12
معنویت عصر جدید با طعم شیطان‌گرایی

آشنایی با فرقه شیطان‌گرایی لاویایی

  • کد خبر : 4386
  • 13 تیر 1400 - 14:00
آشنایی با فرقه شیطان‌گرایی لاویایی
لاوی شیطان را موجودی واقعی نمی‌دانست و آن را نماد امیال و لذت‌‏طلبی نفسانی انسان معرفی می‌کرد. در واقع آن‏چه اعضای این فرقه می‌پرستند نفسانیت خویش است. پيرو همين نگرش اومانیستی، بزرگ‌ترین عيد ساليانه برای يك شیطان‌گرایی لاویایی،‌ سالروز تولد خود اوست.

بهداشت معنوی؛ فرقه «شیطان‌گرایی لاویایی» (LaVeyan Satanism) مشهورترین فرقه شیطان‌گرایی در جهان است که در سال 1966 میلادی توسط یک یهودیی از خاندان مهم بوهمیا به نام «آنتوان زندر لاوی» مشهور به «آنتوان لاوی»، در شهر سانفرانسیسکو (ایالات متحده) تأسیس شد. لاوی خانه خود را «کلیسای شیطان» نامید و به‌عنوان پایگاه این فرقه معرفی کرد. دو سال بعد کتاب اصلی این فرقه با عنوان «انجیل شیطانی» منتشر شد.

پژوهشگران دینی، این دین را به عنوان یک «جنبش نوپدید دینی»، طبقه‌بندی کرده و آن را شکلی از «باطن‌گرایی غربی» می‌دانند. شیطان‌گرایی لاویایی، یکی از انواع گوناگون جنبش‌هایی است که خود را به عنوان شکلی از شیطان‌پرستی معرفی می‌کنند.

استفاده از عناوینی چون کلیسا و انجیل با پسوندهای شیطانی، توجه بسیاری از رسانه‌ها را به این فرقه جذب کرد و در مدت کوتاهی شهرت زیادی یافت. دیدار برخی شخصیت‌های سیاسی، نظیر «جان کری» (سناتور وقت مجلس سنای آمریکا) و برخی از چهره‌های هنری همچون «مرلین منسون» (خواننده هنجارشکن آمریکایی) با آنتوان لاوی این فرقه را در کانون توجه رسانه‌ها قرار داد.

لاوی شیطان را موجودی واقعی نمی‌دانست و آن را نماد امیال و لذت‌‏طلبی نفسانی انسان معرفی می‌کرد. در واقع آن‏چه اعضای این فرقه می‌پرستند نفسانیت خویش است. پيرو همين نگرش اومانیستی، بزرگ‌ترین عيد ساليانه برای يك شیطان‌گرایی لاویایی،‌ سالروز تولد خود اوست (اخلاق اپیکوری که در تضاد با اخلاق هدونیستی است). همچنين در اجرای مراسم و آیین‌های شیطان‌گرایی، يك انسان را در قسمت محراب قرار داده، عبادات خود را به سمت او انجام می‌دهند.

او شیطان را نماد خودآگاهی، لذت، آزادی و استقلال در برابر خداوند می‌دانست. این نگاه به شیطان ریشه در باورهای تحریف شده یهودی-مسیحی به شیطان داشت.

نگرش غالب فرقه‌های شیطان‌گرایی جدید به شیطان، ریشه در آموزه‌های تحریف‌شده یهودی – مسیحی دارد و با نگرش اسلامی به شیطان متفاوت است.

در نگرش اسلامی، شيطان یک «جنّ» است (وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ ۗ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ ۚ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا؛ کهف: 50) كه در اثر عبادت به جمع فرشتگان راه يافت و به سبب عصيان در برابر دستور الهی از مقام خويش تنزل پيدا کرد. (قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ ‎﴿١٣﴾‏ قَالَ أَنظِرْنِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ‎﴿١٤﴾‏ قَالَ إِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ ‎﴿١٥﴾‏ قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ‎﴿١٦﴾‏ ثُمَّ لَآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ ۖ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ ‎﴿١٧﴾‏ قَالَ اخْرُجْ مِنْهَا مَذْءُومًا مَّدْحُورًا ۖ لَّمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمْ أَجْمَعِينَ ‎﴿١٨﴾؛ اعراف:13و18) او با فريب آدم (ع) و همسرش، باعث هبوط آن دو از بهشت الهی شد (وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ ‎﴿٣٤﴾‏ وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَٰذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ ‎﴿٣٥﴾‏ فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ ۖ وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِينٍ ‎﴿٣٦﴾‏ فَتَلَقَّىٰ آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ ۚ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ‎﴿٣٧﴾‏ قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِيعًا ۖ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَايَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ‎﴿٣٨﴾‏؛ بقره: 34-38).

ولی در نگاه يهودی – مسيحی، شيطان «فرشته‌ای» است که در داستان آدم (ع) و حوا نقش منجی را براي نوع بشر بازی می‌کند. شیطان راهنما بسوی درخت آگاهی است و از طریق زن، مرد را نیز به آگاهی می‌رساند. سپس خدا کلام شیطان را تأیید می‌کند و می‌گوید: «همانا آدم مثل یکی از ما شده است که آگاه از نیک و بد گردید. اینک مبادا دست خود را دراز کند و از درخت حیات نیز بخورد و تا ابد زنده بماند.» (پیدایش:3)

در این داستان‌پردازی‌ها، خدا مانعی برای رسیدن به علم و جاودانگی است و شیطان به علم و زندگی راه می‌نماید و آزادی و شکوفایی استعدادهای بشری را می‌خواهد.

نماد اصلی فرقه شیطان‌گرایی لاویایی «طلسم بافومت» نشانی مركب از یك ستاره پنج‌پر وارونه كه درون آن تصو‌یر سر یك بُز قرار داده شده است. ا‌ین تر‌کیب درون دو دا‌یره قرار گرفته و اطراف آن، کلمه‌ای به زبان عبر‌ی نگاشته شده است. سر بُز مربوط به بُز بافومِت است كه در گروه‌های ماسونی و شیطان‌گرایی باستانی، نشان شیطان بوده است.

 

شیطان‌گرایی لاویایی

تصویر بز بافومت در ستاره پنج‌پر

ستاره پنج‏‌پر (در حالت عاد‌ی) نماد‌ی بسیار كهن محسوب می‌شود. ا‌ین نماد زمانی نشان وِنوس، الهه ز‌یبایی و عشق شهوانی زنانه بوده است. از زمانی كه لِئوناردو داو‌ینچی، طرح «مرد ویترویوسی» را طراحی كرد، به سمبل اصالت انسان و اومانیسم تبد‌یل شد.

 

شیطان‌پرستی لاویایی

طرح مرد ویترویوسی

لاوی در انجیل شیطانی می‌نویسد: ستاره پنج پر در نقاشی داوینچی اشاره به طبیعت روحانی انسان دارد؛ ولی چون در مکتب ما، جنبه شهوانی انسان مدنظر است، پنج‌ضلعی وارونه شده است تا سر بز بافومت نیز به‏‌خوبی در آن جا‌ی گیرد.

 

منابع

‏‫عرب، حسین. بی نقاب: نگاهی دقیق تر به جریان شیطان گرایی. قم: صهبای یقین، ۱۳۹۳.

https://en.wikipedia.org/wiki/LaVeyan_Satanism

Lavey, Anton. The Satanic Bible, 1969

 

لینک‌های مرتبط:

آئین شیطان‌پرستی و انواع شیطان‌گرایی

تاریخچه شیطان گرایی و پرستش شیطان در ایران معاصر

لینک کوتاه : https://behdashtemanavi.com/?p=4386
  • 971 بازدید

ثبت دیدگاه

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت، در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.