باشه و طی سال ها تحقیق به این نتیجه رسیدم علوم انسانی نمیتونه بر اساس خطا و تجربه به دست بیاد و به قول استاد حسن عباسی تنها علوم وحیانی هست که میتونه از کسی که غرق دنیای قهوه خونه و قلیون و خالکوبی بوده شهید مجید قربانخانی ها بسازه و تربیت کنه.
    حاج آقا پناهیان حرف خوبی میزنه و میگه استفاده ی زیاد از هرچیز استعداد آدمی رو کور میکنه مثل بیش از حد فیلم دیدن، کتاب خوندن،حضرت امام با توجه به مقاماتشون و خدماتشون بعضی از آثار دینی رو تا پایان عمر شریف مطالعه نکردن و اصراری هم بر مطالعه ی اضافه نداشتن.
    اونوقت فردی مثل ایمان سرورپور که به گفته ی شما یک فرد با زمینه مذهبی هست و با توجه به نظرات دوستان متدین به نظر میاد ادعا میکنه تمام کتاب های زرد روانشناسی غرب رو مطالعه کرده و میگه تو تاریخ چهل ساله ی انقلاب اسلامی هیچکس اندازه ی من کتاب در رسانه ی ملی معرفی نکرده،چه کتابی؟ کتاب روانشناسی زرد
    اونوقت از استعداد درونی یک جوون چی میمونه جز مخلوط شدن یکسری اعتقادات اسلامی با اعتقادات فرقه ها و ادیان دیگه و کپی کردن و تکرار مجدد برای مخاطبین
    من تنها پیشنهادی که براشون دارم که دست از مطالعه ی کتاب های کم ارزش و بی ارزش برداره و علوم انسانی (جامعه شناسی،روانشناسی و…) رو از علمای دین و اساتید متدین ایرانی آموزش ببینه نه بقول اون خانوم از معلم خصوصیش در فلات تبت
    و از قدیم راست گفتن آدمای باسواد و تحصیلکرده با مدارج علمی بالا و رفاه بیشتر در معرض گمراهی و کفر گویی بیشتری هستن
    خدایا من رو تاجایی غرق در نعمت مادیات و علم و دانش کن که دستم از دستان تو جدا نشه من رو تاجایی معروف و محبوب کن که با یک کلام اشتباه هزاران فرد رو گمراه نکنم

  94. من فکر میکردم :
    ۱.هرکسی که شبای قدر میره امامزاده صالح و برامون از مراسم عزاداری و سخنرانی لایو میذاره بچه مسلمونه
    ۲.هرکسی که شب کنکور میره کهف الشهدا و زیارت عاشورا میخونه و برای کنکوریا دعا میکنه و لایو میگیره بچه انقلابیه
    استاد ایمان دیگه چیکار باید بکنه که ثابت کنه آدم خوبیه؟!
    کسی که مثل شهید هادی راه میافته تو خیابونا و بیابونا تا به انسان و حیوان و گیاه کمک کنه اسلامش آمریکاییه؟
    کسی که از دردایی که زیر موشک بارون های دزفول روی سر خودش و خانوادش میگه اونم زمانیکه بخاطر رزمنده بودن پدرش ناچار بوده اونجا زندگی کنه با آمریکا دوستی داره؟!
    اگه از حرفاش اینطوری برداشت میکنید پاشید برید رو در رو باهاش حرف بزنید و کمکش کنید وگرنه با این مدل نقد اونم از کسی که واقعا مومن و باخداست عجیبه
    بچه های خودتونو زیر بال و پر خودتون بگیرید
    وگرنه کی بود زمان دولت قبل تا تونست توی تلویزیون و اینستاگرام از مردم در برابر اوضاع نابسامانی که مسئولین درست کردن دفاع کرد؟

  95. سلام
    آقای ایمان سرورپور تمام تلاششون بر اینه که حتی شده حال یک آدم رو خوب کنه و با قلبشون آدم ها رو دوست داره حتی اگر صفحه اینساگرامش را ببینید هر محتوایی که منتشر میکنه با مطالعه بوده این به معنی کپی پیست بودن نیست به معنی احترام به مخاطبه که با مطالعه قبلی منتشر میشه خواهشا سعی نکنیم آدم هایی که مثل ما نیستن بهش انگ دروغ گو و خائن و نا مسلمون و… بزنیم من 6ساله آقای ایمان رو میشناسم و با حرفها و راهنمایی هایی که کرده زندگیم معنا و عمق پیدا کرده فهمیدم که هرچی که باید داشته باشم باید خودم تلاش کنم نه چشمم به دست جامعه و خانواده و این و اون باشه
    در ضمن اگر بدون غرض گوش کرده باشید مفهومی که منتقل میکنه خود خداانگاری نیست اینه که خدا از رگ گردن به ما نزدیک تره

  96. من تعجب کردم از این همه نظر متناقض در مورد یه آدم! دین آمریکایی؟؟ شوخی میکنی؟! البته از یه سایت ارزشی همچین انتظاری داشتم…

  97. آقای سرورپور قبل اینکه کرونا بگیره تبلیغ صوفی گری میکرد و خواهرش هم تو صفحه ی خودش تبلیغ رقص سماع و اهل تصوف میکرد وقتی بهش گفتم من رفتم سمت این چیزا اصلا قشنگ و عاقلانه نیست و توضیح دادم کامنتامو پاک کرد و بلاکم کرد

  98. روکشا طلایی، باطنا حلبی 😏

  99. همچینم میگه من از ایران نمیرم من هدفم کمک به جوونای ایرانیه انگار آمریکا اینو راهش میده که این بره واسه مردمش سخنرانی کنه آمریکا تو رو واسه کارای مهمتری لازمت داره پسرم تو سرباز پیاده نظام آمریکا تو ایرانی که با اسم فرمانده جنگی بودن بابات و عکسای مشهد و امامزاده صالح و کهف الشهدا قشر مذهبیو جذب کنی بعد نمه نمه بزنی شبهه بندازی به دین و ایمانشون،اگر هستی که خدا جوابت بده اگر نیستی به راه بیا بزرگترین گناه فریب اذهان عمومیه

  100. من از  روزی فهمیدم حرفای آقای سرورپور باطل و نزد خدا مقبول نیست که صداشو انداخته بود سرش و مشتاشو محکم میکوبید روی میز شیشه ای برنامه شبکه آموزش و میگفت تو لایق پورشه ای و باید سوار پورشه بشی اصلا اینو خریدی تا سال آینده باید مدل بالاترشو بخری و برای به دست اوردنش نهایت تلاشتو کنی ولی چند ساعت از حرفاش نگذشته بود که یه کلیپی از حضرت آقا پخش شد که آقاجان میگفتن دل حریم الهیه نه نمایشگاه ماشین که مشغول عشق و علاقه به ماشین ها مدل بالاتر و بیشتر باشه❤
    چقدر بده  یه آدم با مدرک کشکی از دانشگاه کشککی اونم شعبه دبی با اندیشه های پلاسیده و پوسیده اینطوری خط و خیت بشه😁👍🏻
    ایمان پولکی البته نه اون پولکی که اسکناس و کاغذه بلکه اون پولکی که خوشمزه و شیرین میزنه💎🐋💙

  101. با سلام خدمت شما
    آیا اینجا وابسته به موسسه بیان معنوی است؟

  102. یه لحظه فک کن داییت که از لحاظ ظاهری دوقلوشی امیر دریادار باشه و دشمنارو تهدید کنه که هیچ غلطی نمیتونن بکنن و در صورت هر غلطی تو دهنی میخورن ولی خودت بیزار از جنگ و طرفدار صلح با دشمن خونیت و تو کف دجال آمریکایی باشی 😁😂 چه خبرتونس؟

  103. عه این آقاهه که سفیر یونیسف بود و توبه و معذرت خواهی کرده بود دیگه دروغ نگه😃😃😃
    بازم که داره دروغ میگه😐😐😐 شما کی طلبه شدی پدر معنوی؟ از قد رشیدت خجالت بکش 🙄🙄🙄
    توبه شکستن خطاست ها
    👇🏻👇🏻👇🏻
    نه شیخ می‌دهدم توبه
    و نه پیرمغان می
    ز بس که توبه نمودم
    ز بس که توبه شکستم

  104. ولی ایمان پسر خیلی خوبی بود که
    خیلی غمگین شدم😢
    من خیلی این پسر و دوست داشتم💔
    خدا آخر و عاقبت همه رو بخیر کنه

  105. همه ی این مدعیان دروغین رو رسوا کنید 👏🏻
    ظهور نزدیک است آقای سرورپور حتی اگر امثال شما دلتون نیاد و یا بترسید به اندازه ی یک پست و استوری از امام زمان حرف بزنید

  106. فرزانه خانم جان چرا فکر میکنی همه به ایمان سرورپور حسادت میکنن و خصومت شخصی دارن خواهر من ؟ خیلی سخته بفهمی دین و ایمانتو از کسی گرفتی که پیامبر خدا نبوده؟!!!😉😘 ریلکس کن

  107. خیلی متن بچگونه و سطحی و ظاهرا نشأت گرفته از خصومت شخصی بود
    متاسفم براتون
    شما حتی یه بار کامل پای حرفهای استاد ننشستین و فقط نشستین و بافتین
    دلیلش جز خصومت شخصی چیزی به ذهن نمیاد😉

  108. سلام علیکم،میشه از شما درخواست کنم بیشتر توضیح بدید منظورتونو؟ گیج شدم،حس میکنم بعضی از آموزه هاشون مثل جدایی سیاست اشتباهه ولی خودشون همیشه از اوضاع سیاسی جامعه آگاهن و با ما حرف میزنن و من گاهی مبهم هستم که شاید متوجه منظورشون نمیشم.ایشون انسان بسیار با خدا و شریف و نجیبی هستن و پا به پای ما اشک ریختن و کمکمون کردن اما حرفاشون کمی گنگه و انگار وقتی به تهش میرسی بن بسته.نمیدونم مشکل از منه که به حرفاشون به خوبی عمل نمیکنم یا حرفاشون ناقصه.خودشونم میگن قطعا فردا بیشتر مطالعه میکنم و علممو بیشتر میکنم و بهتر یادتون میدم

  109. اتفاقا شماهایی که اینجا از استادتون دفاع میکنید هیچ شناختی از سطح علمی و دغدغه هاش ندارید

  110. داشمون نه تنها در زمینه های سیاسی،تاریخی،جغرافیایی،اسلامی و تمام چیزایی که سرک میکشه و یه ناخنکی میزنه تخصصی نداره بلکه در زمینه ی مشاوره تحصیلی هم ضعیف هست 🤷🏼‍♂️
    قدیما علمای دین یه دستور میدادن شاه تن و بدنش میلرزید و نمیتونست هیچ غلطی کنه الآن علمای دین در برابر امثال ایمان سرورپور سکوت میکنن و اینا ادعای همه چیزدانی میکنن و دینو تحریف میکنن

  111. از راهنمایی های شما بسیار ممنونم اما بچه های خودتونو بفرستید پیش ایمان سرورپور
    آموزش شکرگزاری در ۲۱ روز و تفسیر دلخواه و سلیقه ای قرآن و نهج البلاغه و معرفی گرگان وال استریت و بیل گیتس و اپرا وینفری و بقیه ی شرکا با پرونده های سیاه به عنوان اسطوره های موفقیت اسمش مشاوره تحصیلیه؟
    مارادونا میمیره ایمان سرورپور لایو میذاره براش مراسم چهلم میگیره
    اگه چند تا دختر بچه ی دانشجو نبودن بازم اسم موسسه مرکز مشاوره کنکوری بود؟
    شما اسم چند تا از رتبه های زیر صد دانشگاه شریف و بیار که شاگرد ایمان سرورپور بودن
    طرف با چادر سیاه رفته سرکلاسای ایمان سرورپور با بدترین رتبه هیچی قبول نشده و با همفکری ایمان سرورپور بدون کنکور روابط دیپلماتیک دانشگاه آزاد تهران جنوب خونده الآن داره بدون چادر به سبک ایمان سرورپور مشاوره ی کنکور میده و شاخ مذهبی مجازی شده
    چرا تبلیغ مشاوره تحصیلی ایمان سرورپور میکنی برادر من؟
    کدوم توانمندی و موفقیت ؟ خودت سر کلاساش نشستی و از علوم بی حد و حصرش فیض بردی؟
    واستون متاسفم

  112. میشه بپرسم سرنوشت چندتا دانشجوی جوونی که انگشت کردن لونه ی زنبور و هوای قلع و قمع کردن مافیای کنکور و داشتن چیشد مهندس سرورپور؟! راستی چرا هیچ اسمی از شما در دانشکده ی مهندسی دانشگاه تهران ثبت نشده؟ شما واقعا اسمت ایمان هست و واقعا سیدی ؟ پناه میبرم به خدا از شر شیطان رانده شده،کی به شما گفته سرورپور در زمینه ی مشاور تحصیلی و کنکور موفق هست؟ دقیقا وظیفه ی مشاور کنکور چی هست و این آقا سر کلاس دقیقا چه فعالیت هایی انجام میده؟! تو رو خدا به این بیچاره یه منبر بدید دست از سر کنکوریا برداره

  113. اینا از اثرات مهر و امضای مرحوم مغروق استخره 😆😆😆

  114. چقدر لحن حرف زدن هاتون تکراریه آقای سرورپور
    مثل همیشه همه جا تشریف دارید و از خودتون جانانه دفاع میکنید

  115. این آقا شان و منزلت یک خانوم جوان و دانشجوی مدیریت و یا دندانپزشکی شهید بهشتی رو تا سرحد اینکه بشینه گوشه ی خیابونای شلوغ شهر دستفروشی کنه و یا توی رستوران های شمال شهر زیر پای این آقا و رفقای میلیاردرش رو تی بکشه پایین اوردن
    من سه چهارسال از عمرم پای حرف های این آقا هدر رفت و رو حساب حرفای این آقا دل از درس و پزشکی دانشگاه تهران کندم و الآن خیلی پشیمونم و سنم برای شروع مجدد رشته پزشکی بالا رفته و دوباره درس خوندن رو در رشته ی دیگری از سر گرفتم
    فقط همین رو میتونم بگم خدا خیرتون نده خانوم دکتر و اونایی که سال هاست آنتن زنده ی شبکه آموزش و به این آدم دادید

  116. این آقا شان و منزلت یک خانوم جوان و دانشجوی مدیریت و یا دندانپزشکی شهید بهشتی رو تا سرحد اینکه بشینه گوشه ی خیابونای شلوغ شهر دستفروشی کنه و یا توی رستوران های شمال شهر زیر پای این آقا و رفقای میلیاردرش رو تی بکشه پایین اوردن
    من سه چهارسال از عمرم پای حرف های این آقا هدر رفت و رو حساب حرفای این آقا دل از درس و پزشکی دانشگاه تهران کندم و الآن خیلی پشیمونم و سنم برای شروع مجدد رشته پزشکی بالا رفته و دوباره درس خوندن رو در رشته ی دیگری از سر گرفتم
    فقط همین رو میتونم بگم خدا خیرتون نده خانوم دکتر و اونایی که سال هاست آنتن زنده ی شبکه آموزش و به این آدم دادید

  117. استاد ایمان توانایی های فوق العاده ای در شستشوی مغزی و انحراف قلبی دختران و پسران نوجوان و در عنفوان جوانی دارند فعلا جادوی حرف های شکلات پیچ شدشون هستید یک روز چشم باز میکنید و میبینید استاد ایمان قسمتی از تلخ ترین خاطره ی زندگیتون شده و خودتون تبدیل به دریایی از شک و تردید تبدیل شدید

  118. صحبت های چند سال پیش ماه رمضون حاج آقا پناهیان و مقام معظم رهبری رو براش فرستادیم و گفتیم حرفاش با دین در تعارضه حتی رهبر لعنت کرده کسایی که میان جوونا رو از سیاست جدا میکنن چون این بشر مارو مجبور میکرد اخبار نگاه نکنیم و سمت سیاست نریم و ما چندسال از دنیای بیرونمون بیخبر بودیم و فقط پول واسه کلاسای این خرج میکردیم اول کلی حرف زد که بهمون اشتباه یاد دادن و چیزایی که تو مغزمونه اشتباهه بعد دید مقاومت میکنیم از همه جا بلاکمون کرد…پولای میلیاردی که توی یروز برای دوسه ساعت میگیره خوب بهش ساخته :))) من بعید میدونم اون تریبونی هم که تلویزیون داره رایگان باشه

  119. وای چه عجب یکی نسبت به دکتر مهندس ادیب هنرمند متفکر فیلسوف و صوفی و سید بزرگوار ایمان سرورپور واکنش نشون داد!!!
    دوستم الان برام لینک اینجا رو فرستاد خاطرات قدیمی برامون زنده شد… این آدم و ول کنی ادعای پیامبری هم میکنه… از منظر ایمان سرورپور همه اشتباه فهمیدن و اشتباه میگن و به ما اشتباه یاد دادن و ما تو اشتباه غرقیم و فقط ایمان سرورپور راست میگه و بلده از منظر مرجع تقلید ایمان سرورپور حجاب و پوشش فراتر از چیزایی که از بچگی تو مدرسه به ما گفتن و حتی اگه لباسات از تنگی تو تنت منفجر بشه و خفه بشی و با ناخن کاشت نماز و قرآن بخونی حجاب محسوب میشه و مهم نیته و ما باید بریم ساعت پنج صبح به وقت اذان صبح تو کلاساش شرکت کنیم تا راز های ناگفته کائنات رو برامون توضیح بده و از تاریکی رهایی پیدا کنیم… استاد همه حرفاش و از کتابای زرد روانشناسی کپی میکنه دیگه ما که تمام کتابایی که خودش معرفی کرده بود خوندیم خبر داریم همه حرفاش کپی پیسته بقول خودش شاگرد استاد جینگ شیانگ چینگ چنو تو فلات تبت بوده و تنها شاگردش سید ایمان بوده ماشاءالله قربونش برم همه تیپ و لباس پوشیدن هاش هم از مهرداد صدیقیان اسکی میره و اون بیچاره هرچی میپوشه فرداش ایمان سرورپور فوری میره میخره تنش میکنه مردکه فیک تقلبی

  120. سلام…
    آقای سرورپور خودش رو سید وشیعه امام علی(ع) و امام رضا(ع) و محب شهدا و انقلاب میدونه اما بارها در اجرای زنده تلویزیونی یکی به نعل کوبیده و یکی به میخ از طرفی میگه عاشق و سینه چاک امام علی (ع) هست ولی از طرفی احادیث و روایات امام علی(ع) و خاندانش رو جعل و تحریف میکنه!!! آیات قرآن رو طبق سلیقه و امیال شخصی خودش ترجمه و تفسیر میکنه… یکبار هم ادعا کرد طلبه هست و علوم اسلامی خونده و من وقتی ازش درخواست دیدن مدارک حوزه علمیه کردم خودداری کرد و گفت من کلی دوست و رفیق آخوند دارم و سرم داد و بیداد کرد(عربده کشید) کسی که میگه باباش مرد جنگ و جانباز روانی هست قطعا به سخنان امام و رهبر کشور و آرمان هاشون پایبنده ولی این آقا به قدری وقیح هست که در قالب بچه مذهبی و انقلابی حرفایی رو میزنه که نقطه ی مقابل حرفای کسایی هست که فرمانده ی پدرش و دایی و فک و فامیلاش هستن.کافیه به این آقای به ظاهر محترم انتقاد کنی و اشتباهتش رو به روش بیاری طوری سرت داد و بیداد میکنه و زیر سوال میبردت که تو خوابم نمیدیدی!!! توی تلویزیون میاد میگه نماز بخونید قرآن بخونید روزه بگیرید توی فضای مجازی دخترا رو دعوت به رقاصی و خوانندگی میکنه،جز دشمن آدم این حرفو به یه دختر نمیزنه که اگه اینطوری حال دلت آرومه مهاجرت کن و به آرزوهات برس چون همه میدونن از هر صد دختری که برای خوانندگی و رقص و مدلینگ مهاجرت میکنن نود درصدشون اسیر باندای قاچاق دختر میشن،این آدم به شدت دروغگو،ریاکار،متناقض و بلاتکلیف هست،من واقعا نمیدونم چرا باید این آدم که شاخصه های یک انسان عاقل و بالغ رو نداره معلم این تعداد کنکوری و نوجوون بشه!!!حیف من و ما که عمرمون سال ها حروم این آدم و دروغاش شد،تو رو خدا هرکی ادای آدمای خوب رو دراورد بهش اعتماد نکنید،فقط کافیه یه مدت این آدمو زیر نظر بگیرید همه چیز دستتون میاد،حرف برای گفتن خیلی زیاده ولی خودتون باید مراقب انتخاب استاد و معلمتون باشید و اجازه ندید مثل ما قدیمیا از احساس و شعورتون سواستفاده بشه و بعد سرتون به سنگ بخوره

  121. اولش باید بگم نباید آقای سرورپور رو از دور قضاوت کرد، مثل شما که درک نکردید منظور آقای سرورپور از حرفاشون چیه. منظور استاد از صلح این نیست که خودتو ببازی و صلح کنی، یا مثلا درمورد کلمه حق کسی که به یکی فحش میده حق داره، یعنی در درونش یه چیزی اذیتش میکنه که به واسطه این حق داره عصبانی بشه و فحش بده.
    نترسین اونایی که عمیق به حرفای استاد گوش میدن اصل مطلبو میگیرن

  122. اتفاقا یکی از مواردی که اسطوره ی من همیشه میگن همین نقد کردنه. شما روی خودت تمرکز کن و تمرکزت رو از استاد ما ببر روی خودت دوست عزیز
    بعدم تا کامل آشنا نشدی با نوع افکار ایشون اجازه ندارین این مدلی حرف بزنید درباره ی ایشون

  123. سلام استاد ایمان سرور پور اصلا اینجوری نیست همیشه این را میگویند خدایا بگیر ازمن هرآنچه تورا از من میگیرد درست نیست ایشون را اینطوری نقد میکنید😐

  124. سلام. شما از جناب سرورپور انتقاد میکنی که فک می‌کنه حق باهاشه درصورتی که خودتون جوری متن نوشتین که بگین نخیر حق با منه. شاید شما درست میگی اما دلیل بر این نیست که ایشون اشتباه میگه. توصیه میکنم دوره های مورنینگ هیرو کلاب و آگاهی تا آفرینش رو شرکت کنید و بعد شروع کنید به انتقاد.

  125. استاد ایمان اصلا اینطوری نیستن… شما خیلی دیگه بی انصافی کردین… استاد همیشه تو استوری هاش میگه که خدایا من هیچ ام و همه چی تویی… و… به جای تمرکز رو دیگران رو خودتون تمرکز کنید بد نیست:))

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت، در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.