3

حجه الاسلام عابدی: بین صوفی و عارف فرق بگذارید

  • کد خبر : 455
  • 29 اسفند 1396 - 9:46
حجه الاسلام عابدی: بین صوفی و عارف فرق بگذارید

به گزارش جمن نیوز، الان در حوزه جریاناتی راه افتاده که هر عارفی را صوفی و هر صوفی را عارف می گویند؛ در حالی این ها دو گروه‌ کاملا جدا از هم هستند. دراویش گنابادی معتقدند که قطب نایب خاص امام زمان است و برای ارتباط قلبی با خدا باید همواره و حتی در نماز […]

به گزارش جمن نیوز، الان در حوزه جریاناتی راه افتاده که هر عارفی را صوفی و هر صوفی را عارف می گویند؛ در حالی این ها دو گروه‌ کاملا جدا از هم هستند.

دراویش گنابادی معتقدند که قطب نایب خاص امام زمان است و برای ارتباط قلبی با خدا باید همواره و حتی در نماز چهره قطب را تصور کرد و عشق و ارادت به او را در دل پرورش داد.

این کار به تدریج قطب را به جای امام زمان و حتی خدا در ذهن و قلب دراویش جایگزین می سازد و موجب کژروی های اعتقادی و اخلاقی می شود. از این رو استاد احمد عابدی فرمایشاتی را در نقد فرقه صوفیه گنابادی ایراد فرمودند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حجت الاسلام والمسلمین عابدی، از اساتید برجسته حوزه، در پایان درس خارج اصول که در حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها برگزار شد، به مناسبت وقایع خیابان پاسداران تهران نکات جالب و مهمی را درباره دراویش و صوفیه مطرح کرد که  تقدیم خوانندگان می‌شود.

عارف با صوفی متفاوت است

بین صوفی و عارف فرق بگذارید؛ اینها دو چیز است. الان در حوزه جریاناتی راه افتاده که هر عارفی را صوفی می گویند و هر صوفی را عارف می‌گویند؛ در حالی که این، خلط مبحث است. این‌ها دو گروه‌اند و کاملا از هم جدا هستند.

امام خمینی(ره) هر جا می خواهد دراویش را نام ببرد، می فرماید:«جهله صوفیه». ملاصدرا هم می گوید «جهله صوفیه». هر وقت می خواهند عرفا را نام ببرند، می گویند «محققین صوفیه»؛ پس عارف و صوفی دو چیز است. افرادی مثل امام خمینی، علامه طباطبایی، آیت الله بهجت و میرزا جواد آقا ملکی عارف هستند و صوفی نیستند.

تا قرن پنجم صوفی و عارف یک چیز بود. ازقرن ششم به بعد صوفی یک چیز است و عارف چیز دیگر. اینهایی که در تهران این اتفاق را ایجاد کردند صوفی هستند و عارف نیستند. تاریخ اینها هم  خیلی قدیمی است و از قبل از اسلام بودند.

صوفی داخل و خارج کشور با هم فرق دارند

بین صوفی داخل کشور و خارج کشور فرق بگذارید. این هم یک بحث سیاسی نیست. ما الان در مصر یا لیبی خیلی صوفی و درویش داریم.  مبارزه کنندگان با آمریکا یا استعمار انگلیس و فرانسه همین صوفی ها بودند.

ولی یکی از صوفیان داخل کشور در این هشت سال جنگ جبهه نرفت. خودشان می گویند دین از سیاست جداست و در واقع دروغ می گویند. ارتشبد نصیری رئیس ساواک، صوفی و از همین گنابادی ها بود. قبل از ارتشبد نصیری، سپهبد مقدم از همین ها بود. اسدالله علم، وزیر دربار شاه از همین صوفی های گنابادی‌ بود.

زمانی که هنوز مشهد فرودگاه نداشت، گناباد فرودگاه داشت. چون ارتشبد نصیری صوفی بود و می خواست به گناباد  برود و دست قطب را ببوسد و بیاید ریاست ساواک را داشته باشد.

شاید حدود صد فرقه درویشی در کشور است و خارج کشور هم بیشتر از این است.

 قطع سلسله سند، دلیلی بر بطلان صوفیه

صوفی یا درویش هیچ دلیلی بر بطلان کارش، مهمتر از این نیست که سلسله سندشان  قطع شود؛ مثل روایت که سند می خواهد تا برسد به معصوم. تصوف هم اینطور است؛ یعنی این کسی که قطب است باید از قطب قبلی اجازه داشته باشد تا به امیرالمؤمنین علیه‌السلام برسد. اگر یک جا سند قطع شود دلیل بر بطلان تصوف است.

سلطان محمد که دراویش گنابادی از او درست شده‌اند می گوید: فقر (صوفی گری) در ایران وجود نداشت، من رفتم از یک مرتاض هندی در حیدر آباد فقر را یاد گرفتم و اینجا گسترش دادم. سلسله سند این درویش‌های نعمت اللهی به یک مرتاض هندی می رسد.آخوند صاحب کفایه یک فتوای قتل صادر کرد و آن هم حکم ارتداد همین سلطان محمد، رئیس گنابادی ها بود .

مؤسس خانقاه

این‌ دراویش در خانقاه می‌روند، ولی در مسجد نمی‌روند. مسجد را انبیاء ساختند؛ ولی اولین کسی که خانقاه را ساخت یک معمار مسیحی  مصری بود که در کوفه اولین خانقاه را ساخت.

حجاب دهان

قبل از انقلاب، حرم مطهر حضرت معصومه (سلام الله علیها) دست همین صوفی های گنابادی ها بود و هر روز بعد از ظهر در حرم جلسه داشتند و این هم عادی بود که معمم بودند، ریششان را می تراشیدند و سبیل می گذاشتند. سبیل را حجاب دهان می دانند؛ در حالی که طرفدار حجاب نیستند و زنانشان مقید حجاب نیستند.

زمخشری کتابی دارد و در آن می ‌گوید که وقتی‌ این صوفی ها «هو هو» یا «علی علی» می گویند، نه مقصودشان حضرت علی است و نه  مقصودشان خداست؛ اینها یک عشق شهوانی را می‌گویند. زمانی در اصفهان دراویشی بودند؛  طلبه ای آب خورد و گفت «سلام بر حسین و لعنت بر یزید». دراویش  عمامه از سر طلبه برداشتند و او را کتک زدند که چرا به یزید توهین کرده است. چون معتقد به صلح کل هستند که یعنی کسی به یزید هم نباید اهانت کند!

لینک کوتاه : https://behdashtemanavi.com/?p=455
  • 126 بازدید

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 1
  1. دوست عزیز تمام مطالبتون اشتباه بوده و هیچ سند و مدرکی برای اثبات این گفته ها وجود ندارد. انسان میتواند از عقاید خود دفاع نموده ولیکن با دروغ و دروغ بستن به دیگران دیگر چیزی به نام عقیده باقی نمی ماند. بایان گفتار یاد ماکیاولی افتادم که چگونه دروغ می گفت و چکونه در جهت اثبات دروغ خود اشک میریخت

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.